بنیاد تحقیقات تجربه نزدیک مرگ (NDERF)
تجارب فردی تجربه نزدیک مرگ
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید


این تجارب نزدیک مرگ، مانند سایر تجاربی که با شما سهیم شدیم ، اگر فرد تجربه کننده درخواست کرده باشد، به گونه ای ارائه می شوند که حریم خصوصی وی را کاملاً حفظ کند. ما فکر نمی کنیم این تغییرات، درک ما را از تجربه نزدیک مرگ بکاهد. به اعتقاد ما، این تغییرات برای همبستگی بنیاد NDERF لازمند.


تجارب نزدیک مرگ و توضیحات: در زیر، خلاصه ای از داستان ها قرار دارند. برای مطالعه ی نسخه ی کامل آنها، بر روی لینک نام تجربه کننده کلیک کنید.

تجارب نزدیک مرگ انحصاراً با بنیاد NDERF در میان گذاشته شده اند... تجارب بیشتر به زودی ارسال خواهند شد



برای مشاهده تجربیات فعلی اینجا کلیک کنید 5768. گری تی. تجربه نزدیک به مرگ 2/20/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13475 برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت با نگاه مستقیم به بیرون، می‌توانستم بگویم که پدربزرگم از فاصله ای دور در سمت چپ من ایستاده بود. او آنجا ایستاده بود و مرا تماشا می‌کرد. ناگهان، او جلوی من ایستاده بود و لبخند می‌زد. آنقدر نزدیک بود که نمی‌توانستم بیرون آمدن از بدنم را تمام کنم. او حتی یک کلمه هم با من حرف نزد، اما می‌دانستم که دیگر اجازه نمی‌دهد بیشتر از این ادامه دهم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل واکنش آلرژیک. اشتراک حدود سه ماه پس از وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ

5767. تینا بی. تجربه نزدیک به مرگ 2/20/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13474 برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت وقتی به بدنم نگاه کردم، آنجا نبود. اگرچه می‌توانستم بدنم را حس کنم، اما نمی‌توانستم آن را ببینم. به نظر می‌رسید که در یک حرکت ریتمیک، مانند ضربان قلب هستم. انگار روی یک تسمه نقاله به جلو حرکت می‌کردم. به سمت چیزی شبیه به خط افق در ابرها می‌رفتم، شبیه به افقی که در اقیانوس می‌بینید. در آن سوی ابرها، می‌توانستم بالای یک چرخ و فلک را ببینم. به جای داشتن چراغ، مانند الماس می‌درخشید.
تجربه ی نزدیک به مرگ به خاطر خفه شدن

5766. ارتباط پس از مرگ مادر اسکار (ADC) 13473 2/20/2026. ارتباط پس از مرگ (ADC) 13473 برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت استود با او صحبت کرد و گفت: «نگران نباش، همه چیز درست خواهد شد.» مادرم همیشه به ما می‌گفت که حرف استود نبود که خواب را اینقدر واضح در ذهنش نقش بسته بود؛ بلکه نحوه ی لباس پوشیدن استود بود. آنها زوج شیکی بودند و او در خواب می‌گفت که استود «کت و شلوار افتضاحی» پوشیده بود که «هرگز در زندگی واقعی نمی‌پوشید.»
رویای ADC دوم-شخص که در سال ۱۹۴۵ اتفاق افتاد. ۸۰ سال پس از وقوع به اشتراک گذاشته شده است.

5765. هالی ال. ارتباطات پس از مرگ (ADC) 13472 2/18/2026. ارتباط پس از مرگ (ADC) 13472 برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت داشتم از مسیر خانه ی پدربزرگ و مادربزرگ پدری‌ام بالا می‌رفتم. می‌توانستم حس کنم پدربزرگم پشت سرم راه می‌رود، همانطور که اغلب وقتی زنده بود این کار را می‌کرد. او با صدای بلند گفت: "مراقب باش، سوزی!" (لقب من وقتی بچه بودم.)
تجربه ی ADC از پدربزرگ، و تجربیات دیگر. ۷۴ سال پس از تجربه به اشتراک گذاشته شده است.

5761. CL F. تجربه تحول معنوی (STE) 2/12/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13466. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او اضافه کرد که من ماموریت این زندگی را دوست داشته‌ام و همچنین عشق زیادی خواهم داد و دریافت خواهم کرد. می توانستم احساس کنم که در سمت چپم جمعیتی از مردم یا موجوداتی در دوردست حضور داشتند. به آنها نگاه نکردم زیرا هنوز به نور نگاه می‌کردم. صدا به من گفت که اگر بخواهم می‌توانم در نور پرواز کنم. سپس، پرواز در سقف بلند اتاق نشیمن را به یاد می‌آورم.
رویای STE در ۴ سالگی با ویژگی‌های NDE.

5760. جی‌جی اس. تجربه تحول معنوی (STE) 2/13/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13468. از فرانسه. اصل اثر به زبان فرانسوی، ترجمه شده به انگلیسی. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس، تونل با بالا رفتن من شروع به دلپذیرتر شدن و روشن‌تر شدن کرد. موسیقی بسیار ملایم‌تر شد تا جایی که دیگر نمی‌توانستم آن را بشنوم. با رسیدن به انتها، به وضوح متوجه شدم که من اصلاً بدن نیستم، که صرفاً و صرفاً یک آگاهی هستم. یادم می‌آید که فکر می‌کردم، "وای! ما نمی‌میریم!" و "به بالاتر نگاه کن، به آنچه در انتظار توست!" به لبه نزدیک شدم و نگاهی اجمالی به جهان انداختم. نور سفیدی نبود. آماده بودم که به اصطلاح، کاوش کنم، یا حداقل با اشتیاق و آرامش به آن بپیوندم. می‌توانستم آن را با آزادی، سبکی، عشق و شادی کاوش نمایم.
رویای STE احتمالی، مشابه NDE

5758. زارا ال. تجربه تحول معنوی (STE) 2/11/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13464. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت لحظه‌ای که این فکر را کردم، باورنکردنی‌ترین احساس عشق کاملاً مرا در بر گرفت، احساسی که هرگز پیش یا پس از آن تجربه نکرده بودم. نفسانیتم از بین رفته بود. منیتم از بین رفته بود. هیچ چیز نداشتم. به هیچ چیز نیاز نداشتم، حتی به کلمات. کاملاً احساس آزادی می‌کردم.
پس از جلسه ی مشاوره، احساس بیماری کردم، سپس STE-ی احساس عشق عظیم.

5757. رابین اس. تجربه تحول معنوی (STE) 2/13/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13463 برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من از یک احساس بسیار متمایز که در سلول‌های فیزیکی تشکیل‌دهنده ی انگشتان پای این مرد شروع شده بود، آگاه شدم، زیرا انگشتان پای من به نوعی همان فضای فیزیکی را اشغال می‌کردند. نزدیک‌ترین راه برای توصیف آن، تصور لرزی است که ممکن است هنگام شنیدن یک قطعه ی موسیقی متعالی، یا دیدن چیزی فوق‌العاده زیبا یا معنادار برای شما، یا حتی آن لرزش یا رعشه ی کوچک لذت هنگام سوار شدن به ماشینی که در یک روز واقعاً سرد در یک نقطه ی آفتابی پارک شده است و صندلی ماشین شما به طرز شادی‌آوری گرم است، به شما دست دهد.
رویای STE با آگاهی قابل توجه از مرگ شخص دیگر.

5756. پاملا ن. تجربه نزدیک به مرگ 2/6/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13462. تجربه نزدیک به مرگ استثنایی برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من توسط پرندگان، گوزن‌ها، خرگوش‌ها، سنجاب‌ها، فیل‌ها، شیرها، ببرها، گربه‌ها، سگ‌ها - هر حیوانی که بتوان تصور کرد - احاطه شده بودم. مانند یک صحنه ی کتاب مقدس بود. من در یک گروه کر ملودیک از صداهای حیواناتی که آواز می‌خواندند غرق شده بودم و کاملاً مستغرق در عشق فراوان. و او آنجا ایستاده بود، هالی، روتوایلر ۱۴ ساله ی من که تنها چند روز قبل در آرامش در آغوش من درگذشته بود. اما او جوان بود، شاید دو یا سه ساله، قوی و راست قامت، برآمدگی کوچک دمش تکان می‌خورد و باعث می‌شد باسن او نیز تکان بخورد. او به سمت من دوید و من به زانو افتادم، صورتش را در دستانم گرفتم و او را غرق در بوسه و اشک کردم در حالی که صورتم را لیس می‌زد و به من لبخند می‌زد. روحم پر و کامل بود و در آن لحظه می‌دانستم که اینجا خانه ی واقعی من است.
جربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل خونریزی ناشی از زخم.

5755. کلی جی. تجربه نزدیک به مرگ 2/6/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13461. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت نور زرد و نارنجی زیبایی همه جا را فرا گرفته بود، بسیار شبیه خورشید اما ملایم‌تر. احساس می‌کردم در گرما احاطه شده‌ام و هیچ حس زمان یا مکانی نداشتم. احساس پذیرش مطلق و عشق بی‌قید و شرط داشتم. این آزادترین احساسی بود که تا به حال تجربه کرده بودم. این احساس بسیار زیبا بود و هیچ شباهتی به آنچه که می‌توانستم روی زمین احساس کنم، نداشت.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل ایست قلبی ناشی از آمبولی ریوی.

5754. کشیش بیل سی. تجربه نزدیک به مرگ 2/6/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13460. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در زمان مرگم، خود را در حضور خداوندگارم، عیسی مسیح، یافتم که از درون با نور سفیدی ورای تصور می‌درخشید.
تجربه ی مرگ به دلیل خفگی توسط بخش جلویی یک لودر در سن ۷ سالگی. ۶۲ سال بعد به اشتراک گذاشته شده است.

5753. جوی تی. تجربیات نزدیک به مرگ 2/6/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13459. به گردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت حرکت سیال بود. حسی شبیه راه رفتن یا پرواز نداشت. بیشتر شبیه امواج یا رزونانس بود، بیشتر به نحوه ی حرکت صدا نزدیک بود تا حرکت اجسام فیزیکی. وقتی با گوی‌های ثابت تماس برقرار می‌شد، مانند زمانی که با حضور دیگری مواجه می‌شدیم، حرکت شروع می‌شد. هیچ چیز آن را مجبور نمی‌کرد. هیچ دستورالعمل، قضاوت یا فرمانی وجود نداشت. به نظر می‌رسید خودِ ملاقات اجازه ی تغییر را می‌داد.
سه تجربه ی نزدیک به مرگ با تجربه‌ای ثابت در هر سه مورد.

5752. تجربه نزدیک به مرگ الکسی 2/4/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13458. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از روسیه. متن اصلی به زبان روسی، ترجمه شده به انگلیسی. جایی که بدنم باید می‌بود، چیزی سیاه، مانند میله ی سانسور، وجود داشت. مانند یک فضای تاریک بود. پرتگاه نبود، بلکه چیزی نامرئی بود؛ انگار بدنم از من پنهان شده بود. من آن را به معنای معمول پارچه توصیف نمی‌کنم. یادم می‌آید در آن لحظه فکر می‌کردم: "چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ چرا آنها اینجا ایستاده‌اند و چرا اینقدر نگران هستند؟"
تجربه ی نزدیک به مرگ الکسی پیش از ۱ سالگی با تأیید عالی.

5751. لوک پی. ارتباطات پس از مرگ (ADC) 2/3/2026. ارتباط پس از مرگ (ADC) 13457. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به نظر می‌رسید که هفته‌ها یا ماه‌ها در آن مکان مانده‌ام. زمان معنای خود را از دست داده بود. سپس، به خدا فکر کردم، و به محض این که این کار را کردم، تونلی برای مدت کوتاهی شکل گرفت. سپس به درون این نور سفید فراگیر کشیده شدم. نور مانند عشق بود، کامل‌ترین تجربه ی عشقی که تا به حال شناخته‌ام. بی‌قید و شرط و کامل. به محض این که به درون کشیده شدم، احساس کردم که به بیرون رانده می‌شوم، و احساس کردم پدرم از کنارم به درون نور حرکت می‌کند.
رویای ADC با پدر در شب مرگش، و رویای ADC مشترک با برادرش در مورد پدرش.

5750. زارا ال. تجربه تحول معنوی (STE) 1/31/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13455. تجربه‌ای بی‌نظیر از استرالیا. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت پس از زمین، وقتی آگاهی ما با آنچه خدا می‌نامیم، که هر عضو خانواده‌ای است که به ما متصل است، ملاقات می‌کند، خدای بالاتری وجود ندارد. همه ما برابر هستیم. ما بخشی از خانواده‌های مختلفی هستیم که عشق و ایده‌های یکسانی را به اشتراک می‌گذارند. خدایی که من ملاقات کردم یک خانواده بود و من فهمیدم که این خانواده من است. عشقی که احساس کردم بی‌نهایت بود، گویی آنها منتظر بودند تا دختر کوچکشان را به خانه برگردانند. اصلاً قضاوتی وجود نداشت، فقط خلاقیت. ما آزاد بودیم که هر چه دوست داریم نقاشی کنیم. در حالی که آنجا بودم، یاد می‌گرفتم. احساس کردم که آنها منتظرند تا من چیزی را امتحان کنم. آن زمان بود که فهمیدم می‌توانم آسمان را از صورتی و نارنجی غروب خورشید به نورهای شمالی باورنکردنی که بر روی آب منعکس می‌شدند، تغییر دهم. دوباره تلاش کردم و آسمان را به ستاره‌های باشکوه تبدیل کردم. خانواده‌ام در قایق پر از شادی عظیم بودند.
رویای عمیق STE با بینش‌های معنوی عمیق

5748. تجربه نزدیک به مرگ کورتنی او 1/31/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13453. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس نوری سفید و درخشان تابید و صدایی گفت: "اشکالی ندارد، فقط از این طرف بیا." صدای مادربزرگم بود که در سال ۲۰۰۵ درگذشته بود. از رفتن خیلی خوشحال بودم. می‌دانستم که این دنیا و همه چیز را پشت سر می‌گذارم؛ و شادی خالصی را احساس می‌کردم. تقریباً به سمت آن نور می‌دویدم که درست قبل از رسیدن به آن متوقف شدم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل ایست قلبی ناشی از بیماری.

5747. تجربه نزدیک به مرگ دنی کی 1/31/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13452. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به بالا نگاه کردم و یک چهره ی کاملاً غول پیکر، تقریباً دوازده فوت قد، دیدم. او از طریق تله پاتی از من خواست که به سمتش بروم. به سمت او رفتم و متوجه شدم که پاهایم حرکت نمی‌کنند. با این حال، احساس می‌کردم که راه می‌روم. وقتی به او نزدیک شدم، نمی‌توانستم روی ویژگی‌های صورتش تمرکز کنم. قدرت آرامش‌بخش و خالصی را که از خود ساطع می‌کرد، احساس کردم. به نظر می‌رسید که بال دارد.
تجربه ی دنی کی به دلیل مصرف بیش از حد دارو به همراه ایست قلبی.

5746. Birdie L. تجربه نزدیک به مرگ 1/31/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13451. از فرانسه اصل به زبان فرانسوی، ترجمه به انگلیسی. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس، قلب "نور" را دیدم. در حال حرکت بود اما بی‌حرکت، که آن را غیرقابل توصیف می‌کند. قدرتی از این "خلأ کامل" ساطع می‌شد که شدید و بی‌نهایت به نظر می‌رسید. هیچ حسی قابل مقایسه با آنچه ما اینجا می‌شناسیم وجود نداشت. تجربه "من هستم" با تمام قدرت و هستی‌اش در حالت خام و خالصش شگفت‌انگیز بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن ۱۶ سالگی به دلیل اقدام به خودکشی.

5745. تجربه نزدیک به مرگ کریس 1/26/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13450. تجربه نزدیک به مرگ غیر غربی از قبرس برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزیت وقتی دوباره شروع به شنیدن کردم، خدا به آن موجود اطلاع داد که باید به زمین برگردد. در ذهنش، زمین نه تنها به کوچکی یک اتم بود، بلکه در لبه‌ی دوردست کیهان نیز قرار داشت، جایی که فقط رقت‌انگیزترین و پست‌ترین اشکال وجود در آن رخ می‌دهد. برای آن موجود، اینجا یک تبعیدگاه بود. نمی‌خواست دوباره به خواب رفته و هوشیاری‌اش را از دست بدهد، اما به دلایلی مجبور به اطاعت بود. کلمات، فرمان بودند.
جربه‌ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف رانندگی در سن ۱۶ سالگی. تجربه ی نزدیک به مرگ غیرمعمول.

5744. سام تی. تجربه تحول معنوی (STE) 1/21/2026. تجربه تحول معنوی (STE) 13449. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت پرسیدم: «اما در مورد افرادی که کارهای وحشتناکی انجام می‌دهند، مانند قتل، چه؟» نور پاسخ داد: «قضاوت وظیفه ی من نیست.» سپس نور جهان را آشکار کرد. این بهترین راهی است که می‌توانم آن را توضیح دهم. کل کیهان را آشکار کرد به گونه ای که مانند نقشه‌ای روی میز، در بالای اتاق، در هوا قرار داشت، کل طرح. ناگهان فهمیدم که همه چیز چگونه کار می‌کند. فوق‌العاده غافلگیرکننده و شگفت‌انگیز بود.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی (STE)در زمان نخستین اپیزود دوقطبی که بسیار شبیه NDE بود.

5743. Lorraine K. تجربه نزدیک به مرگ 1/25/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13448. از کانادا. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت انگار من یک بادام زمینی بودم که داشتم ترک می‌خوردم، پوسته‌ام کاملاً از وسط نصف شده بود، اما نه برای این که دور انداخته شوم. خدا داشت پوسته‌ام را می‌شکست تا به خود واقعی‌ام، روحم، برسد. تنها چیزی که می‌دیدم نور سفید درخشانی بود. سپس متوجه شکل یک لباس سفید بلند، روان اما محکم شدم.
جربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف شدید رانندگی.

5742. جودیت دی. تجربه نزدیک به مرگ 1/25/2026. 13447 نزدیک به مرگ مانند تجربه برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت کاملاً احساس آزادی می‌کردم. درست به نظر می‌رسید؛ این حس عمیق و باورنکردنی از آرامش، شادی و «خانه» بودن را داشتم. در سمت راستم می‌توانستم یک نور درخشان بسیار شدید را ببینم و حس کنم که عشق می‌تاباند و مرا به سمت خود می‌کشید. احساس می‌کردم به سمت نور کشیده می‌شوم و همچنین می‌خواستم به آن نزدیک‌تر شوم.
رویایی در سن ۸ سالگی که به طرز چشمگیری شبیه به تجربه ی نزدیک به مرگ بود.

5741. ریچارد پی. تجربه نزدیک به مرگ 1/21/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13446. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت NDE استثنایی ورا رو به دیگرانی که در سمت چپش نشسته بودند، مانند یک شورا، و با صدایی بسیار شبیه قاضی جودی در تلویزیون امروز، خیلی واضح گفت: "خب، افراد زیادی در بهشت ​​هستند که مردم را کشته‌اند." سپس او اصرار داشت که من آنقدرها هم آسیب ندیده‌ام و قرار است برگردم.
ن.ای.دی. استثنایی به دلیل تصادف با دوچرخه ی خاکی. ۴۶ سال بعد به اشتراک گذاشته شده است.

5740. جودیت دی. تجربه نزدیک به مرگ 1/21/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13445. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او دستش را دراز کرده بود و با دست دراز کرده اش پرسید که آیا می‌خواهم با او بروم. من فوراً گفتم: "بله." این یک تجربه ی زیبا بود. من هیچ دردی را احساس نکردم؛ فقط یک حس عمیق عشق. سپس او گفت: "مطمئنی که می‌خواهی بروی؟ تو برنمی‌گردی."
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل عوارض زایمان دوقلوها. ۵۸ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5736. تجربه نزدیک به مرگ کریستن ان 1/13/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13437. تجربه نزدیک به مرگ استثنایی برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت وقتی دوباره شروع به شنیدن کردم، خدا به آن موجود اطلاع داد که باید به زمین برگردد. در ذهنش، زمین نه تنها به کوچکی یک اتم بود، بلکه در لبه‌ی دوردست کیهان نیز قرار داشت، جایی که فقط رقت‌انگیزترین و پست‌ترین اشکال وجود در آن رخ می‌دهد. برای آن موجود، اینجا یکخدا گفت: «تو مثل من هستی.» درست همانطور که ما ویژگی‌های خاصی را از والدین خود به ارث برده‌ایم، این از جانب خدا بود. خدا مذکر و مؤنث است، عشق و شادی خالص و مطلق و بی‌قید و شرط. خدا خنده‌دار، خیال‌پرداز، جادویی و سرشار از خرد نهایی است. ما با هم صحبت کردیم، اما همه چیز را به خاطر نمی‌آورم.
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل ایست قلبی ناشی از بیماری قلبی.

5735. تریسی ام، تجربه‌های دیگر 1/9/2026. نیکولاس اف. تجربه‌های دیگر 13424. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت چشمانم را بستم تا استراحت کنم و صدای مردانه‌ی زیبایی را شنیدم که می‌خواند: «من فرشتگانم را از زندگی جاودان بهشت ​​به سوی تو نازل می کنم.» این زیباترین صدایی بود که تا به حال شنیده بودم. احساس آرامش و سکون شدیدی داشتم. چشمانم را باز کردم و همچنان صدای او را می‌شنیدم که با سازهای موسیقی در پس‌زمینه می‌خواند و تکرار می‌کرد: «من فرشتگانم را از زندگی جاودان بهشت ​​به سوی تو نازل می کنم.»
تجربه‌ی شنیداری دیگر در زمان میوکاردیت(myocarditis) تهدیدکننده‌ی زندگی.

5734. آگنس جی. تجربه نزدیک به مرگ 1/8/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13435. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس صداهای آشنایی شنیدم. برادرزاده و برادرم که هر دو فوت کرده بودند، در کنارم بودند و می‌گفتند: «صبر کن. تقریباً رسیده‌ای.» متوجه شدم که عزیزان دیگری از دور مرا تماشا می‌کنند. نمی‌توانستم آنها را به وضوح ببینم، فقط سایه‌هایی از میان مه می‌دیدم، اما می‌دانستم که آنها هستند. آنها در نزدیکی چیزی که مانند دهانه ی یک غار یا آستانه به نظر می‌رسید، جمع شده بودند.
جربه ی نزدیک به مرگ در طول بیهوشی به دلیل ادم(edema) مغزی.

5733. تجربه نزدیک به مرگ دارلا ز. 1/8/2026. تجربه نزدیک به مرگ 13434. برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس، در حال قدم زدن در مزرعه‌ای شگفت‌انگیز از زیباترین گل‌هایی بودم که تا به حال دیده بودم. منظره ی کوهستانی باشکوهی در دوردست دیده می‌شد. صدای خواهرزاده‌ام را شنیدم که در سال ۱۹۹۸ بر اثر جراحات وارده در یک تصادف رانندگی درگذشت. او مرا به سمت خودش صدا می‌زد و می‌گفت: "عمه دار، عمه دار."
تجربه نزدیک به مرگ به دلیل ایست قلبی در حین قرار دادن استنت پس از حمله قلبی.

5730. تجربه خود به خودی خروج از بدن امرسون (SOBE) 1/7/2026. تجربه خودجوش خروج از بدن (SOBE) 13431. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزیت اصالتاً اهل برزیل هستم. این تجربه در پرتغال اتفاق افتاد. خودم را در محاصره ی بی‌نهایت موجودات نوری گرم، روشن و دوست‌داشتنی یافتم. به یاد آوردم که از این مکان آمده‌ام و فوراً همه چیز را فهمیدم. از این که به آنجا برگشته‌ بودم خیلی خوشحال بودم، اما موجودات به من گفتند که باید برگردم. آنها به من گفتند که یک پسر کوچک دارم و کارهای زیادی که هنوز باید انجام دهم.
تجربه ی بیهوشی در مقابل NDE در زمان سزارین اورژانسی.

5729. تری اس. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 1/4/2026. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13430. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزیت خودم را در محاصره ی بی‌نهایت موجودات نوری گرم، روشن و دوست‌داشتنی یافتم. به یاد آوردم که از این مکان آمده‌ام و فوراً همه چیز را فهمیدم. از این که به آنجا برگشته‌ بودم خیلی خوشحال بودم، اما موجودات به من گفتند که باید برگردم. آنها به من گفتند که یک پسر کوچک دارم و کارهای زیادی که هنوز باید انجام دهم.
تجربه ی بیهوشی در مقابل NDE در زمان سزارین اورژانسی.

5728. ونسا اس. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 1/4/2026. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13428. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزیت به آن خیره شدم و نور سفید زیبایی را در سمت چپ بیضی دیدم. سپس به وضوح شخصی رداپوشیده را دیدم که به سمت من می‌آمد و دست کودکی را گرفته بود. هر دوی آنها در مقابل نور شدید، سایه‌نما بودند، بنابراین نمی‌توانستم چهره‌هایشان را ببینم. آنها چندین قدم در امتداد مسیری برداشتند و سپس متوقف شدند. مسیر به پایان رسیده بود و پرتگاهی تاریک، واقعیت من را از جایی که ایستاده بودند جدا می‌کرد. می‌دانستم که نمی‌توانم از آنجا عبور کنم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در طول جراحی برای بارداری خارج رحمی و ADC مربوط به کودکی که او از دست داد.

5725. نیکولاس اف. تجربه‌های دیگر 12/30/2025. نیکولاس اف. تجربه‌های دیگر 13424. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به دلایلی عجیب، ماشین‌های پشت پورشه، با وجود سبز شدن چراغ، بوق‌هایشان را فعال نکرده بودند. همه چیز برای مدتی متوقف شد. خودِ زمان بی‌حرکت شده بود. همه ی ماشین‌های پشت پورشه صبورانه منتظر بودند. آنها چه دیده بودند، اگر اصلاً چیزی دیده بودند؟ راننده ی پورشه مدتی دیگر با آن نگاه بی‌خبر روی صورتش آنجا نشست و سپس حرکت کرد. پس از این که ردیف طولانی ماشین‌ها از کنارم گذشتند، دوباره وارد جاده شدم و به سمت خانه رانندگی کردم.
نتیجه ی غیرقابل توضیح یک تصادف قریب‌الوقوع خودرو

5724. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی فنگ وو 12/30/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13423. تجربه‌ای غیرغربی از چین. متن اصلی به زبان چینی، ترجمه شده به انگلیسی. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از یک تونل تاریک سرسره ای مارپیچ پایین رفتم. در انتها این فضای زیبا و سفیدتر از سفید و احساس آرامش مطلق وجود داشت. زنی با لباس WRAF به سبک دهه ی ۱۹۴۰ آنجا ایستاده بود. او کمی شبیه من بود اما قد بلندی نداشت. موهای او به سبک دهه ی ۱۹۴۰ شانه شده بود. او به من گفت که "هنوز وقت تو نرسیده، باید برگردی."
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی مرتبط با جراحی.

5723. ایمی ال. ارتباطات پس از مرگ (ADC) 12/28/2025. اهل استرالیا. ارتباط پس از مرگ (ADC) 13422. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به محض ورود، مرکز جهان به من خوشامد گفت. می‌توانستم سیارات منظومه ی شمسی را از دور ببینم. آنچه را که می دیدم به وضوح به یاد دارم. روحم به ستارگان منظومه شمسی خیره شده بود. در ابتدا فقدان جاذبه را احساس کردم، اگرچه هنوز شکل انسانی خود را حفظ کرده بودم. این احساس به آرامی به احساس تنهایی تبدیل شد، اما هیچ دردی وجود نداشت. درست زمانی که شروع به سازگاری کردم، ناگهان تونلی از نور طلایی باز شد. گوانین(Guan Yin) گفت: "فرزند، نترس، تو را برمی‌گردانم."
رویاهای ADC از پدر مرحوم.

5722. هرمان اچ. تجربه تحول معنوی (STE) 12/25/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13421. اصالتاً اهل آلمان است. اکنون در تایلند زندگی می‌کند برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در آن لحظه این اتفاق افتاد. خیلی سریع بود. از یک ثانیه به بعد، سه سوال از جایی برای من مطرح شد: ۱. شما از کجا می آیید؟ ۲. اکنون کجایی؟ و ۳. کجا می روید؟ همین بود. آبجوی بعدی را که در دستم بود باز نکردم و آن سی و شش سال پیش بود. آن صدا، آن انرژی چنان طاقت فرسا بود که فکر تناقض حتی از دور امکان پذیر نبود. در آن لحظه، کاملاً مشخص بود که باید الکل را ترک کنم.
تجربه ی تکان کننده ی معنوی که بلافاصله به الکلیسم او پایان داد. تجربیات خود را به زبان های انگلیسی، آلمانی و تایلندی به اشتراک گذاشت.

5719. تجربه خروج از بدن (OBE) شهناز س 12/18/2025. تجربه خروج از بدن (OBE) 13417. اهل هند. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت خیلی آرام شد و دریافتم که می‌توانم خودم و والدینم را ببینم که روی تخت‌هایمان دراز کشیده‌ایم. می‌توانستم افکارشان را بخوانم. هیچ بدن، نور یا چیزی یا حتی شکلی نداشتم.
رویای خارج از بدن در شش سالگی. ۵۳ سال بعد به زبان انگلیسی به اشتراک گذاشته شده است.

5717. جینی ای. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 12/15/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13413. برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت آن حضور به سمتم خم شد تا مرا کمی در آغوش بگیرد. از آن ترسیده بودم چون احساس می‌کردم به خاطر بیرون رفتن یواشکی از آپارتمان به دردسر افتاده‌ام و حالا به کمک نیاز دارم. آن صدا از طریق تله‌پاتی با من صحبت کرد، انگار که من روزش را مختل کرده بودم. گفت: «باشه، این کاری است که می‌خواهم برایم انجام دهی. باید بپری. می‌توانی این کار را برایم انجام دهی؟» یادم می‌آید از طریق تله‌پاتی گفتم: «باشه.» وقتی شروع به پریدن کردم، احساس کردم که یک ضربه ی ناگهانی مرا به جلو هل می‌دهد.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی به دلیل افتادن اسبی که سوارش بود روی او.

5716. مری جو دبلیو. تجربه ترس از مرگ 12/14/2025. تجربه ترس از مرگ 13412. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت دوباره در استخر بودم. حضور پشت سرم مرا جذب می کرد؛ احساس کردم در یک حباب گرم هستم و در آغوش گرفته شده‌ام، و تمام درد نیاز به نفس کشیدن از بین رفت. حضور به پایین خم شد تا مرا کمی در آغوش بگیرد. از آن می‌ترسیدم چون احساس می‌کردم به خاطر بیرون رفتن یواشکی از آپارتمان به دردسر افتاده‌ و حالا به کمک نیاز دارم.
تجربه ی ترس از مرگ به دلیل غرق شدن در پنج سالگی.

5715. تیفانی جی. تجربه نزدیک به مرگ 12/10/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13410. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در آن لحظه باید تصمیمی می‌گرفتم. باید تصمیم می‌گرفتم که بمانم یا برگردم. یادم می‌آید که تصمیم گرفتم برگردم و اگر برمی‌گشتم، حالم بهتر نمی‌شد. عمل جراحی من شکست می‌خورد و باید برای بهتر شدن مبارزه می‌کردم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در طول جراحی روی مفصل SC- که به نظر می‌رسد به معنای مفصل جناغی-ترقوه‌ای است. این تجربه حدود ۸ ماه پیش اتفاق افتاده است.

5714. روزالی ال. تجربه خروج از بدن (OBE) 12/8/2025. تجربه خروج از بدن (OBE) 13409. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در حالی که خواب بودم، ناگهان خودم را در حال حرکت بسیار سریع در یک تونل طولانی و منحنی یافتم. تونل با مربع‌های کوچکی سنگفرش شده بود که هنگام پرواز در آن روشن می‌شدند. احساس می‌کردم که خودم هستم، اما فقط یک روح بدون بدن بودم. در حیرت بودم اما نمی‌ترسیدم و می‌دانستم که در انتهای تونل نوری خواهد بود. با خودم گفتم: "وای، این حتما به این معنی است که من مرده‌ام."
دو خواب OBE توصیف شده.

5713. ریچارد جی. تجربه نزدیک به مرگ 12/8/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13408. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت می‌دانستم که در امنیت هستم و خواسته می‌شوم. هر چیزی که مرا در آغوش گرفته بود، مرا بسیار فراتر از توانایی درک من دوست داشت. برای اولین بار در زندگی‌ام، لطف واقعی را احساس کردم. فراتر از ظرفیت درکم گرامی داشته می‌شدم و کاملاً همانطور که بودم دیده و پذیرفته می‌شدم. نمی‌توانستم با هر چیزی که بود بجنگم، و تلاشی نکردم. با فروتنی و سپاسگزاری تسلیم آن شدم. شادی را نسبت به من ابراز می‌کرد.
جربه ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل خونریزی داخلی پس از جراحی.

5712. جو اس. تجربه نزدیک به مرگ 12/7/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13406. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در یک اتاق یا فضا از خواب بیدار شدم و اطرافم با زیباترین، ملایم‌ترین و آرام‌ترین نورهای سفیدی که تا به حال دیده بودم، احاطه شده بود. آنجا گرم‌ترین، زیباترین و آرام‌ترین جایی بود که تا به حال دیده بودم. من چیزی نگفتم و هیچ کس هم چیزی به من نگفت. من فقط آنجا بودم و همه چیز را درک می‌کردم. احساس آرامش و شادی زیادی داشتم. »
یک تجربه نزدیک به مرگ نسبتاً تازه حدود ۶ ماه پیش به دلیل افت فشار خون پس از جراحی اتفاق افتاد.

5711. نلا م. تجربه نزدیک به مرگ 12/7/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13405. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت این تصور را داشتم که فرشته دو برابر قد من بود. در کنارش احساس کوچکی می‌کردم، اما نمی‌ترسیدم. فرشته توسط هاله ای طلایی که درخشان و طلایی بود احاطه شده بود. این نور بر من و اطرافمان می‌تابید. احساسی وجود داشت که انگار در یک خلاء درخشان بودیم. اما فقط ما دو نفر بودیم. دو بال بزرگ از نور داشت و به نظر می‌رسید تمام وجودش از نور بافته شده است.
جربه ی نزدیک به مرگ (NDE) نسبتاً اخیر به دلیل عوارض لوله گذاری پیش از جراحی.

5710. جاش دبلیو. تجربه نزدیک به مرگ 12/5/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13404. برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت مدام می‌پرسیدم: «من کجا هستم؟» اما تنها چیزی که می‌گفتند این بود: «تو در امانی.» سپس به من گفتند که کارم روی زمین تمام نشده و باید برگردم. به آنها گفتم: «نمی‌خواستم برگردم و می‌خواستم در خانه بمانم.» به من گفتند: «قرار است تو شفادهنده‌ی جوانان شوی، کلام خالق را موعظه کنی و مردم را به ارتعاش بالاتری هدایت کنی.» به آنها گفتم: «این حرف‌ها بی‌معنی است؛ من یک معتاد به مواد مخدر هستم که هیچ سوادی ندارم. چطور قرار است به کسی کمک کنم؟»
جربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تشنج

5709. آنا آر. تجربه خروج از بدن (OBE) 11/29/2025. تجربه خروج از بدن (OBE) 13402. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از اسپانیا. نسخه اصلی به زبان اسپانیایی. بعد پرسیدم: "بچه چی؟" ناراحت بودم. نمی‌توانستم بچه را رها کنم. تمام تمرکزم روی این واقعیت بود که نمی‌توانم بچه را رها کنم. داشتم با چندین موجود ارتباط برقرار می‌کردم و به آنها می‌فهماندم که نمی‌توانم آنجا را ترک کنم. بچه جا مانده و با من نبود. باید به بدنم برمی‌گشتم.
آپنه ی خواب شناخته شده با چندین تجربه ی OBE جزئی یا کامل قبلی.

5708. کالی آ. تجربه نزدیک به مرگ 11/29/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13400. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت این چیز، این مکان، این چیزی فراتر از یک مکان، کاملاً زیبا بود. سرد بود اما نه به طور دردناکی سرد، فقط سرد و نرم و بسیار آرام و آرام و مخملی صاف و کاملاً واقعی و خوب. این خوبیِ بی‌نهایت تاریک و نرم، تا ابد ادامه داشت و من فقط می‌توانستم لبخند بزنم و احساس شادی کنم. این چیزی بود که به طرز باورنکردنی‌-ای زیبا بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل از دست دادن خون ناشی از عوارض پس از جراحی.

5707. کورتنی اچ. تجربه نزدیک به مرگ 11/29/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13399. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت می‌دانستم جایی که باید باشم نیستم و نمی‌توانم به این تاریکی بسنده کنم. با صدای بلند پرسیدم: «چه کار کنم؟» صدای مردی پاسخ داد: «در را باز کن.» از جواب خیلی گیج شده بودم چون چیزی جز سیاهی نمی‌دیدم، بنابراین دوباره پرسیدم. همان جواب را گرفتم. دستم را دراز و دستگیره ی در را حس کردم. دستگیره را چرخاندم، در را باز کردم و مستقیماً به سمت بهشت ​​​​رفتم. سفیدترین و درخشان‌ترین چیزی بود که تا به حال دیده بودم. همه جا ابرهای سفید و پف‌دار بود، اما مانند اتاقی بدون دیوار به نظر می رسید، فقط ابر.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی.

5706. آویناش جی. تجربه نزدیک به مرگ 11/29/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13394. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تجربه نزدیک به مرگ غیر غربی و تجربه نزدیک به مرگ احتمالی از هند. من در همان لحظه ی اول، دید چشم سوم خدای هندو، شیوا، را تجربه کردم. دید من به یک نمای ۳۶۰ درجه تبدیل شد که در آن می‌توانستم همه چیز را در اطرافم به طور همزمان ببینم. احساس کردم که بالای بدن فیزیکی‌ام شناورم. سپس، فوراً دریافتم که از بدن خارج شده‌ و به راحتی به سمت بالا صعود کرده‌ام. احساس آرامش کامل، وضوح و بدون هیچ حس فیزیکی داشتم. خود را در قلمرویی متفاوت یافتم، در صفی بزرگ در میان بسیاری دیگر ایستاده بودم. در مقابل من موجودی ایستاده بود که او را فرشته می‌دانم. آن موجود یک کتاب بزرگ، زرد طلایی و درخشان در دست داشت.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در سن ۱۴ سالگی به دلیل حمله ب جنایی با آسیب سر.

5705. کریس ال. تجربه نزدیک به مرگ 11/23/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13396. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از فرانسه. اصل به زبان فرانسوی، ترجمه شده به انگلیسی در آن لحظه بود که خودم را درون یک کره ی نورانی یافتم جایی که همه چیز در اطرافم می‌درخشید. احساس خوبی داشتم و می‌دانستم که در امان هستم. به سمت تونلی از نور حرکت کردم. همه چیز زیبا و آرام بود؛ من نترسیده بودم. سپس، در ورودی تونل، متوقف شدم.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل حادثه ی رانندگی در غواصی

5704. تجربه نزدیک به مرگ ابوحسنات 11/23/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13395. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از بنگلادش من به سمت تاریکی حرکت می‌کردم. تمام زندگی‌ام مثل برق از جلوی چشمانم می‌گذشت. ناگهان متوجه شدم کسی مرا صدا می‌زند. پس از شنیدن صدا، احساس کردم کسی مرا از آن غار تاریک یا جسم کروی بیرون می‌کشد و به سمت نوری می‌برد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی با حلق‌آویز کردن

5703. دبرا دی. تجربه نزدیک به مرگ 11/21/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13394. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بعد پرسیدم: "بچه چی؟" ناراحت بودم. نمی‌توانستم بچه را رها کنم. تمام تمرکزم روی این واقعیت بود که نمی‌توانم بچه را رها کنم. داشتم با چندین موجود ارتباط برقرار می‌کردم و به آنها می‌فهماندم که نمی‌توانم آنجا را ترک کنم. بچه جا مانده و با من نبود. باید به بدنم برمی‌گشتم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در طول زایمان به دلیل یک دوره ی بیهوشی با علت ناشناخته. ۴۹ سال پس از تجربه به اشتراک گذاشته شده.

5701. لورا دی. تجربه تحول معنوی (STE) 11/21/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13392. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او با مهربانی از من استقبال کرد، سپس مرا در آغوش گرفت. این آغوش جایی بود که این تجربه ویژگی‌های ماوراء طبیعی به خود گرفت. من با او در یک نور روشن و فراگیر ادغام شدم. این نور از هر نور خورشید درخشان‌تر بود و سرشار از شدیدترین عشقی که تا به حال احساس کرده بودم. این نور عشق بود، بیش از عشق مادر، پدر، شوهر یا فرزندانم.
رویای تجربه تحول معنوی (STE)

5700. جین بی. تجربه نزدیک به مرگ 11/17/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13391. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تجربه نزدیک به مرگ استثنایی سپس در باورنکردنی‌ترین احساس عشق و آرامشی که پیشتر یا از آن زمان هرگز احساس نکرده بودم، غرق شدم. برای نخستین بار در تمام عمرم آرامش داشته و از شدت هیجان غش کردم. باورنکردنی بود! حضوری را پشت سرم حس کردم؛ او کسی بود که عشق را منتشر می گرد. فوراً فهمیدم که این خداست و بسیار فروتن و سپاسگزار بودم. خواهرم و پسرم حالا حدود سه متر دورتر بودند، اما هم نزدیک و هم دور به نظر می‌رسیدند. فقط می‌توانستم روی عشق خدا فکر و تمرکز کنم. صدایش را خیلی واضح در گوش چپم شنیدم: «می‌خواهی بمانی یا می‌خواهی بروی؟»
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی در زمان زایمان به دلیل عوارض بی‌حسی نخاعی. با پسر متولد نشده‌اش ملاقات کرد و تصمیم گرفت با او به زندگی بازگردد.

5699. تجربه نزدیک به مرگ ماریا دی 11/15/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13390. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت فقط "سه پنجره" یا "سه فریم" باقی مانده بود. در یکی از آنها، از آن روزنه یا پنجره ی کوچک، افراد زیادی را می‌دیدم که به بیرون نگاه می‌کردند و مرا صدا می‌زدند. سپس به پنجره یا قاب دیگری نگاه کرده و نمونه‌های اولیه کاری که انجام می‌دادم و مدتی پیش روی آن کار می‌کردم، را دیدم. سپس از پنجره یا قاب دیگری نگاه کردم و منظره‌ای از طبیعت را دیدم، اما با رنگ‌های فوق‌العاده روشن و تقویت‌شده. انگار گیاهان رنگ‌های قرمز، بنفش و زرد داشتند که در طبیعت غیرمعمول و ناشناخته بود. این سه صفحه جلوی من ثابت ماندند.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل از دست دادن خون. محتوای غیرمعمول.

5698. تجربه نزدیک به مرگ 11/15/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13389. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت عیسی دوباره خندید. «به او هشدار داده شده و ما اراده ی آزاد داریم. دو برادر بزرگتر به او بده تا از او محافظت کنند. دو خواهر کوچکتر تا از نظر احساسی او را راهنمایی کنند. مطمئن شو که به جنگ اجباری نرود. به اندازه ی کافی به او مشکلات بده تا بفهمد دنیا چقدر می‌تواند بی‌رحم باشد.» سپس رو به من کرد. «زمین چیزی بیش از یک ماجراجویی است که به دنبالش هستی. تفکر فرضی تو جواب داد، اما همه ی ما وقتی بدن زمینی می‌گیریم هدفی داریم. هدف تو به سختی هدف من نخواهد بود، اما از شما می‌خواهم که پیامی به جهان بدهید..."
یادآوری پیش از تولد. عیسی دو پیام به او داد تا به جهان بدهد. ۶۷ سال پس از تجربه به اشتراک گذاشته شده است.

5697. تجربه نزدیک به مرگ 11/15/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13388. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت و هوشمند بود. نور سخن گفت، نه با کلمات، بلکه با فهم، با زبانی از دانستن: «همه ی اینها اکنون مهم نیستند.» هر آنچه که فکر می‌کردم مهم است، جایگاهم، عملکردم، تصویرم، برنامه‌هایم، در یک لحظه از بین رفت. فقط حضور وجود داشت.
فقط حقیقت. فقط خدا. این نور، خدا بود، بدون فیلتر

5696. دب بی. تجربه نزدیک به مرگ 11/8/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13387. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت می‌توانم اتاق خواب را در لحظه ی ورودم توصیف کنم؛ اتاق خواب به رنگ سبز فیروزه ای بود. می‌توانستم پنجره ی اتاق خواب را ببینم و از بیرون می‌توانستی کلیسای جامع فلورانس را ببینی که با سقف سفالی رنگش باشکوه به نظر می‌رسید. آن روز صبح آفتابی بود و می‌توانستید صدای جیرجیرک‌ها و آواز پرندگان را بشنوید. در آن زمان، من دوقلوهایی، یک دختر و یک پسر، را در شکم داشتم.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل یک دوره ی بیهوشی ناشی از اسهال(diarrhea) شدید.

5695. ارنستو آ. تجربه نزدیک به مرگ 11/6/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13386. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت ت خودم را از نمای بالا به پایین دیدم که پزشک خانواده‌مان در حال انجام احیای قلبی ریوی (CPR) روی من بود و سینه‌ام را با پمپ می‌زد. پدرم و یک پزشک دیگر در کنار تختم بودند. پرتوهای نوری را دیدم که از پشتم می‌تابید، اما به نور نگاه نکردم. ناگهان احساس کردم که دوباره به درون بدنم کشیده می‌شوم. سپس از خواب بیدار شدم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن هفت سالگی به دلیل حمله ی آسم

5692. دیو پی. تجربه نزدیک به مرگ 10/31/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13383. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من آگاهی داشتم که همه چیز به هم متصل است، شاید با عشق. مردم، به ویژه، و همچنین گیاهان و حتی زمین، همه یکی هستند. من در حالی که به سمت گوی حرکت می‌کردم، همه ی اینها را تصور، فکر و می‌دانستم. گوی جذاب به نظر می‌رسید و آرامش از آن ساطع می‌شد، گویی اجتناب‌ناپذیر بود که به سمت آن کشیده شوم. سپس به خودم آمدم و نفسی کشیدم و هر آنچه را که تجربه کرده بودم ناپدید شد.
تجربه ی نزدیک به مرگ در نتیجه ی غرق شدن

5691. ویکتوریا دبلیو. پریمونیشن 11/5/2025. پیشگویی 13380. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به خانه‌اش نگاه کردم و احساس کردم چیزی تاریک از آن می‌آید. سپس صدایی در سرم به من گفت که به مادرم زنگ بزنم و از او بپرسم که آیا فکر می‌کند پسر دوستش او را خواهد کشت؟ اما این کار را نکردم، چون فکر می‌کردم فکر می‌کند دیوانه شده‌ام. پیشتر هم تجربه ی مشابهی داشتم که یک بار برایش تعریف کرده بودم و او چیزی نگفته بود؛ یک بار دیگر نادیده گرفته شده بودم.
پیشگویی در مورد قتل دوست مادرم.

5690. جینا ال. تجربیات نزدیک به مرگ 11/4/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13381. تجربه‌ی نزدیک به مرگ استثنایی از سوئد، متن اصلی به زبان سوئدی. ترجمه شده به انگلیسی برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من با آن وجود نورانی در سبزترین و نرم‌ترین چمنی که تا به حال تجربه کرده‌ام، نشسته بودم. من از گذشته، از قبل، خبر داشتم و درباره ی چیزهایی صحبت می کردیم که نباید فراموش کرد. این شامل زمان‌های قبل از این زندگی می‌شد؛ درباره ی ماموریت‌ها، حقایق و ناحقایق ها. ما درباره ی دردهایی که وجود ندارند؛ عشقی که در فضاهای خاص وجود ندارد؛ و عشقی که تنها چیزی است که در همه ی فضاها وجود دارد، صحبت کردیم.
دو تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی در سنین ۵ و ۷ سالگی، ناشی از سوءاستفاده جنسی.

5689. تجربه نزدیک به مرگ سم کی. 10/31/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13380. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من با چند موجود نوری ارتباط برقرار کردم. شاهد تجربیات فرشته‌ای و بیگانه ی دیگری از دیگرسو بودم. دیدم که خودم را به آمبولانس می‌برند و سپس هنگام برخاستن هلیکوپتر، آن را سوار می‌کنند. به دیگرسو برگشتم. سپس به بدنم که داخل هلیکوپتر بود، برگردانده شدم. با این پیام برگشتم که هنوز کارم تمام نشده و وقت من نیست.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل برق گرفتگی

5688. پیتر اف. تجربه مرگ مشترک (SDE) 10/31/2025. تجربه مرگ مشترک (SDE) 13378. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در حالی که در شرایط آشفتگی با درماندگی نگاه می کردم، ایندی قد بلند و راست ایستاده و سرش را بالا گرفته بود. او اصلا شبیه اسب پیری که چند ثانیه پیش در حال مرگ بود نبود. به نظر می رسید که او به دوردست های فراتر از محدوده ی زمین خود خیره شده بود. سپس در افکارم صدایی واضح و بلند را در سرم شنیدم که می گفت: "من یک اسب نر جوان مناسب هستم. در سراسر دشت مسابقه خواهم داد." من معتقدم که در آن لحظه ایندی در حال دیدن مرگ خود و ورود به زندگی جدید بود. او انرژی گرفت؛ تمام رگ های بدنش دگرگون شده به نظر می رسید.
تجربه ی مشترک عمیق مرگ با اسب محبوب.

5687. لینا س. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 10/24/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13376. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به نظر می‌رسید اتوبوس با سرعت زیادی در حرکت است و درختان و چیزهای دیگر از کنار پنجره پروازکنان می گذشتند. به سمت چپم نگاه کردم و پدربزرگم را دیدم که در عقب نشسته بود. او پنج سال پیش فوت کرده بود. او لباس‌هایی را که معمولاً می‌پوشید، به تن داشت، عصایش را در دست گرفته بود و از پنجره به بیرون نگاه می‌کرد.
تجربه نزدیک به مرگ احتمالی به دلیل گندخونی(sepsis)

5686. الین پی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 9/10/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13374. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از یک تونل تاریک سرسره ای مارپیچ پایین رفتم. در انتها این فضای زیبا و سفیدتر از سفید و احساس آرامش مطلق وجود داشت. زنی با لباس WRAF به سبک دهه ی ۱۹۴۰ آنجا ایستاده بود. او کمی شبیه من بود اما قد بلندی نداشت. موهای او به سبک دهه ی ۱۹۴۰ شانه شده بود. او به من گفت که "هنوز وقت تو نرسیده، باید برگردی."
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی پس از ضربه ی چاقو به معده.

5685. کالین اس. تجربه نزدیک به مرگ 10/24/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13371. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بیشتر شبیه یک نقطه ی نورانی بود که، همانطور که گفتم، رشد کرد تا مرا در بر بگیرد، یا من به سمت آن حرکت کردم یا آن به سمت من، با سرعتی باورنکردنی، دقیقاً مطمئن نیستم... مطمئن نیستم که آیا لزوماً نور را به خودی خود غیرزمینی توصیف کنم، اما ویژگی‌های رشد و فراگیری آن مانند هیچ چیز دیگری نبود که قبلاً یا از آن زمان تجربه کرده باشم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی با حلق آویز کردن.

5684. جف اف. تجربه نزدیک به مرگ 10/24/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13370. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت افق روشن بود. من عشق بی‌قید و شرط و شفابخشی را از این موجودات احساس کردم. همچنین حضوری مسیح‌گونه را حس کردم. به طور مبهم از زمان آگاه شده و دریافتم که مرده‌ام و پیشتر یک زندگی فیزیکی داشته‌ام. هیچ کلامی رد و بدل نشد، تنها احساسات و "دانلود" اطلاعاتی که در زمان نوشتن این مطلب بهترین چیزی بود که می‌توانستم به آن برسم: دیگر قدم فراتر نگذار.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل دو ایست قلبی نزدیک به هم. حدود سه هفته بعد به اشتراک گذاشته شد.

5683. سید احتمالاً تجربه نزدیک به مرگ داشته است. 10/24/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13372. تجربه غیرغربی از ایران. اصل اثر به فارسی، ترجمه شده به انگلیسی. پشت سرم، هیچ چیز نبود. مردی با شال سبز و چهره ای نورانی از جلو و کمی به سمت راست نزدیک شد. دستش را روی سینه ام گذاشت و گفت: «برو عقب. هنوز وقت داری.»
احتمال تجربه نزدیک به مرگ (NDE) در حین بیهوشی عمومی به دلیل پارگی شریان در تاندون‌های دست و ساعد مچ دست.

5681. کریستوفر دی. ارتباطات پس از مرگ (ADCs) 10/9/2025. ارتباطات پس از مرگ (ADC) 13367. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت لکه‌های طلا از همه ی جهات پرتو ساطع می‌کردند. وقتی از من عبور کردند، احساس عشق شدیدی به من تزریق شد. عشقی که خواهرم به من تزریق می‌کرد کاملاً الهی بود.
داشتن ADC از خواهرم در حوالی زمانی که او پس از عمل جراحی در بخش مراقبت‌های ویژه درگذشت، و رویای ADC

5677. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی کیت پی 9/25/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13360. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از کانادا. من از هر اتفاقی که قرار بود بیفتد بسیار راضی بودم. این حس را داشتم که اتفاق خیلی خوبی آن سوی در بود. وقتی روی تخت عمل بودم، یادم می‌آید که خیلی آرام بودم و به شوهرم می‌گفتم که از پسرمان مراقبت کند. به نوعی همزمان در هر دو مکان بودم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در زمان افت فشار خون پیش از سزارین.

5676. کارین ال. رویداد نزدیک به پایان زندگی (SNELE) را به اشتراک گذاشت 9/10/2025. تجربه مشترک نزدیک به پایان زندگی (NELE) 13359. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از چشمان بسته و پوسته پوسته‌اش، شکافی کوچک باز شد و پرتویی از نور، مانند رگه ای از رعد و برق، مستقیماً به من رسید. بسیار درخشان، یک سفید مشعشع بود. مرا در خود غرق کرد. این احساس سورئال، گرم، روشن و درخشان بود. تنها راهی که می‌توانم آن را توصیف کنم این است که می‌دانستم «عشق» به معنای وسیع کلمه است. احساس می‌کردم مثل یک درخت کریسمس روشن شده‌ام.
ه اشتراک گذاشته شده توسط NELE کمی قبل از مرگ پدرم.

5675. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی لوری آر 9/10/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13358. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من از هر اتفاقی که قرار بود بیفتد بسیار راضی بودم. این حس را داشتم که اتفاق خیلی خوبی آن سوی در بود. وقتی روی تخت عمل بودم، یادم می‌آید که خیلی آرام بودم و به شوهرم می‌گفتم که از پسرمان مراقبت کند. به نوعی همزمان در هر دو مکان بودم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در زمان افت فشار خون پیش از سزارین.

5674. تجربیات تحول معنوی (STE) بلاژنکو کی. 9/22/2025. تجربیات تحول معنوی (STE) 13357. اهل کرواسی. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من به شدت خاص بودن آن مکان و لحظه ی خاص را در متن کل کیهان و تاریخ آن احساس کردم. اکنون ابدی. به طرز متناقضی، اگرچه من شاهد «اندازه» ی حیرت‌انگیز زمان بودم، به وضوح دیدم که در واقع زمانی وجود ندارد. یا به عبارت دقیق‌تر، هیچ چیز «در حال گذر» نیست. وجود دارد، اما «ایستاده» است؛ نه می‌آید، نه می‌رود.
س.تی.ای‌های کاملاً قابل توجه با خرد معنوی عمیق.

5671. تجربه تحول معنوی آرابلا، کنتاکی (STE) 9/14/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13351. برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت پس من در بهشت یا پیش از بهشت هستم. هیچ کلمه‌ای برای توصیف احساس نداشتن مطلق هیچ فکری در ذهنم وجود ندارد. انگار بی‌وزن بودم. نمی‌توانستم وجد و احساس خنثی بودنی را که بر من غلبه کرده بود باور کنم. داشتم از چشمان خودم نگاه می‌کردم، همانطور که هنوز از "من" آگاه بودم، و همه جا وسعتی صورتی رنگ بود که نور مانند منشور از آن می‌تابید. به دلیل فقدان احساسات، چه جسمی و چه عاطفی، میل به ماندن در آنجا بر من غلبه کرده بود. این بسیار رهایی‌بخش بود.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی در کلیسایی که او نخستین بار از آن بازدید می‌کرد.

5668. دایانا ک. تجربه نزدیک به مرگ 9/10/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13349. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت خودم را در حال خواب دیدم، ملحفه‌های بنفش تیره در یک لحاف مشکی فرو رفته بودند، به اطراف اتاق نگاه و فقط احساس سعادت می‌کردم. هیچ دردی وجود نداشت و آن موقع بود که مادربزرگ‌هایم ظاهر شدند. آن عشق عمیق را احساس کردم. دیدن آنها با هم، احساس عشقشان، چیزی بود که درست رویای آن را در سر داشتم و دوباره آن را تجربه می‌کردم. ما با هم از تونلی به سمت نور عبور کردیم، جایی که تمام شرم، گناه، نفرت از خود و ترسم برداشته شد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مصرف بیش از حد متادون (مواد مخدر)

5662. سارا س. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 9/3/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13339. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت خانه سرشار از آرامش و عشق ناب بود. یگانگی به من حق انتخاب می‌داد که از درگاه عبور کنم یا به زندگی زمینی‌ام برگردم. این یگانگی توضیح داد که مهم نیست وقتی روی زمین هستم چه دردی را احساس می‌کنم یا حتی اگر بدترین بدترین چیزهایی را که ممکن است اتفاق بیفتد تجربه کرده باشم، در پایان این زندگی، همه چیز مانند کوچکترین بالن به نظر خواهد رسید. در پایان، تمام خانه در انتظار من خواهد بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) احتمالی به دلیل مصرف آشکار مواد مخدر.

5657. تجربه تحول معنوی مایک (STE) 9/2/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13334. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او به من نگاه کرد و لبخند زد و گفت: "مایکل، نگران نباش. همه چیز درست خواهد شد." سپس مرا در آغوش گرفت و پیشانی‌ام را بوسید. عشقی را احساس کردم که قبلاً هرگز احساس نکرده بودم. این عشق را از زمانی که عیسی را پیدا کرده و عشق خدا را در قلبم احساس کردم، احساس کرده‌ام.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی قابل توجه در هنگام مصرف مواد مخدر غیرقانونی و سوار شدن به مترو.

5655. کیلی اس. تجربه نزدیک به مرگ 8/25/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13328. برگردان هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت احساس کردم دستم را دراز کرده و مکانی از نور، عشق و آرامش عمیق را لمس کردم. احساس کردم حضوری فرازمینی به من گفت که رنج من به خاطر دوجنسگرا بودن در یک خانواده مسیحی هیچ معنایی نداشت، زیرا عشق هدف نهایی در زندگی بود. من در تجربه ی لحظه‌ای از ارتباط با این حضور، تسکین و شادی زیادی یافتم.
تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) در زمان بیهوشی به دلیل بیماری

5654. برایان دی. تجربه نزدیک به مرگ 8/22/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13327. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تجربه استثنایی می‌توانم پرتوهای نور طلایی را که از آن ساطع می‌شوند «ببینم» و بدن نوری آن قوی‌تر و تمیزتر و بسیار درخشان‌تر از نور من به عنوان یک بدن روحی در آن زمان بود. می‌توانم بگویم، از طریق تله‌پاتی با من صحبت می کرد، زیرا من هیچ گوشی برای شنیدن آن نداشتم. صدا به طرز آرامش‌بخشی در ذهن/آگاهی/روح من طنین‌انداز شد و به من گفت: «حالت خوب است، کمی وقت داری، همه چیز درست خواهد شد! حالت خوب خواهد شد، کمی وقت داری، بیا برویم قدم بزنیم و گپ بزنیم.»
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل سکته ی مغزی و عوارض قلبی.

5653. تجربیات خود به خودی خروج از بدن کتی (SOBEs) 8/22/2025. تجربیات خودجوش خروج از بدن (SOBEs) 13326. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت شب پیش از این که این اتفاق بیفتد، به حمام رفتم تا برای خواب آماده شوم. می‌خواستم خمیردندان را روی مسواک بگذارم. برای یک لحظه احساس تهوع شدیدی کردم، سپس در جای دیگری و با عیسی بودم. موجودی را که با او بودم را می‌شناختم و می‌دانستم که او همیشه در طول زندگیم بر روی زمین با من بوده و هنوز هم هست.
برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت

5652. اسکات اس. تجربه نزدیک به مرگ 8/20/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13324. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت مرور زندگی من فقط یک زندگی نبود، بلکه چندین زندگی بود؛ همچنین یک پیش‌نمایش از زندگی داشتم که آینده را به من نشان می‌داد و پاسخ بسیاری از اسرار مذهبی و معنوی در آگاهی من بارگذاری شد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل برخورد با یک SUV( Sports Utility Vehicle)

5651. تجربه تحول معنوی جفری دی (STE) 8/20/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13323. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من کره‌ای را دیدم که نور سفید ساطع می‌کرد و در آن رعد و برق‌هایی با تمام رنگ‌های رنگین‌کمان بی‌وقفه حرکت می‌کردند. زیبایی‌اش فراتر از کلمات بود و چیزی بود که هرگز نمی‌توانستم تصور کنم. مکثی کرد، هم‌سطح با آگاهی من شناور شد، و سپس با لحنی آرام، واضح و کاملاً واقعی، صدایی مردانه این کلمات را گفت: «نترس: زیرا ما همیشه با تو هستیم.»
تجربه ی تکان دهنده ی معنوی در سن ۱۵ سالگی در زمان غم و اندوه فراوان و ۶۰ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5648. ژاکلین بی. تجربه نزدیک به مرگ 8/17/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13320. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت افرادی را دیدم که می‌دانستم روی زمین فوت کرده‌اند. آن سایه‌نما(silhouette) منطقه‌ای را با نیمکت‌هایی به من نشان داد که مردم با سرهای پایین و ظاهری افسرده روی آن نشسته بودند. وقتی در مورد آنها پرسیدم، توضیح داد که آنها افرادی بودند که خودکشی کرده و پشیمان بودند. آن دسته از افرادی که پشیمان نبودند، در میان دیگران با آرامش زندگی می‌کردند، گویی در نسخه ی دیگری از زمین هستند.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف رانندگی و غرق شدن. کمتر از ۳ هفته پس از تجربه ی نزدیک به مرگ به اشتراک گذاشته شده است.

5647. کریستوفر جی. تجربه خودانگیخته خروج از بدن (SOBE) 8/16/2025. تجربه خودجوش خروج از بدن (SOBE) 13319. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت ناگهان، خودم را حدود ۲۰۰ فوت بالاتر از ماشینم یافتم. جاده را با پیچ طولانی و تند پیش رو می دیدم. سه ماشین به سمت من می‌آمدند؛ یکی قرمز، یکی سفید و دیگری سیاه. همان طور که نگاه می‌کردم، ماشین‌ها به پیچ نزدیک می‌شدند. ماشین سوم برای سبقت گرفتن از دو ماشین جلویی، از جاده خارج شد. این بدان معنا بود که در پیچ، من با سرعت ترکیبی بیش از ۱۰۰ مایل در ساعت، رو در رو با این ماشین روبرو می‌شدم.
سوب(SOBE) در حین رانندگی با اطلاعاتی که ظاهراً از یک تصادف شدید جلوگیری کرد.

5646. کارول ای. تجربه تحول معنوی (STE) . تجربه تحول معنوی (STE) 13318. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت "اگر خدا مهربان است، چگونه می‌تواند اجازه ی چنین وحشت‌هایی را بدهد؟" به من اجازه داده شد تا به یک سیستم زمان و تاریخ پیشرفته و چند کشویی نگاه کنم. به هزاران لایه که نمایانگر فواصل زمانی بودند، نگاه کردم. لایه‌ها با هم تعامل داشتند و با نگاه من زنده می‌شدند. می‌توانستم لایه‌های منفرد و پیامدهای عمودی آنها را از گذشته تا حال ببینم. همه چیز عمداً به هم بافته شده بود و از بالا یک پرده‌ی نگارین سه‌بعدی زیبا را تشکیل می‌داد. رویدادهایی که انسان‌ها آنها را غم‌انگیز می‌دانند، رنگ‌های تیره‌تری داشتند، اما زیبایی کلی را خراب نمی‌کردند، زیرا این رویدادها بخش کوچکی از کمال زمان بودند.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی با بینش‌های عمیق در مورد مسئله فلسفی شر.

5643. مایکل جی. تجربه نزدیک به مرگ 8/9/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13314. متن اصلی به زبان انگلیسی، برگردان به فارسی توسط فرشته مفاخر در بالا، غروب دائمی خورشید بود که به هوا رنگی طلایی می‌داد و همه چیز را با احساسی عجیب، گرم و دوست‌داشتنی پر می‌کرد. چیزی که بعد از آن به ذهنم رسید این بود که گروهی از بچه‌ها و چند جوان به سمت من دویدند تا جای خود را زیر درخت به من نشان دهند. آنجا آتش و چند چهارپایه داشت. پیاده‌روی به سمت بالا انگار یک روز طول کشید و وقتی به آنجا رسیدیم، زن جوانی با موهای مشکی چشم به راه ما بود. بدون هیچ دلیل مشخصی، همه ی ما شروع به خندیدن و بازیگوشی کردیم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در ۶ سالگی به دلیل غرق شدن.

5641. ابیر م. تجربه تحول معنوی (STE) 8/9/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 23564. یک تجربه غیرغربی از مصر. متن اصلی به انگلیسی و ترجمه شده به فارسی توسط هشنیز با کمک گوگل ترنسلیت. خدا به عنوان مردی در اواخر سی سالگی ظاهر شد، با ویژگی‌های متمایز خاورمیانه‌ای، موهای تیره ی مدل‌دار، چشمان گود رفته و ریش مرتب. قد بلند و لاغر، پوست گرم و درخشان و لبخند درخشان و تزلزل‌ناپذیرش عشق و پذیرش خالص را ساطع می‌کرد. با نگاهی به گذشته، متوجه می‌شوم که او در جذاب‌ترین شکل زیبایی مردانه برای من ظاهر شد.
رویای STE شامل گفتگو با خدا.

5640. پالی اف. تجربه تحول معنوی (STE) 8/9/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13313. برگردان : هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بلافاصله، صدایی آمرانه گفت: "اگر می‌خواهی بخشیده شوی، باید ببخشی." نفسم بند آمد و فهمیدم که توبیخ شده‌ام. در همان زمان، شخصی را در یک شنل قهوه‌ای ضخیم دیدم. کلاه شنل یک فضای خالی سیاه بود. اما سوراخ‌های کوچکی وجود داشت که نور درخشان و چند رنگی را از خود عبور داده و در سفید ادغام می‌شدند. کلمات "موجودی از نور" به ذهنم خطور کرد. می‌دانستم که او را به اینجا آورده است.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی، جایی که او با مردی که سی سال پیش با او ملاقات کرده بود و به بخشش نیاز داشت، ملاقات کرد.

5638. میرای ای. تجربه تحول معنوی (STE) 7/30/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13307. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت احساس کردم روحم از بدنم خارج می‌شود. در آسمان بالاتر شناور شدم. فرشتگانی را دیدم که مرا احاطه کرده بودند؛ آواز می‌خواندند و فلوت می‌نواختند. سپس، خود را در آسمانی تاریک یافتم. روی صخره‌ای عظیم در مقابل پیکری بلندقامت با لباسی سفید و روشن زانو زده بودم. می‌دانستم که او عیسی بود.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی در زمان افسردگی عمیق.

5637. پنی جی. تجربه نزدیک به مرگ 7/27/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13304. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او پاسخ داد: «بله، تو مُردی، اما نباید می‌مردی.» من گیج شده بودم. او توضیح داد که تصادف بخشی از برنامه ی‌ زندگی من نبوده است. راننده ی دیگر انتخاب وحشتناکی کرده و مسیر زندگی مرا تغییر داده بود. او به من فرصتی داد تا برای بررسی دوباره ی برنامه ی زندگی‌ام با او برگردم، اما من جوان تر از آن بودم که منظورش را بفهمم. گفتم: «من ۱۶ سالمه. نمی‌خوام بمیرم.»
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف رانندگی در ۱۶ سالگی. ۵۲ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5634. ریچل دی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 7/20/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13298. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بدنم را ترک کردم و فهمیدم که دیگر یک بدن نبودم. درخشان‌ترین نور همه جا را پر کرد، مانند یک اتاق انتظار، اما فقط با دوستم در آنجا. او تنها سه هفته یا بیشتر پیش از من در این حادثه درگذشته بود. من بهترین احساسی را که تا به حال داشتم در این نور داشتم و از دیدن او بسیار خوشحال بودم. از این که چقدر دوست داشته شده و احساس امنیت می‌کردم، شگفت‌زده بودم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی ریچل دی در طول جراحی برای بارداری خارج از رحم(ectopic pregnancy)

5632. الیانا تی. تجربه نزدیک به مرگ 7/13/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13295. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت اهل نیوزیلند. این خدا بود - خدای داستان‌های پدرش، خالق همه چیز و همه کس. خدا به او گفت: «بیا، با من قدم بزن.» لیزا، ریزه میزه به کوچکی یک نخود، دست در دست خدا راه می‌رفت. آنها دست در دست هم قدم می‌زدند و با وجود تفاوت زیاد در اندازه، دست‌هایشان کاملاً در هم جا می‌شد. خدا توضیح داد: «تو هنوز نمی‌توانی وارد بهشت شوی، زیرا من وظایف مهمی برای انجام دادن دارم.»
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن ۱۶ سالگی به دلیل تصادف در کارتینگ. ان.ای.دی.ای. در قالب داستان به اشتراک گذاشته شده است، به این معنی که لیزا دختر داستان است. الیانا نام واقعی اوست.

5631. کریستینا سی. تجربه تحول معنوی (STE) 7/13/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13293. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من نور سفیدی دیدم که آنقدر روشن بود که باید کورکننده می‌بود، اما نبود. این یک نور پایدار مانند لامپ نیست. زنده است. نه زنده آن طور که ما از زنده بودن فکر می‌کنیم. زنده‌تر از آن. بدون هیچ شکی می‌دانستم که منبع است. می‌دانستم که خانه است. احساسی شبیه عشق داشت. عشق بود. عشق، عشق، عشق. عشق فراوان. عشقی فراتر از کلمات انسانی.
تجربه‌ی دگرگون کننده ی معنوی پس از جستجوی معنوی طولانی.

5630. پنه‌لوپه تی. تجربیات خروج از بدن (OBE) 7/13/2025. تجربیات خروج از بدن (OBE) 13294. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت می‌توانستم زمین را از دور ببینم و در کیهان "پرواز" کنم. این حس، آزادی کامل بود، آزادی از جاذبه، آزادی از وزن بدن، من آزاد شده بودم و به طرز فوق‌العاده‌ای خوشحال بودم. من کیهان بودم، کیهان من بود.
تجربه‌های خارج از بدن متعدد القایی از ۲ تا ۱۲ سالگی.

5626. دیو بی. تجربه تحول معنوی (STE) 7/11/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13289. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت احساس می‌کردم به خانه برگشته‌ام. من تعلق داشتم. خدا را دیدم. عشق او بی‌قید و شرط بود. او در وسط این اتاق بود، اگرچه آن مکان واقعاً یک اتاق نبود. او غول‌پیکر بود و ردایی سفید و آبی به تن داشت. بدون هیچ کلامی، به من گفت که مرا دوست دارد و همه چیز همانطور که باید باشد، است.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی در زمان افسردگی ناشی از مرگ فرزند

5625. کوئه اچ. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 7/6/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13288. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس، ناگهان، صدایی را از میان همه صداهای دیگر «شنیدم»، و وقتی این صدا را «شنیدم»، فهمیدم که پدربزرگم است که وقتی ۳ ماهه بودم فوت کرد. او گفت: «او باید برگردد. او کارهای بیشتری دارد که باید انجام دهد.»
تجربه ی احتمالی نزدیک به مرگ در ۱۵ سالگی به دلیل اقدام به خودکشی.

5620. نوریت ن. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 6/26/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13283. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت احساس کردم روحم بدنم را ترک و به دوردست‌ها می‌رود. وارد مکانی پر از نور گرم و دلنشین، پر از رنگ‌هایی مانند غروب آفتاب درخشان شدم. عشق، آرامش و شادی بیشتری را احساس کردم که هرگز تصور نمی‌کردم ممکن باشد. عشق خالص و بی‌قید و شرط را بدون هیچ چشم داشت، بدون مذهب و بدون هیچ تعهدی احساس می‌کردم. فقط پذیرش وجود داشت. احساس می‌کردم به سبکی یک پروانه هستم و آزادانه در فضایی باز فراتر از زمان و مکان شناورم. مانند هوا بودم؛ چیزی که نمی‌توانید ببینید یا بو کنید، فقط می‌توانید حس کنید. چیزی که احساس می‌کردم انرژی و عشق در همه ی اطرافم بود.
جربه ی احتمالی نزدیک به مرگ به دلیل از دست دادن خون مرتبط با زایمان.

5618. وس سی. ارتباطات پس از مرگ 6/25/2025. ارتباط پس از مرگ 13279. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او به من چشمک زد و پروانه‌ای کوچک از روی شانه‌اش به سمت من پرواز کرد. همسر مرحوم و شیرینم سوار بر بال پروانه بود و با شادترین حالتی که تا به حال دیده بودم به من لبخند می‌زد.
تجربه ی ADC از همسر تازه فوت شده که در یک تصادف رانندگی درگذشت.

5614. تجربه تحول معنوی برنت اس. 6/16/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13272. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من دیدم که نحوه ی درک ما از باورها در جهان وارونه است. ما تمایل داریم مالکیت باورهای خود را به دست بگیریم، گویی تنها ما نویسندگان بودیم یا گویی باورها از تجربیات ما سرچشمه می گرفتند. باورها، در درک ما، بی‌ موضوع و بی‌ارتباط با هر کس دیگری هستند. با این حال، در فضایی که من در آن بودم، باورها را تقریباً مانند نیروهای مستقل زندگی دیدم که مسئول ایجاد تجربه ی بدنی بشریت هستند، شبیه به این که چگونه یک شبکه از برنامه‌های کامپیوتری محدودیت‌های تجربه ی آنلاین ما را تعیین می‌کنند.
از جمله عمیق‌ترین خرد معنوی که تاکنون با NDERF به اشتراک گذاشته شده است. او با عیسی، خدا و مادر ملاقات کرد. خردی که او با آن مواجه شد زندگی او را تغییر داد. خرد معنوی که او با آن مواجه شد به طرز چشمگیری شبیه به آنچه در NDEها به اشتراک گذاشته می‌شود است، اما با جزئیات بسیار بیشتر.

5611. تجربیات دیگر الزا ای 6/14/2025. تجربیات دیگر 13271. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت ناگهان، حضوری را احساس کردم که آن را به عنوان قدرت‌های برتر می‌شناسم. کلماتی، یا بهتر بگویم افکاری را شنیدم که از طریق تله‌پاتی توسط فرشتگان نگهبان منتقل می‌شدند. همانطور که آنها صحبت می‌کردند، عشق و شادی بر من غالب شد. از شادی خندیدم و به خواهرم که در آن لحظه او را به یاد داشتم، فریاد زدم: "معلوم شد که در عشق اشکی وجود ندارد! چرا قبلاً این را نمی‌دانستیم؟"
تجربیات معنوی متعدد.

5607. گلن تی. تجربه نزدیک به مرگ 6/9/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13265. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من جای دیگری بودم، درون خاطره‌ای دور که فراموش کرده بودم. احساس می‌کردم خاطره متعلق به کس دیگری است، اما مال من بود. می‌توانستم در خاطرات حرکت کنم. انگار می‌توانستم لحظات را ورق بزنم، مانند صفحات یک کتاب قدیمی. هر خاطره واضح و زنده بود. بین صحنه‌هایی از چند سال قبل سرگردان بودم؛ تکه‌هایی از زندگی که هرگز به آنها فکر نکرده بودم. با این حال، آنها را تماشا نمی‌کردم چون خودم در آنها بودم. به نظر می‌رسید زمان کش می‌آید. می‌توانستم تا هر زمان که می‌خواستم در هر خاطره‌ای باقی بمانم.
تجربه نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل غرق شدن در سن ۱۲ سالگی.

5603. رایلی اچ. تجربه نزدیک به مرگ 6/8/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13261. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من یک مرور زندگی‌ داشتم. تک تک افرادی که تا کنون دوست داشته بودم، در برابرم ظاهر شدند. به یاد آوردم که چه بویی داشتند، چه صدایی داشتند. چهره‌هایی از دوران کودکی‌ام، عزیزانی که فراموش کرده بودم، افرادی که سال‌ها پیش درگذشته بودند. هر روحی که ردی از خود در من بر جای گذاشته بود، سیل آسا برگشت.
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل تصادف جت اسکی.

5597. تجربه دگرگون کننده معنوی سرگی س. 5/26/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13250. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت آنچه تجربه کردم، بیانش با کلمات زمینی دشوار است، من او شدم. لذتی وصف‌ناپذیر، مجموعه‌ای بی‌پایان از تجربیاتی با شدت بالا و کیفیتی متعالی و کاملاً غیرقابل توصیف با کلمات زمینی؛ جوهر شادی، لطافت، عشق فراگیر و حل‌شونده بی‌نظیر، پذیرش کامل، خلوص غیرواقعی، گشودگی بی‌حد و حصر، معصومیت، صداقت، هیبت مقدس، قدرت، اعتماد به نفس، آرامش، دانش.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی( STE )برجسته و قابل توجه. بسیار شبیه NDE

5596. تجربه نزدیک به مرگ براندون دی. 5/23/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13248. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من چیزها را به صورت اول شخص، دوم شخص و سوم شخص می‌دیدم، حس می‌کردم و می‌شنیدم. وقتی سر کسی فریاد می‌زدم، انگار آن لحظه را از طریق چشم‌ها، گوش‌ها و ذهنم دوباره زندگی می‌کردم. اما همچنین آن را طوری زندگی می‌کردم که انگار خودم کسی بودم که سر او فریاد زده می‌شد. می‌توانستم قیافه ی عصبانی‌ام را ببینم و بشنوم که چقدر خودپسندانه رفتار می‌کنم. همچنین می‌توانستم آن را به عنوان یک ناظر بیرونی ببینم. از من به صورت ذهنی پرسیده شد: «چه چیزی یاد گرفتی؟» و من آموختم که تمام دردهای زندگی‌ام به خاطر انتخابم برای اجتناب (از کار) بوده است.
تجربه ی نزدیک به مرگ برندون دی به دلیل افتادن درخت ۲.۵ تنی روی او.

5595. گولیا م. تجربه نزدیک به مرگ 5/21/2025. 13247. متن اصلی به زبان انگلیسی، برگردان به فارسی توسط فرشته مفاخر یکی از سگ‌های درگذشته ی من در کنارم، با آرامش قدم می‌زد. همه ی رنگ‌ها باشکوه بودند. آنقدر باشکوه بود که غیرقابل توصیف است. آرامش کاملی را احساس کردم که روی زمین نمی‌توانید آن را حس کنید؛ من خارج از زمان بودم؛ زمانی وجود نداشت. می‌دانستم که من خودم بودم و این که این موقعیت خاص بود، اما هیچ تعجب یا سوالی نداشتم؛ کاملاً طبیعی بود
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تشنج های منجر به کما

5593. جان-مایکل اس. تجربه نزدیک به مرگ 5/18/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13243. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سرانجام، به یک درخت عظیم و باستانی مانند درختان جنگل‌های قرون وسطی رسیدم. عمویم که در سال ۲۰۱۱ بر اثر اعتیاد به الکل فوت کرده بود، بی‌تفاوت به آن تکیه داده بود. کمی جلوتر، مادربزرگم ظاهر شد. او در سال ۲۰۰۸ فوت کرده بود و پدر عمویم، «پاو پاو پیت:PawPaw Pete»، او را همراهی می‌کرد. این موضوع مرا متعجب کرد، زیرا انتظار داشتم که او با شوهرش باشد. پیت مانند همیشه مرا «پسرم» صدا زد. دیدن او مرا سرشار از شادی کرد، اما مادربزرگم از نگاه کردن به من امتناع ورزید. فهمیدم چرا. من نسبت به رنجی که در خارج از کشور ایجاد کرده بودم، بی‌رحم و بی‌تفاوت شده بودم.
به دلیل جراحت جنگی در افغانستان

5590. کاترین ای. تجربه تحول معنوی 5/17/2025. تجربه تحول معنوی 13240. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت روحم، یک کریستال بیضی شکل درخشان، به سرعت اوج گرفت. من خودم را همزمان از درون و بیرون آن مشاهده می کردم، مانند تماشای یک فیلم. همانطور که بالا می‌رفتیم حضور خدا مرا در بر گرفت. در پایین، بدن بی‌جانم را در پارکینگ بی سقف دیدم و در آرامش برای خداحافظی دست تکان دادم.
یک اس.تی.ای استثنایی که مشتمل بود بر تصادف قریب الوقوع با ماشین، با تجربه‌ای فوق‌العاده شبیه به تجربه ی نزدیک به مرگ. خرد معنوی عمیق.

5587. دعای یعقوب س. 5/9/2025. نماز 13232. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از نقطه ای که بودم، به گوشه ی بالا، سمت راست اتاق، نگاه کردم، جایی که یک پیکر فرشته گون به اتاق خواب من پایین می‌آمد. او دستانش را بالا گرفته بود و به چپ و راست نگاه می‌کرد، انگار که بین دو نفر که در حال بحث و جدلی بودند، قرار می‌گرفت.
تجربه ی دعا در زمان ناراحتی عاطفی به دلیل جدایی قریب‌الوقوع.

5575. بانی ک. ارتباطات پس از مرگ 4/10/2025. ارتباطات پس از مرگ(ADC) 13217. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او مرا بلند کرد، وسط تخت گذاشت، رویم را پوشاند، کنارم نشست و مرا در آغوش گرفت. احساس وصف ناپذیری داشتم. اتاق پر از یک نور ملایم فیلتر شده بود - که کاملاً مرا احاطه می کرد. چیزی جز نور و خودم نمی‌دیدم. می‌توانستم بشنوم و حس کنم که او مرا در آغوش گرفته بود.
رویای ADC استثنایی و فوق‌العاده دقیق با نامزد فوت شده از تقریباً ۵۰ سال پیش.

5574. خانم جانی ن. تجربه‌ای شبیه به مرگ 4/10/2025. تجربه‌ای شبیه به مرگ 13216. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت هیچ دردی احساس نکردم؛ فقط آرامشی که هرگز در زندگی‌ام احساس نکرده بودم. به یاد دارم که آسمان شب چقدر زیبا بود و ستاره‌ها چقدر نزدیک بودند. انگار می‌توانستم دست دراز کرده آنها را لمس کنم. ناگهان احساس کردم که توسط چیزی بسیار بزرگتر از خودم احاطه یا نگه داشته شده‌ام. سرم را برگرداندم تا به بالا و عقب نگاه کنم. می‌توانستم این بال‌های سفید و زیبای فرشته را ببینم. کاملاً امنیت و دوست داشته شدن از سوی این موجود را احساس می کردم.
تجربه‌ای شبیه به NDE در ۱۵ سالگی. ۴۹ سال بعد به اشتراک گذاشته شده است.

5573. کریستینا جی. تجربه نزدیک به مرگ 4/6/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13215. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت می‌توانستم مادربزرگ مرحومم و پدر مرحومم را در دو طرف این موجود ببینم. همچنین می‌توانستم چیزی شبیه چرخ را ببینم که وقایع زندگی‌ام را به صورت حرکت آهسته، مانند یک پروژکتور فیلم، نمایش می‌داد. می‌توانستم از طریق تله‌پاتی صدای این موجود نوری را بشنوم که با من صحبت می‌کرد و پی در پی می‌پرسید: «حالا می‌بینی؟» احساس گرما و آرامش می‌کردم و به آن موجود نوری ابراز می‌کردم که نمی‌خواهم به بدنم برگردم، زیرا برای اولین بار در تمام عمرم آرامش را تجربه کرده بودم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف ماشین

5572. سالي ل. تجربة الاقتراب من الموت 4/6/2025. تجربة الاقتراب من الموت 13214. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت همانطور که خطوط زمانیم بالای سرم چشمک می‌زدند نقاط دردناک، شادی‌ بخش، خوشحال و آسیب‌زا را دیدم. از موجودی که با من بود خواستم خاطرات دردناک/آسیب‌زا را با سرعت به جلو ببرد و موجودات این کار را برای من انجام دادند. سپس مسیرهای مختلفی به من ارائه شد. مسیرها به گونه‌ای چیده شده بودند که فقط می‌توانستم تا جایی در هر کدام سفر کنم که ببینم اگر آن مسیر را انتخاب کنم، چه اتفاقی می‌افتد. به من توضیح داده شد که من موهبت زندگی‌ام را بدیهی فرض کرده‌ بوده ام؛ و این که من روی زمین هدفی دارم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل نارسایی تنفسی و تشنج. حدود سه هفته پس از تجربه به اشتراک گذاشته شده است.

5566. کن دی. تجربه نزدیک به مرگ 3/30/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13208. ( نوشته شده به زبان دانمارکی، ارسال شده به زبان انگلیسی. از دانمارک) برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت مرور تمام زندگی‌ در عرض چند دقیقه غیرممکن است، اما با این وجود، این اتفاقی بود که افتاد. چندین بار در طول مسیر، فیلم متوقف شد و با «فرشته ی نور» به میان بسیاری از حوادث زندگی کوتاهم رفتیم. هر بار در مورد موقعیت‌هایی بود که کاری انجام داده بودم که مرا وادار می کرد احساس گناه کنم، چون می‌دانستم آنچه انجام داده بودم اشتباه بود. چندین بار دروغ گفته بودم. برایم توضیح داده شد که دروغ‌هایم به چه چیزی منجر شده و چرا اشتباه بوده است. سرانجام، «فرشته ی نور» برایم توضیح داد که زندگی من هدفی داشت و این که چیزهای معینی بودند که باید از میان آنها می گذشتم تا برنامه‌ای که در زندگی‌ام داشتم را دنبال کنم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل غرق شدن در سن هفت سالگی. شصت و چهار سال بعد به اشتراک گذاشته شده است.

5558. لوئیس اچ. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 3/12/2025. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 13198. تجربه‌ای استثنایی، ترجمه شده توسط: هشنیز با کمک گوگل ترنسلیت بنابراین رو به موجودی که هنوز با من بود کردم و پرسیدم: «آیا اینجا بهشت است؟» او گفت: «بله، این بخشی از چیزی است که انسان‌ها بهشت می‌نامند.» سپس پرسیدم: «اگر اینجا بهشت است، خدا کجاست؟» و او پاسخ داد: «خدا همه جا، همیشه و در همه چیز است.» آن پاسخ مرا راضی نکرد، من این ایده را که خدا همه جا، همیشه و در همه چیز است درک نمی‌کردم. سپس این سوال از من بیرون آمد، با وجود این که هنوز احساس ارتباط با زندگی فیزیکی‌ام را نداشتم: «اگر اینجا بهشت است و اگر خدا واقعی است، من باید چه دینی داشته باشم؟»
تجربه احتمالی نزدیک به مرگ به دلیل مشکل تنفسی.

5556. بيني دبليو. التواصل بعد الموت 3/10/2025. التواصل بعد الموت 13197. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او شوخی کرد و با شوخ‌طبعی بسیار عادی و دوست‌داشتنی‌اش گفت: «این چشم انداز لعنتی بسیار بهتر از آن چیزی است که وقتی زنده هستی احساس می شود، باور کن.» او خندید، ما هر دو خندیدیم. سپس از او پرسیدم که وقتی از خواب بیدار شوم و به خانواده‌ام بگویم، چگونه می‌توانم بدانم که این فقط یک رویا نیست. او فوراً به من گفت: «شماره ۰۸-۸۰-۱۶ را به خاطر بسپار و برو و به مادرت بگو، این مربوط به ملاقاتی است که شما دو نفر با من در بیمارستان داشتید. او خواهد فهمید.»
رویای ADC با اطلاعات تأیید شده‌ای که او قبلاً نمی‌دانست.

5549. جان-کلمنت جی. تجربه نزدیک به مرگ 3/1/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13186. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او برای حرکت به هیچ کمکی نیاز ندارد، بسیار متفاوت از زمانی که زنده بود. ما با هم در خانه ی قدیمی قدم می‌زنیم، درست مانند قبل. در اوج زندگی مان آنجا. من شروع به پرسیدن سوالات بیشتری می‌کنم، حول محور عیسی. می‌پرسم که آیا او هم آنجاست، و آیا مسیحیت کاملاً درست است، یا حداقل تا حدی درست است؟ او به سادگی به من می‌گوید: «در این مسیر بمان، و روزی خودت خواهی فهمید.»
رویای ADC از مادربزرگ مرحوم

5544. جیسون دی. تجربه نزدیک به مرگ 2/17/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13181. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت چیز بعدی که می‌دانستم، منجنیق شده بودم و از بدنم به درون چاهی سرد و تاریک پرتاب تا در آب سرد و تاریک فرود بیایم. جیغ های دهشتناک، به همراه صداهایی وحشتناک و جهنمی شنیدم. دیدم موجوداتی از آب بیرون می‌آیند و تلاش می کردند مرا با خود به زیر آب بکشند.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر. تجربه ی جهنمی

5543. والدا ام. تجربه تحول معنوی (STE) 2/12/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13176. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بدن من، روح، تا سقف بالا رفت، سپس از پشت بام به چشم انداز جنگلی به طرزی باورنکردنی شکوهمندی رسید. رنگ ها ماتیس(Matisse) مانند، پررنگ و غیر طبیعی بودند. در حال بودن بر فراز بالاترین نقطه ی درختان، تونلی تاریک دیدم. از آنجایی که به نظر می رسید داشت به من خوش آمد می گفت، وارد تونل شدم. از احساس آرامش مطلق ذهنی، آسودگی کامل، بی وزنی و نبود استرس بسیار شگفت زده بودم. مطمئناً نمی خواستم به بدنم برگردم.
تجربه ی تکان دهنده ی معنوی با سردرد شدید میگرنی همراه با ظاهراً یادآوری زندگی گذشته.

5542. تجربه نزدیک به مرگ گالادریل کی 2/11/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13175. برگردان :هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت آخرین درس این بود که افکار و نیات من حامل انرژی هستند. انرژی-ای که بر ساختار واقعیت اطراف من، روی مردم، روی زمین، روی آینده ی من و غیره تأثیر می‌گذارد. هر فردی اراده ی آزاد دارد که انتخاب کند چه انرژی-ای می‌خواهد وجود داشته باشد، و آن انرژی با انرژی همه مخلوط می‌شود و بنابراین، تار و پود واقعیت ما در هم تنیده می شود.
تجربه ی استثنایی و با جزئیات فوق‌العاده در سن ده سالگی. هیچ رویداد تهدیدکننده ی زندگی قریب‌الوقوع واضحی وجود ندارد، بنابراین NDE در مقابل STE.

5540. تجربه نزدیک به مرگ رایموندو 2/9/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13173. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من دیگر در یک تونل نبودم؛ مستغرق در نور بودم. اولین چشم اندازهای من پر از شگفتی از یک چنین زیبایی و عشقی بود. من خودم را احاطه شده در طبیعتی نفس گیر یافتم با حیواناتی از انواع مختلف - سگ، آهو، پروانه ها... که با خوشحالی در حال رفتن به هرسو بودند. خود را در محاصره ی پروانه هایی یافتم که مرا راهنمایی می کردند.
تجربه ی نزدیک به مرگ در پی رفتن به کما بر اثر تصادف

5539. واندا وی. تجربه تحول معنوی 2/9/2025. تجربه تحول معنوی (STE) 13172. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او ساکت شد و مشتاقانه به درون چشمانم نگاه کرد. در آن لحظه دید من پر از نور آبی شد. من این حس را داشتم که با عجله وارد تونلی پر از همان نور شدم. با محو شدن این حس، خود را در ابعاد دیگری یافتم. احساس می کردم با او ارتباط دارم اما نمی توانستم او را ببینم.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی در زمان تعامل عمیق با مردی که او را دوست داشت.

5538. Bristol O. تجربه نزدیک به مرگ 2/9/2025. تجربه نزدیک به مرگ 13171. تجربه استثنایی برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترنسلیت زمانی که من یک روح بودم، سیارات کوچک بودند و افراد روی سطح شبیه ذرات غبار بودند... اما وقتی ما در فضا حرکت کردیم و سیاراتی را دیدم که انسان‌های زنده در آنجا بودند، می‌توانستم سروصدای بزرگی را بشنوم که از آن‌ها ساطع می‌شد. آنها بسیار بسیار بلند بودند. پیش از این که بتوانم سیارات را ببینم می توانستم آنها را بشنوم. می توانستم صدای فریاد و آواز و صحبت و خنده و گریه و مویه و آواز بشنوم.
تجربه ی فوق‌العاده ی نزدیک به مرگ (NDE) به دلیل از دست دادن خون شدید ناشی از پارگی کیست تخمدان. برخی از عمیق‌ترین بینش‌هایی را که تاکنون با NDERF به اشتراک گذاشته شده است ارائه می‌کند.

5527. تجربه نزدیک به مرگ استیسی آر اس 12/28/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13144. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من نوزده ساله بودم، اما خودم را به صورت یک دختر کوچک می دیدم. داشتم در مزرعه ای پر از زیباترین گل ها قدم می زدم. نگاه کردم و خواهرم را دیدم، که در آن زمان زنده بود و امروز هم زنده است. او با من تاب می خورد. نوری که اطراف ما را پر کرده بود فقط تابشی بود. نمی توانم حس آرامشی را که احساس می کردم به طور کامل توضیح دهم. این صلح آمیزترین احساسی بود که تا به حال داشتم. آرام و صلح امیز بود. هیچ شکایت یا ترسی نداشتم. من فقط آنجا بودم، در این آرامش.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مننژیت

5518. پائولا آ. تجربه نزدیک به مرگ 12/15/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13130. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من خاطرات را از دیدگاه هر فردی که تحت تأثیر اعمالم قرار گرفته بود، دوباره زندگی کردم؛ نه فقط کسانی که مستقیماً درگیر بودند. من همچنین خاطرات افرادی را زندگی کردم که به طور غیرمستقیم تحت تأثیر اعمالم قرار گرفته بودند، کسانی که تحت تأثیر مشارکت و ارتباطشان با افرادی بودند که مستقیماً تحت تأثیر اعمال من قرار گرفته بودند. برای من روشن شد که آنچه مهم بود اعمال من نبود، بلکه این بود که اعمال من چه احساسی را در دیگران ایجاد می کرد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی.

5516. ریچی اف. تجربه نزدیک به مرگ 12/7/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13127. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من نگران اتفاقات اطرافم بودم، اما احساس کرختی را به یاد می آورم. آنگاه، مردی آشنا را در گوشه ی آمبولانس دیدم. او دوست پسر سابق مادربزرگم بود که یک سال پیش بر اثر یک سکته ی قلبی درگذشته بود. او سیگاری دود می کرد چیزی که به راستی در ذهن من برجسته بود. او گفت: 'پسر تو می روی که زندگی کاملی در پیش داشته باشی و خواهی داشت. خانواده ی تو به تو نیاز خواهند داشت، به خصوص در حال حاضر.'
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تشنج

5515. کارا سی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ . تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 13126. متن اصلی به زبان انگلیسی، برگردان به فارسی توسط فرشته مفاخر من می‌توانستم روح زیبای پزشکان را ببینم، هم خود ابدی و هم خود دنیوی آنها را. خود موقت آنها پر از ترس بود، اما بیشتر هدفشان در جراح و انکولوژیست بودنشان به طور خاص عشق زیادی را از خود ابدی آنها در خود داشت. خیلی زیبا بودند. روح آنها و همه ی ارواح دیگرسو بسیار "کل" هستند.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در زمان جراحی و چندین تجربه ی خروج از بدن

5512. دیوید بی. تجربه تحول معنوی (STE) 11/30/2024. تجربه تحول معنوی (STE) 13122. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من که در بدنم نبودم این اتفاق را تماشا می کردم. این احساس را به خاطر می آورم که زبانم به عقب به درون گلویم می‌چرخید و خیلی نگران آن نبودم. من تاریکی را به یاد می آورم، و سپس به یک باره دیدن همه ی نور را از تمام ستارگان کیهان. من موجی از درک و حس بدیع ترین شادی قابل تصور را به یاد می آورم. یادم می آید که همه چیز را فهمیدم. یادم می‌آید که از آن دانش به وجد می آمدم و احساس خوشی، شادی و گرما می کردم.
تجربه یSTE باSOBE در زمان تشنج روان زای غیر صرعی(psychogenic non-epileptic)

5506. کاترین اف. تجربه تحول معنوی (STE) 11/19/2024. تجربه تحول معنوی (STE) 13111. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت "شما باید به بالا نگاه کنید!" این یک فرمان بود. من احساس کردم کاملاً ناتوان از نافرمانی هستم و به بالا نگاه کردم. چیزی که چشمانم با آن روبرو شد پهنه ی بی نهایتی از ذرات نور درخشان بود که در بدنم جاری می گردید.
رویای تکان دهنده ی معنوی(STE) با محتوای معنوی قابل توجه

5505. مونیکا اف دی. تجربه نزدیک به مرگ 11/10/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13108. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت نوری را به یاد می‌آورم که به نظر می‌رسید از میلیون‌ها رشته نور تشکیل شده بود که با سرعت زیادی حرکت می‌کردند و این چیزی را تشکیل داد که من توانستم به شکل یک چنبره ی بزرگ (دونات) تشخیص دهم. این چنبره-مانند پشت سر پدر و عمو و پدربزرگ و مادربزرگم که کنار هم جلوی من ایستاده بودند حرکت می کرد. یادم نمی آید وقت خواسته باشم، اما آنها به من گفتند که به من بیست سال مهلت می دهند که همچون زمان زیادی به نظر می رسید. آنها همچنین به من گفتند یک استودیوی سفالگری راه اندازی کنم. یادم نمی آید این را پرسیده باشم، اما این هم مانند ایده ی خوبی به نظر می رسید.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل حمله ی قلبی

5500. لويس ف. تجربة الاقتراب من الموت 11/10/2024. تجربة الاقتراب من الموت 13102. برگردان: هشنیز جاری شدن شیره ی درخت را در میان رگ‌هایم احساس کردم و دیدم که در گذشته در مقایسه با آنچه خود بلوط تجربه کرده چه اتفاقی افتاده بود. پرندگانی را دیدم که در آن درخت زندگی کرده بودند، طوفان هایی که با آن روبرو شده بود، کسانی که به دیدن آن آمده بودند. این مرا به جایی در من گسیل کرد که گرچه بیگانه بود، اما به من حسی از آرامش و محافظت می داد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اصابت گلوله به سر در سن چهار سالگی.

5499. گیل دی. تجربه نزدیک به مرگ 11/4/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13099. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من اگرچه می دانستم که این موجودات افرادی بودند که می شناختم، در آن لحظه آنها را نمی شناختم. ما با هم کاملاً راحت بودیم، احاطه شده به وسیله ی عشقی ناب. یک انرژی به من نزدیک شد و من این انرژی را مادربزرگم تشخیص دادم. این مرا گیج کرد زیرا می دانستم که او هنوز زنده بود. ما مدتی دراز را در مورد خیلی چیزها صحبت کردیم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل ایست قلبی

5498. اسکات اس. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 11/4/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 13098. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت خدا می خواست به من توضیح دهد که هیچ چیز مهمتر از عشق نیست. بنابراین او شروع کرد به روان کردن سیل عشقی غیر قابل باور به سوی من؛ بیشتر از چیزی که هرکسی بتواند هرگز تصورش را بکند، مانند عشقی یک تریلیون برابر. و این احتمالاً حتی کافی نیست. فکر می کردم قلبم داشت منفجر می شد. یک بار دیگر احساس می کردم مانند یک بادکنک بودم. خدا به من گفت که به عقب برمی گشتم، و این که دیگر هیچ چیزی را نمی توانستم به یاد بیاورم 'جز عشقی که به تو نشان دادم.'
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی قابل توجه با رویارویی با خدا و آگاهی از دانش جهانی.

5489. جانی اف. تجربه نزدیک به مرگ 10/16/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13081. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت از آنجایی که من در آن زمان ۵۷ ساله بودم ، ۵۷ سال بود که در چشم برهم زدنی گذشت. من باید هر لحظه را از دیدگاه خود و همچنین از دیدگاه شخص دیگر می دیدم. بعضی اوقات فجیع بود و من احساس عظیمی از خودخواهی و خودمشغولی(self-absorption) را در خود احساس کردم. ناامید و محزون ، گفتم ، "من شکست خورده ام." اما پیکره ی نورانی تقریبا با یک گرمای شوخ طبعی در صدایش گفت: "هیچ چیز اشتباه نبود. همه چیز کامل بود. همان طور که باید باشد." او گفت که من انسان بودم و از این رو ، انجام همه ی کارها به درستی امکان پذیر نیست. این در مورد یادگیری بود. آن عشق و پیامدهایش به معنای همه چیز بود.
جربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل بیماری تنفسی.

5484. Callum L. تجربه نزدیک به مرگ 10/10/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13074. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت سپس به یک زندگی کامل در دنیایی دیگر ادامه دادم. من هنوز خودم بودم، اما با این حال، یک فرد متفاوت با نامی دیگر و غیره بودم. سپس در آن زندگی پس از گذراندن یک عمر مانند این شخص دیگر، به دلیل پیری مردم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل برق گرفتگی. تجربه ی قابل توجهی از زیستن یک زندگی کامل در دنیایی دیگر.

5482. مایکل اچ. تجربه نزدیک به مرگ 10/9/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13072. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت به یاد دارم که بارها و بارها صدای کد آبی را می شنیدم. چیز بعدی که می‌دانستم، (این است که) داشتم خودم را می‌دیدم که در راهروی بیمارستان با (تخت یا صندلی) چرخ دار پیش می رفتم. در آن لحظه فکر کردم، "یک دقیقه صبر کن، چگونه چنین چیزی ممکن است؟" به یاد دارم که از طریق یک تونل سفر می کردم. پیکره ای دستش را دراز کرد و گفت: در بهشت به من بپیوند برادر. من پیشنهاد این وجود را رد کرده و به زمین بازگشتم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی با شلیک به خود.

5481. دبرا بی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 10/7/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 32757. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در انتهای یک تونل دهانه ای بود. یک نور سفید ملایم و زیبا آنجا در انتهای تونل وجود داشت. می دانستم خاله ب آنجا بود. به طور دقیق نتوانستم ببینمش. او تار بود اما به نظر می رسید به من نزدیک شده است. او گفت: "می‌تونی بیای عزیزم، اگه بخوای. آسونه." پرنده ای ساخته شده از نور خالص از میان تونل پرواز و از روزنه به داخل نور رفت.
ارسالی از پرسشنامه ی ADCRF. تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی ناشی از مالاریا مغزی.

5478. تجربه نزدیک به مرگ جولی بی بی 10/4/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13067. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت عمدتاً نارنجی (به باور من از نوری که از پشت می تابید) اما همچنین زرد و صورتی با بنفش کم رنگ، با الگوی لوله ی شکل نما(kaleidoscope) حرکت می کرد. گلی درون شیشه بود، سپس گلی دیگر، با مرواریدهای سفید و عقیق جاسازی شده در پشت، جابجا می شد، حرکت می کرد، می چرخید. من به سفر سالگرد آینده مان به هاوایی و موزاییک های زیبایی که پدرم درست می کند فکر کردم. رنگ ها مطلقا بی شباهت به رنگ هایی بودند که قبلا دیده بودم و نمی توانستم از خیره شدن دست بردارم. اما بی درنگ دریافتم که قرار نبود آنچه را که در ابر طلا بود ببینم. و سپس با احساس حضور او، دریافتم که پروردگارم در سمت راست من ایستاد، اما من قادر به دیدن او نیز نبودم. هنوز قرار نبود او را ببینم. تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل واکنش آلرژیک آشکار.
تجربه حدود یک ماه پس از وقوع آن به اشتراک گذاشته شد.

5468. ترنس ام. تجربه نزدیک به مرگ 9/11/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13049. تجربه استثنایی ترجمه: هاشنیز با کمک گوگل ترنسلیت. ناگهان، نه بخش، نه من، نه هیچ "چیزی" وجود نداشت-فقط نوری درخشان و طلایی که گویی از زیر دریایی از ابرهای طلایی یکپارچه و بی پایان در حال منعکس شدن است. این احساس که «هیچ‌کس» احساس نمی‌کرد، وجد، سعادت و آرامش کامل فراتر از هر توصیف زمینی بود. حتی یک فکر هم به این آگاهی نشئه‌انگیز که در نهایت عالی است نفوذ نمی کرد. کلمات نمی توانند عدالت را در مورد این تجربه ای که «هیچ کس» نداشته است، رعایت کنند. "من" نبودم که این تجربه را داشته باشم. زمان دیگر وجود نداشت.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل ایست قلبی در بیمارستان با بینش استثنایی قابل تأمل بر روی تجربه اش.

5467. سوزان تی. تجربه نزدیک به مرگ 9/10/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13048. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من در یک مزرعه ی بسیار بزرگ از چمن های بلند با گل ها بودم. دور تا دور دایره ای از درختان بود. دوست داشتنی بود! می توانستم صدای طبل قبیله ای را بشنوم. صدای ضربان قلب نبود؛ از هیچ نظر مانند آن. من این احساس چیره ی پیدا کردن منبع صدا را داشتم. آنجا ایستادم و برای یک لحظه فقط گوش دادم. شروع کردم به راه رفتن به سمتی که فکر می کردم صدا را می شنیدم. انگار صدا داشت مرا فرا می خواند که بیایم و پیدایش کنم. به راه رفتن ادامه دادم، در حالی که به هیچ روی پیدا نمی کردم از کجا در حال آمدن بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل از دست دادن خون پس از زایمان سزارین.

5465. ریک دی تجربه نزدیک به مرگ 9/3/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13044. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت همه چیز سیاه و سفید به نظر می رسید، شاید به دلیل پارچه ی ظریفی که بدنم را پوشانده بود که از میان آن نگاه می کردم. صحنه شامل چندین مشعل در حال سوختن بر روی دیوارهای پیرامون من بود؛ ستون‌های سنگی عمودی بزرگی که دیوارهای اتاق بسیار بزرگی که بدنم در ان بود، را نگه می‌داشت، که به نظر می رسید یک معبد بزرگ باشد. من به نوعی می دانستم که این در گذشته های دور، شاید هزاران سال پیش بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن دوازده سالگی به دلیل بازی "پاس به بیرون" دوران کودکی.

5464. ویکی دبلیو. تجربه نزدیک به مرگ 8/30/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13042. تجربه استثنایی ترجمه: هاشنیز با کمک گوگل ترنسلیت یک جا این بود که چگونه یک گیاه خلق می شود، این یک گیاه تازه است اما نه لزوما برای زمین. از من خواسته شد که بپیوندم، همان گونه که گویا پیشتر این کار را انجام داده بودم. من با دانش آموزان دیگر نشستم. به ما مأموریت داده شد که در یک محیط ویژه یک گیاه خلق کنیم؛ و پرنده ی معینی که از شهد تغذیه می کرد. یک پرتو نور گیاه موفق را گرفت و در یک جنگل در تصویری که مستقیماً به مغز ما تابانده می شد پدیدار گردید.
تجربه ی نزدیک به مرگ ناشی از عفونت خون و ورم مغز.

5463. سوزان دبلیو. تجربه نزدیک به مرگ 8/28/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13039. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت یک روز که در بیمارستان بودم، بالای بدنم شناور بودم. سپس کف زمین بودم و به بالا به بدنم در گهواره نگاه می کردم. گیج شده، اما نترسیده بودم. سپس یک خانم کاملاً سفید پوش، که نور درخشان و سفیدی از خود ساطع می کرد، به سمت من آمد. من و او به این مرد در ردای سیاه نگاه می کردیم. او گفت: "بگذارید شما را پنهان کنم. او مرگ است و دنبال تو می گردد. اما اگر تو را نبیند نمی تواند تو را ببرد." پس از این که او رفت، مرا بلند کرد و گفت: وقت تو نیست. سپس مرا دوباره در بدنم قرار داد.
تجربه ی نزدیک به مرگ ناشی از مننژیت و پنومونی در سن ۱۸ ماهگی. ۵۷ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5462. تایلر جی. تجربه نزدیک به مرگ 8/27/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13037. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت اما کنجکاو بودم ببینم چه چیز دیگری در اطراف من بود. به آرامی سرم را برگرداندم و سپس در یک اتاق بیمارستان از خواب بیدار شدم. این روزی بود که من به دنیا آمدم. می توانستم از دیدگاه هر کس دیگری ببینم. انگار هوشیار بوده و من همه ی این مردم بودم. سپس صحنه تغییر کرد. من همچون برق به یک رویداد دیگر زندگی، سپس یکی دیگر، و سپس به رویداد دیگری رفتم. هر رویداد زندگی را می‌توانستم از دیدگاه هر فرد دیگری ببینم. باید می دیدم با هر اتفاقی که در زندگی داشته بودم اگر تصمیمات متفاوتی می گرفتم چه اتفاقی می‌افتاد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل از دست دادن هوشیاری و تشنج آشکار پس از مصرف مواد.

5461. دارن آر. تجربه نزدیک به مرگ 8/24/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13035. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تمام اتفاقاتی که در زندگی من افتاده بود به یکباره تجربه شد. من تمام تجربیات زندگیم را از دیدگاه شخص دیگری که با او در کنش و واکنش بودم، تجربه کردم. مهمتر از همه، در آن هنگام من تأثیر سخنان و اعمالم را بر طرف مقابل احساس می کردم. این بررسی زندگی کاملاً بی‌طرفانه بود؛ به این معنا که نه ترسیده بودم و نه خوشحال.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل فیبریلاسیون بطنی(ventricular fibrillation) پس از عمل بای پس عروق کرونر(coronary artery bypass).

5459. تجربة كارول بي سي للتحول الروحي (STE) 8/19/2024. تجربة التحول الروحي (STE) 13032. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من از دیدن آنها بسیار خوشحال و هیجان زده بودم. در آغاز خیلی ناراحت بودم که با من تعامل نمی کردند. من به وضوح احساس می کردم که آنها از در نگهبانی می کردند، اگرچه اگر می خواستم می توانستم آنها را دور بزنم تا به درب برسم. می دانستم که این انتخاب من بود که با آنها بروم یا به بدنم برگردم. من همچنین می دانستم که اگر آنها با من دوستانه برخورد می کردند ، من با آنها می رفتم.
روانپزشک در حین بیدار شدن از عمل قلب با کاتتر دچار STE می شود.

5457. 8/16/2024. تجربة التحول الروحي (STE) 13028. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در همان لحظه بود که متوجه شدم او می توانست افکار مرا بخواند و ما بدون کلام با هم ارتباط برقرار می کردیم. من احساس خجالت کردم زیرا داشتم فکر می کردم، "وای، عیسی واقعاً مرد بسیار خوش سیمایی بود!" سپس این تردیدها پیش آمد: «اوه مرد، چقدر شرم آور است که عیسی می داند من دارم به چه فکر می کنم! من فکر می کنم او خوش قیافه است و امیدوارم او فکر نکند که مجذوب او شده ام.' ناگهان او با صدای بلند خندید.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی استثنایی با رویارویی با جزییات با عیسی.

5454. ماری ام. تجربه نزدیک به مرگ 8/6/2024. تجربه نزدیک به مرگ 13023. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت داشتم به سمت یک مکان زیبا حرکت می کردم. نسیم ملایمی را احساس و مناظری از طبیعت را دیدم که می‌توانستم آن را در "بدنم" احساس کنم. من به سختی می توانستم این زیبایی را درک کنم. گرم و دوستانه بود. رنگ ها زیبا بودند و آفتاب درخشانی وجود داشت. پرندگان و سبزه ی طبیعی بسیار زیبا بودند. این یک رویای عادی نبود. پیش از آن، من در مکانی تقریباً مشابه گرند کنیون(Grand Canyons) بودم، اما نه مستقیما. من با یک خانواده ی بومی آمریکایی بودم. می دانستم که قبلاً آنجا بوده ام، چون خیلی آشنا بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل اقدام به خودکشی

5446. إميلي دبليو. تجربة الاقتراب من الموت 7/29/2024. تجربة الإقتراب من الموت 13013. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من مقداز زیادی از چیزهایی را که در مورد آن صحبت کردیم نمی توانم به یاد بیاورم. اما اندوه ژرفی را که او در مورد رفتار بشریت در قبال یکدیگر حس می کرد، احساس کردم. هیچ عصبانیتی وجود نداشت، فقط یک ناامیدی و اندوه ژرف و دردناک بود. خدا عشق خالص است. او هیچ سنخیتی با خدای توصیف شده در اسطوره های کتاب مقدس ندارد. خدایی که من با او صحبت می کردم هرگز انتقام و مجازات مخلوقاتش را انتخاب نمی کرد. پوست او تشعشع می کرد و با نور تابان شدیدی می درخشید؛ مانند هیچ چیز روی زمین. نور درخشان ترین نور بود، اما خیره کننده نبود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل خونریزی داخلی پس از زایمان

5443. Greyson PC تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 7/25/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 13007. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در تجربه ی من، چمن سبز و چندین نوع گل مختلف وجود داشت. چند درخت هم بودند که همانند شکوفه های گیلاس بودند. من در رودخانه ای طولانی و باریک وسط این همه منظره ی زیبا بودم. همانطور که در حال پارو زدن با قایق خود بودم، به نظر می رسید رودخانه بسیار آهسته در حال حرکت است. در حالی که با شادی می خندیدم دستانم را روی گل ها و علف ها می کشیدم. من در آب مارپیچ درست کرده و همچنین با آن بازی می کردم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی در سن دو تا سه سالگی.

5435. مگابایت تجربه تحول آفرین معنوی (STE) 7/17/2024. تجربه تحول معنوی (STE) 9996. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت او به من نشان داد که ریشه ی همه بدی های روی زمین واقعا بی صداقتی است. نداشتن صداقت و راستی در درون خود، صادق نبودن با خود و دیگران، و دروغ گفتن در مورد این که چه کسی هستید و انکار اعمالتان. او گفت که زمین و انسان ها تنها با نگاه کردن به خود و صددرصد صادق بودن و پرهیز از خودخواهی می توانند تکامل پیدا کنند. خودخواهی بد است، بسیار بد است و عشق ساختگی(تحقیرگر یا ریاکار بودن:being patronizing or manipulative) بسیار بد. شما همیشه می توانید صداقت را با مراقبت و عشق ارائه دهید.
تجربه ی تکان دهنده ی معنوی با بینش معنوی عمیق.

5424. جان بی. تجربه نزدیک به مرگ 7/1/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9982. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تنها یک پرسش پاسخ داده شد، "دعاکنندگان چه احساسی دارند؟" در آن لحظه پاسخ به شکل یک تکان عظیم آمد. من فوراً دعای تک تک افرادی را که داشتند به من، عزیزانشان، خانواده ای که از دست داده بودند، و همه چیز، فکر می کردند را احساس کردم! تک تک افکار را احساس کردم. هیچ کلمه ی واقعی برای توصیف این احساس وجود ندارد زیرا این یک احساس فراگیر از عشق و آرامش بی‌قید و شرط بود! به محض این که این احساس به من دست داد، به همان سرعت از بین رفت، اما آن یک لحظه مانند یک ابدیت احساس می شد. وقتی این احساس از بین رفت، یادم می آید که فکر می کردم "بسیار خوب، من آماده ی بازگشت هستم."
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل حمله ی قلبی. پنج روز پس از وقوع به اشتراک گذاشته شد.

5423. برنت اچ. تجربه نزدیک به مرگ 7/1/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9981. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت وقتی به اطراف نگاه کردم، افرادی را دیدم که آنها را دوست داشته و از دست داده بودم، و حالا در مزارع رنگارنگ گل های وحشی در مقابلم ایستاده بودند. آبی ترین آسمان و پر جنب و جوش ترین رنگ ها را در پیرامونم دیدم. کاملا شبیه زمین به نظر می رسید، اما بسیار متفاوت. مادربزرگم دلیا(Delia) را دیدم. او مادر مامانم بود که در اوایل نوجوانی من فوت کرده بود. با چشمانی اشکبار به من لبخند می زد. سرش را تکان داد و گفت: تو برگشتی. وقت تو نیست.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل شلیک گلوله

5422. جاناتان اس تجربه نزدیک به مرگ 7/1/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9980. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بررسی زندگی من بر روی تعداد ارتباط های جنسیم، تعداد زنانی که با آن‌ها خوابیده‌ بودم، مقدار نوشیدنی‌ام، ترک دین، فیلم‌های مستهجن، پول، مهملات، یا این که چگونه ممکن است مانند یک کودک رفتار کرده باشم، متمرکز نبود. واقعاً روی خیلی از چیزهایی که ما در اینجا روی زمین از آن به عنوان «رفتار بد» یاد می‌کنیم، تمرکز نکرد. در مورد من، آنچه روی آن تمرکز شد، تعامل با مردم بود. ما به این موضوع نگاه کردیم که آیا از هدایا و استعدادهایم برای کمک به مردم استفاده کرده‌ بودم یا خیر و در طول آن تعاملات چه احساسی در آنها ایجاد کردم. به من نشان داده شد که چگونه همه ی ما به هم متصل هستیم - همه جا، همه کس، همه چیز، و این که چگونه قرار است به یکدیگر کمک کنیم تا از طریق موجودیت انسانی خود پیشرفت کنیم. به من نشان داده شد که زندگی های انسانی ما یک حرکت جمعی است نه یک دستاورد فردی.
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل عفونت خون(sepsis) شدید تشخیص داده نشده

5419. توماس اس. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 6/25/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 9974. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت تجربه استثنایی من در تونل جلو رفتم، در حالی که خودم را از دست داده و با دیگران ادغام می شدم. من با آن مشکلی نداشتم، زیرا مانند بازگشت به خانه ی واقعی ام بود. من اطلاعات زیادی به دست آورده و پاسخ ها و دیدگاه ها و همچنین احساسات همه ی افراد درگیر را دریافت نمودم. تنها کاری که باید انجام می دادم این بود که در مورد آن فکر و پاسخی تله پاتیک دریافت می کردم. دریافتم که به خاطر آوردن همه چیز غیرممکن است. بنابراین من یک سوال پرسیدم: "هدف از زندگی من چیست؟"
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی(STE) استثنایی که شبیه NDE است با اطلاعات معنوی قابل توجه.

5411. دیوید اچ. تجربه نزدیک به مرگ 6/19/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9964. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت در ابتدای راهرو باز شد و مردی به استقبال من آمد. او از من پرسید حالم چطور بود. به میزی که روی آن مشغول به کار بودند اشاره کردم و به او گفتم که به نظر می رسد خیلی خوب نیست. مرد دستی به پشتم زد و گفت: "نگران نباش، همه چیز درست می شود." به او گفتم فکر کردم پدر و پدربزرگم باید از دست من عصبانی باشند، زیرا آنها مرا نادیده می‌گرفتند. او به من گفت که آنها اجازه ندارند با من ارتباط برقرار کنند.
تجربه ی نزدیک به مرگ در طی جراحی قلب باز. با برادری آشنا شد که در دوران نوزادی از دنیا رفت و او هرگز نمی دانست که دارد.

5406. فابیان جی. تجربه نزدیک به مرگ 6/16/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9956. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت بیشتر از همه، با نگاه کردن به تونل نور، احساس هماهنگی کامل داشتم. مورد خوشامدگویی قرارگرفته و در آرامش بودم. این یک احساس فراگیر گرما و مهربانی بود... بنابراین، پیامی که دریافت کردم، ملغمه ای از احکام و برداشت هایی است که با این وجود، سازگار و منسجم هستند. به من گفته شد زندگی فرصتی است که به ما داده می شود تا یاد بگیریم و با هم مهربان باشیم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن ۴-۵ سالگی به دلیل عدم هوشیاری طولانی مدت به دنبال صدمه ی مغزی.

5400. مایکل ام تجربه نزدیک به مرگ 6/2/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9946. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من با انبوهی از اطلاعات و درک مواجه شدم. این احساس را می داد که من تازه دانلود شگفت انگیزترین حقایق جهانی و هدفم را به پایان رسانده ام. این خانه ی من است! خانه بودم و احساس آرامش می کردم. حضور دیگری را در پشت سرم احساس کردم. او برای من آشنا بود و ما شروع به برقراری ارتباط از طریق عواطف (نوعی تله پاتی) کردیم.
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی به دلیل غش کردن، و افتادن با آسیب به سر

5397. دیمون اچ. تجربه نزدیک به مرگ 5/27/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9943. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت فورا، من آنجا بودم. هیچ انتقالی، تونل یا نوری وجود نداشت. من فقط در یک لحظه آنجا بودم. من خودم را در بیابانی از آسمان آبی ناب و ابرهای کرکی و سفید در تمام پیرامونم یافتم. خودم را در حال حرکت رو به جلو یافتم و مستغرق در چنان احساس عشقی که قبلاً هرگز آن را احساس نکرده بودم. همچنین یک نور طلایی در پیرامون من وجود داشت؛ خیلی شبیه آفتاب. همانطور که به جلو می رفتم، می توانستم نیم دایره ای از مردم را ببینم که به من نزدیک می شدند. هیچ چهره ای نداشتند. من فقط نیمرخ های سفید را در لباس های بلند و سفید دیدم. همانطور که به سمت آنها حرکت می کردم، احساس امید و عشق خالص به من دست داد.
تجربه ی نزدیک به مرگ در زمان عمل کاردیوورژن تحت بیهوشی عمومی.

5394. امی بی. تجربه نزدیک به مرگ 5/26/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9939. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت ناگهان چنین احساس کردم که از ماشینم به قلمرو دیگری رفتم. هیچ تونلی وجود نداشت. نمی توانستم خودم را ببینم. دقیقا این گونه احساس می شد انگار از زمین به قلمروی دیگری رفتم. من زانو زده و از ترس خم شده بودم. اما، با این حال، در همان هنگام احساس آرامش می کردم. می توانستم چمن سبز و جویباری را در سمت راستم ببینم. در سمت چپم یک دیوار یا ساختمان نقره ای بلند، درخشان و تابان وجود داشت. می‌توانستم تابش نور را بر نقره به وضوح ببینم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف اتومبیل

5393. جيف جي. تجربة الاقتراب من الموت المحتملة 5/26/2024. تجربة الاقتراب من الموت المحتملة؛ تجربة تحويلية روحياً 9938. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت احساس آرامش می کردم. سپس صدایی شنیدم، جایی از اعماق وجودم که می گفت: "جف کار من هنوز با تو تمام نشده."
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی یا STE در آن زمان که او آتش نشان بود و در آتش افتاد.

5392. آناستازیا اف. تجربه نزدیک به مرگ 5/26/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9936. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت همه چیز تاریک شد و من بی درنگ دریافتم که زمان من بر روی زمین به پایان رسیده بود و این که من داشتم می مردم. در ابتدا این مرا ترساند. اما یک ثانیه بعد، یک نور به راستی درخشان از انتهای یک تونل آمد. من به راستی احساس آرامش می کردم. نور زیبا بود و مرا آرام می کرد. با وجود دانستن این که داشتم می مردم، با آن خوب بودم. احساس می کردم انگار به خانه آمدم و این که همه چیز خوب بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر در سن چهارده سالگی.

5386. محمد ر. تجربه نزدیک به مرگ 5/14/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9924. از ایران. اصل فارسی ترجمه شده به انگلیسی. سپس وارد فضایی بسیار آرامش بخش با رنگ هایی شبیه سبز و نارنجی شدم. متوجه حضور محسن (دوست فوت شده ام 20 سال پیش) شدم که در کنارم است. جاده کوهستانی پر پیچ و خم بود که کمی از آن بالا رفتم. به من گفتند باید برگردی و به خاطر فرزندانت آنها را بزرگ کنی (من فرزندانم را به تنهایی بزرگ می کنم).
تجربه نزدیک به مرگ به دلیل یک دوره ظاهری از دست دادن هوشیاری.

5382. Jose ER تجربه تحول‌بخش معنوی 5/5/2024. تجربه تحول معنوی (STE) 9919. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من دیگر یک «من» نبودم، بلکه بخشی از یک کل بزرگتر بودم. من هر محدودیتی را که قبلا احساس کرده بودم از دست دادم؛ هیچ گروه بندی یا مانعی از هر نوع وجود نداشت. به جای بودن با خدا، بخشی از این وجود شگفت انگیز دوست داشتنی بودم. آسودگی -ای که من تجربه کردم با کلمات قابل وصف نیست. از گذراندن این تجربه ی خارق‌العاده احساس خلسه می‌کردم.
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی هنگام خدمت کلیسا. ۵۳ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5379. تجربه نزدیک به مرگ کاترین 4/30/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9916. برگردان:هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من اتاق عمل را در حالی که به سمت بالا شناور می شدم دیدم. سپس در تاریکی مطلق به بالا رفتن ادامه دادم. من در یک "حباب" بودم و می ترسیدم زیرا فکر کردم ممکن است برای همیشه در این نیستی باشم. مدت کوتاهی بعد از افراد دیگری آگاه شدم که مرده بودند و به همان شکلی که من درحال انجامش بودم داشتند بالا می رفتند. همه ی این افراد بسته به زمان مرگشان در مراحل متفاوتی بودند.
تجربه ی نزدیک به مرگ در طول عمل جراحی پس از برخورد با ماشین در سن شانزده سالگی.

5374. Bartosz K. تجربه نزدیک به مرگ 4/16/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9898. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من خودم را در یک تونل یافتم. بی اختیار در جهت یک نور آبی حرکت می کردم. وقتی به پایان تونل رسیدم، خودم را در یک غار روی کوهی یافتم. من چشم اندازی به دره ای در پایین داشتم. در دره، شهری را دیدم که دارای ساختمانهایی در اندازه های مختلف بود. هر ساختمان بخش پایینی را به شکل یک مربع داشت، و بالای آن گنبدی بود که با آنتن های بلند به شکل مخروط پوشانده شده بود.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل برق گرفتگی در سن سه سالگی.

5373. تجربة دوج كيه في الإقتراب من الموت 4/14/2024. تجربة الإقتراب من الموت 9901. برگردان: هشنیز (به یاری گوگل ترانزیت) در سمت چپم، می‌توانستم دست چپم را دراز و دیواری را با تصویری از گل‌های وحشی لمس کنم. در سمت راستم گل های وحشی بودند تا آنجایی که می توانستم ببینم با کوه هایی در دوردست. اما این بار تعداد زیادی از مردم دور هم جمع می شدند، معاشرت می کردند و با هم بودند. هیچ کس به من نزدیک نشد و فکر می کنم من فقط برای چند ثانیه آنجا بودم. با خودم فکر کردم که اینجا جای باحالی است، اما من هنوز برای حضور در اینجا آماده نیستم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مننژیت پنوموکوکی و قرارداده شده به مدت پنج هفته در کمای دارویی.

5372. Candace J تجربه نزدیک به مرگ . تجربه نزدیک به مرگ 9897. برگردان:هشنیز(به یاری گوگل ترانزلیت) وقتی داشتم به انتهای تونل نزدیک تر می‌شدم، ناگهان در سمت راست پسر بچه‌ای را دیدم که به من اشاره می کرد که به سمت او بروم. این پسر کوچولو، من فکر می‌کردم بچه‌ای است که سال‌ها قبل طی یک دوره ی بارداری از دست داده بودم. با اشتیاق تندتر راه رفتم در حالی که تلاش می کردم به او نزدیک تر شوم. می‌توانستم انتهای تونل را ببینم با گل‌های وحشی زیبا که با صدای موسیقی تکان می‌خورند.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل ایست تنفسی ظاهری ناشی از تجویز داروهای مسکن پس از جراحی.

5369. دونا سي. تجربة الاقتراب من الموت 4/14/2024. تجربة الإقتراب من الموت 9893. برگردان: هشنیز گفتم که بدنم مریض بود. پاسخ دادند که ما آن را شفا خواهیم داد. گفتم: "آن پایین سخت است." آنها گفتند: "شما تقریباً به اندازه ی کافی بزرگ شده اید که بتوانید تنها باشید. آیا می خواهید دوباره دوران کودکی را پشت سر بگذارید؟ چون شما کارما(karma) دارید. من فوراً در کسری از ثانیه یک مرور زندگی را دیدم و دوباره آن زندگی را نمی‌خواستم. پرسیدم، "اگر به شما نیاز داشته باشم آنجا خواهید بود تا به من کمک کنید؟" آنها به من گفتند، "بله، اما بیش از حد نپرس."
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن ۱۵ سالگی به دلیل بیماری ویروسی و باکتریایی. ۵۳ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5366. تجربه تحول معنوی فلورا کی (STE) 4/14/2024. تجربه تحول معنوی (STE) 9882. برگردان:هشنیز یک درخشش زرد گرم و آرامش بخش آنجا بود و یک زن زیبا در کنار تختم. حرفی نزد، اما به من لبخند زد. او موهای بور و چشمان آبی باورنکردنی-ای داشت. لباسش بلند و روان بود و هنگام حرکت می درخشید. از یک ماده ی آبی زیبا و نیمه شفاف ساخته شده بود که قبلا و تا آن زمان ندیده بودم. به چشمانش نگاه کرده و باورنکردنی ترین حس عشق را احساس کردم. انگار عشق او به دور من پیچیده شده بود. سینی فلزی کوچکی در دست داشت. شنیدم که او با تله پاتی گفت: "این را بگیر و (آنگاه) احساس بهتری خواهی داشت."
تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی در سن شش سالگی در حال ابتلا به بیماری سرخک(مخملک). با موجودی روبرو شد که ممکن است به شفای او کمک کرده باشد. ۶۹ سال بعد به اشتراک گذاشته شد.

5353. Zoila V تجربه نزدیک به مرگ 3/24/2024. تجربه نزدیک به مرگ 9861. برگردان: هشنیز آن زمان بود که متوجه دو پشته ی بسیار بلند نور تابشی شدم. ناگهان روبروی نورها بودم که با من صحبت می کردند. در حالی که من بدنی را نمی دیدم، برخی ویژگی‌ها وجود داشتند که می‌توانستم از طریق نور تشخیص دهم. من آنها را از طریق تله پاتی درک کردم. پرسیدم آیا قرار است خدا را ببینم؟ نورها دوست داشتنی و مهربان بودند. آنها به من گفتند که قرار نبود خدا را ببینم، اما از من پرسیدند که آیا خدا را احساس می کنم یا نه؟ گفتم که بله می کنم!
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل تصادف دوچرخه در ده سالگی

5344. Jose VS تجربه نزدیک به مرگ 3/17/2024. تجربه نزدیک به مرگ 9851. برگردان: هشنیز یک موجود سیاه-کلاهدار و بدون صورت از من می خواست که با او بروم. در حالی که تمام راه را به سمت بالا می دویدم، گفتم: «نه»، اما خود را در کنار چاهی دیدم که از صخره ها و سنگ ها ساخته شده بود. دوباره همان موجود را دیدم. او دوباره از من خواست که با او بروم. گفتم: «نخواهم آمد».
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل برق گرفتگی محتوای غیر معمول

5343. تجربه نزدیک به مرگ رابرت آر بی 3/14/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9848. برگردان:هشنیز حضور کسی را احساس کردم که کنارم ایستاده بود. پرسیدم که او چه کسی بود؟ پاسخ داد که یکی از نیاکان بود. پرسیدم آیا پدربزرگ من بود؟ گفت: نه، بسیار کهن تر. بنا به دلایلی پرسیدم که آیا او آتلانتیس بود؟ پاسخ داد: "بسیار کهن تر." او توضیح داد که بخشی از نخستین استعمارگران بود. پرسیدم، "استعمارگران چه؟" او به من گفت زمین.
تجربه ی نزدیک به مرگ استثنایی. تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل بیهوشی ناشی از اسیدی شدن. توصیف سیاهچاله و گفتگو با نیای او هر دو بینش قابل توجهی از ماهیت یک جهان هستند.

5340. Jen W. تجربه نزدیک به مرگ 3/9/2024. تجربیات نزدیک به مرگ 9841. برگردان: هشننیز به یاری گوگل ترانزلیت "چه هدفی؟" من از آنها پرسیدم. توضیح دادن این سخت است، اما بزرگ و کوچک شدن اشکال نیز به توضیح کلمات آنها کمک می کند. توضیح آنها این بود که هر کس برای هدفی اینجاست، هر هدف قصدی برای یک هدف بزرگتر دارد. این مانند سنگی است که در برکه‌ای پرتاب می‌شود، هر موجی سپس تبدیل به موجی می‌شود که سنگریزه‌های کوچک را به سمت ساحل می‌برد، به جایی که یک پرنده ممکن است آن را پیدا و از آن برای کمک به هضم خود استفاده کند، هنگامی که آنها بر فراز یک زمین بایر پرواز می‌کنند، دانه های کوچک را همراه با آن سنگریزه در یک صحرا فرو می ریزند، که بعداً در اواخر تابستان برای زنبورها باعث رشد گل ها شوند.
سه تجربه ی استثنایی به ترتیب در سنین ۷ تا ۸ سالگی، در اواخر دوران کودکی، و در ۱۸ سالگی به دلیل حادثه ی ماشین، بیماری با تب بالا، و در هنگام سزارین اورژانسی. شامل NDE-ی آشکار مشترک در زمانی که نوزاد او در طول سزارین اورژانسی درگذشت.

5338. دین جی. تجربه نزدیک به مرگ احتمالی 3/8/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 9839. برگردان: هشنیز به یاری گوگل ترانزلیت من در مسیری قدم می زدم و ابرها آسمان را پوشانده بودند. به ساختمانی بزرگ و آجری رسیدم که وهم‌آور به نظر می‌رسید. حصاری بزرگ و آهنی روبروی آن وجود داشت با یک طاق نمای آهنی بزرگ. یک جاده خاکی به سمت گذرگاه طاق دار می رفت. صحنه حس هالووین با برگ هایی بر روی زمین و یک حس پاییزی داشت. ناگهان به شدت غلت می‌زدم انگار در خشک‌کنی بودم که گرما نداشت.
تجربه ی دارویی در مقابل NDE ناشی از مصرف بیش از حد دارو.

5336. کالی ک. تجربه نزدیک به مرگ 3/5/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9837. برگردان: هشنیز تاثیرگذارترین بخش این تجربه، زیستن دوباره ی آسیب زاترین لحظاتم بود، که از نظر عاطفی توسط دیگری آسیب دیده بودم. در طی آن وقایع، من نه تنها هر عواطفی را که در آن لحظه احساس کرده بودم، بلکه هر حسی را که فردی که به من درد تحمیل می کرد تجربه می نمود را احساس کردم. نه تنها این، بلکه من هر عواطفی را که طرف مقابل تا آن لحظه در زندگی هایشان تجربه کرده بودند را نیز احساس می کردم. این برای من به طرزی باورنکردنی روشن‌گر بود و حس بزرگی از همدلی و بخشش برای فاحش‌ترین آسیبی که احساس کرده‌ بودم به من داد.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل حمله ی قلبی. شش ماه پیش از آن رویای پیش‌آگاهی داشت.

5321. کریستن جی. تجربه نزدیک به مرگ 2/13/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9819. برگردان: هشنیز حرفی زده نشد، با این حال همدیگر را می فهمیدیم. زمان وجود نداشت. هیچ دردی حس نمی کردم. حتی نگرانی‌ها و دردهای معمولی انسانی مانند گرسنگی، پول و چیزهایی که همیشه در پس ذهن من بود، از بین رفته بودند.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل مصرف بیش از حد تصادفی مت(meth)

5308. کارلوس جی. تجربه نزدیک به مرگ 1/30/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9804. برگردان:هشنیز بلافاصله درد و سرما از بین رفت. هر درد و نگرانی، هر تجربه و لحظه ای شسته شده بودند. با یک برق درخشان روبرو شده و چشمانم را باز کردم. پاهایم برهنه بودند و من در چمن های بلند و سبز ایستاده بودم و گرم بودم. هنگامی که به بالا نگاه کردم، زیبایی وصف نشدنی ترین تپه های سبز و درختان گل سرخ را دیدم. دوباره با فلاش روبرو شده و بیرون از این مکان زیبا عقب کشیده شدم.
تجربه ی نزدیک به مرگ مختصر به دلیل هیپوترمی(افت شدید دمای بدن)

5299. کلی بی تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 1/27/2024. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ 9794. برگردان:هشنیز ناگهان، به گفته ی ما در «فضا» کاملا تنها بودم. بدن فیزیکی نداشتم. من می توانستم در چشم به هم زدنی به هر جایی از کیهان که می توانستم به آن فکر کنم بروم. من تولد سیاره ها و ستاره های زیبایی را دیدم، اما هیچ یک نه در منظومه ی شمسی ما . من این را عجیب می یابم زیرا بی درنگ به جاهایی که به آنها فکر می‌کردم می رفتم، حتی اگر هرگز چیزی در مورد آنها نمی دانستم. در تمام این مدت این گونه به نظر می رسید که می دانستم چه در جریان است. من یک انتخاب داشتم که به هر جایی که می خواستم بروم.
تجربه ی نزدیک به مرگ احتمالی به دلیل مصرف بیش از حد تصادفی داروی مسکن در سن هفده سالگی.

5296. الکس تی. تجربه نزدیک به مرگ 1/27/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9790. برگردان: هشنیز وقتی درها باز شدند، می توانستم مردی را ببینم که روی صندلی در انتهای اتاق نشسته بود. سه قدم جلو رفتم و چشمانش را دیدم. آنها قهوه ای روشن با رنگ کهربایی طلایی و درخشان بودند. مرد درشت، عضلانی، پوست زیتونی، با موهای بلند و فرفری مشکی بود. بلافاصله فهمیدم که عیسی بود. اندازه و قدرت او با نجار بودن در اسرائیل باستان مطابقت داشت. البته او بزرگ، قوی و خاورمیانه ای به نظر می رسید. در آن لحظه، دریافتم که واقعاً مرده بودم و این برای من روز داوری بود. روی دست ها و زانوهایم افتادم و شروع کردم به گریه کردن و التماس برای بخشش، و تلاش می کردم هر گناهی را که مرتکب شده بودم نام ببرم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل آسیب سر ناشی از تصادف شدید خودرو

5291. استیلی پی. تجربه نزدیک به مرگ 1/25/2024. تجربه ای تا مرز مرگ . برگردان: هشنیز زندگیم را از زمانی که نوزاد بودم با خاطراتی که حتی نمی دانستم داشتم، دیدم. من همچنین خاطرات "آینده"ی بزرگ شدن بچه هایم و همسرم را با مرد دیگری دیدم. اما من با مرگ و گذراندن ابدیت در بهشت کاملا در آرامش بودم. تقریباً هاله ای در اطراف خاطرات و چشم اندازهای من وجود داشت. به طور مشخص به یاد دارم که دو دوستم که ماشین را از روی من بلند کرده و مرا از زیر آن بیرون می کشیدند، تماشا می کردم.
تجربه ی نزدیک به مرگ به دلیل سقوط ماشین از روی جک و افتادن روی او.

5290. Aubrey L. تجربه نزدیک به مرگ. 1/25/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9782. برگردان: هشنیز من در یک جای دراز سیاه و لوله مانند اوج گرفته یا شناور می شدم و در پایان درخشان ترین نوری بود که تا کنون دیده بودم. وقتی از میان نور گذشتم، زیباترین، پر و رنگارنگ ترین درختان پاییزی را دیدم. آسمان آبی روشن بود، چمن ها شاداب و سرسبز بودند. بدون هیچ گونه نگرانی احساس آرامش می کردم.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن شش سالگی با ایست قلبی در حین جراحی برای برداشتن لوزه.

5280. رایان ام. تجربه نزدیک به مرگ 1/24/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9771. برگردان: هشنیز سرانجام، من یک چهره ی تابناک و درخشان را دیدم که همان تعریف زیبایی بود. در آغاز فکر کردم ممکن است مادر طبیعت باشد؟ من مثبت نیستم. تصویر بسیار همانند مادر مریم به نظر می رسید، اگرچه نمی توانم تصویر را به خاطر بیاورم، زیرا تقریباً کور کننده بود. او صدای لطیفی داشت که لطیف، اطمینان بخش و امیدوارکننده بود. او در مورد زندگیم و مسیر فعلی به من دانایی داد. او به من گفت که من یک قاتل نبودم، که این راهی که من در آن قرار داشتم مال من نبود.
تجربه ی نزدیک به مرگ در سن چهارده سالگی به دلیل حمله ی آسم.

5275. کریستینا اف تجربه دگرگون کننده معنوی. 1/10/2024. تجربه تحول‌بخش معنوی 9759. برگردان: هشنیز «من اینجا آمدم چون تو مرا فراخوندی، نه برای قضاوت کردنت. اگر نمی خواهی به من نگاه کنی، ناچار نیستی. فقط به سمت دیگر نگاه کن.» و این عمیق ترین جمله ای بود که در سراسر عمرم شنیدم. طرز حرف زدنش، شفقت، عشق و از همه مهمتر قضاوت نکردن. به طرزی باورنکردنی زیبا بود و کاملا مرا به چشم اندازی تازه برد.
رویای STE با آگاهی ژرف از عشق.

5274. استیو پی تجربه نزدیک به مرگ 1/10/2024. تجربه ای تا مرز مرگ 9761. برگردان: هشنیز احساس می‌کردم با سه گروه مختلف از مردم ملاقات کردم، ۱) آنهایی که می‌شناختم و آنها را مانند والدینم تشخیص می دادم، ۲) کسانی که هرگز آنها را ندیده بودم یا حتی درباره آنها چیزی نمی دانستم، و ۳) آنهایی که می‌توانستند پیامی ارسال یا لطف خدا (که) همه ی گناهان را می بخشد را اثبات کنند. ما همه به هم مرتبط بودیم، همه در یک سطح معنوی مرتبط بودیم. من با بدن مسیح یکی شدم. شگفت انگیز بود!! من هرگز نمی خواستم این مکان را ترک کنم. آغوش‌ها برقی احساس می شدند، به نوعی مانند الکتریسیته ی ساکن. مرا پر از خوشی، گرما و عشق کرد
تجربه ی نزدیک به مرگ و پرتگویی ICU-ی احتمالی



داستان های فعلی تجربه نزدیک به مرگ
فهرست سایت
فهرست آرشیو

7/1/23-12/31/2023
1/1/23-6/30/2023
7/1/22-12/31/2022
1/1/22-6/30/2022
7/1/21-12/31/2021
1/1/21-6/30/2021
7/1/20-12/31/2020
1/1/20-6/30/2020
7/1/19-12/31/2019
1/1/19-6/30/2019
7/1/18-12/31/2018
1/1/18-6/30/2018
7/1/17-12/31/2017
1/1/17-6/30/2017
7/1/16-12/31/2016
1/1/16-6/30/2016
7/1/15-12/31/2015
1/1/15-6/30/2015
7/1/14-12/31/2014
1/1/14-6/30/2014
7/1/13-12/31/2013
1/1/13-6/30/2013
7/1/12-12/31/2012
1/1/12-6/30/2012
10/1/11-12/31/2011
7/1/11-9/30/2011
1/1/11-6/30/2011
10/1/10-12/31/2010
7/1/10-9/30/2010
1/1/10-6/30/2010
7/1/09-12/31/2009
1/1/09-6/30/2009
7/1/08-12/31/2008
1/1/08-6/30/2008
10/1/07-12/31/2007
7/1/07 -9/30/2007
1/1/07-6/30/2007
7/1/06-12/31/2006
1/1/06-6/30/2006
7/1/05-12/31/2005
1/1/05-6/30/2005
7/1/04-12/31/2004
1/1/04-6/30/2004
2003
7/1/02-12/31/2002
1/1/02-6/30/2002
1998-2001




محتوا و مطالب این سایت – غیر انگلیسی
NDERF in English





Near Death Experience Research Foundation
©1998-2026 Experience Research Foundation (NDERF) All rights reserved.