وس سی. ارتباطات پس از مرگ |
شرح تجربه:
همسرم، نیمه ی گمشده، بهترین دوست و همه چیز من، در فوریه ی ۲۰۲۵ در یک تصادف رانندگی غمانگیز، تنها پنج دقیقه دور از خانه، درگذشت. آن روز من خارج از شهر بودم و با یک خبر در مورد تصادف او از خواب بیدار شدم. آخرین باری که با او صحبت کردم ۲۰ دقیقه پیش از وقوع آن بود، در حالی که با یکی از دوستانم در یک بار مشغول نوشیدن بودیم. آن روز کاملاً خودم را باختم. پانزده سال با هم بودن، همه چیز در چشم به هم زدنی از بین رفت. من دو هفته را در کنارش در بخش مراقبتهای ویژه گذراندم، جایی که او با آسیب شدید مغزی روی تخت دراز کشیده بود. پس از جراحیهای بیشمار، اجازه ی قطع دستگاه تنفس و تماشای آخرین نفسهایش، او رفته بود. مطمئن نیستم که این تجربه را چه بنامم، اما یک شب از کسی که میشناختم داروی افیونی خریده و چندین قرص با مقدار زیادی الکل مصرف کردم. آن شب، چندین بار دچار ایست تنفسی شدم (respiratory depression) و می توانستم احساس کنم که در جایی معلق هستم. ناگهان، احساس عجیبی از بلند شدن از بدنم و معلق بودن بالای سرم در اتاق خوابم داشتم. همه چیز دقیقاً مانند قبل به نظر میرسید، با وجود این که چشمانم بسته و بیهوش بودم. از در اتاق خوابم عبور کرده و در اتاق نشیمن پرواز کردم، که احساس شگفتانگیزی بود. احساس بیوزنی، رهایی از قید بدن فیزیکی و هوشیاری کامل می کردم. به اتاق خوابم برگشته، در تشکم فرو رفتم و احساس کردم که با آن ادغام میشوم. انگار جوهرهام با اتمهای ماده ترکیب شده بود و ما درست به هم متصل شده بودیم. حضور موجودی را در اتاق پشت سرم حس کرده و نگاهم را به سمت کنار تخت چرخاندم. یک شکل شروع به ظاهر شدن نمود، از پاها شروع کرد، سپس ساق پا، و بعد رانها. احساس ترسی مرا فرا گرفت. وقتی سر ظاهر شد، وحشتناک به نظر میرسید، مثل یک دیو یا چیزی شبیه به یک فیلم ترسناک. سریع به عیسی دعا کردم، در حالی که می گفتم: "لطفاً کمکم کن." ناگهان، چهره تغییر کرد، پر از نور شد، و او عیسی بود! قیافهاش با آنچه در کلیسا یا تلویزیون دیده بودم، فرق داشت. موهایش کوتاهتر و فرفری بود؛ و لبخندی باورنکردنی داشت. ردایی به تن داشت و به نظر میرسید که هالهای از نور او را احاطه کرده است. به من چشمک زد و پروانهای کوچک از روی شانهاش به سمت من پرواز کرد. همسر مرحوم و شیرینم سوار بر بال پروانه بود و با شادترین حالتی که تا به حال دیده بودم به من لبخند میزد. به محض این که صورتش را دیدم، از خواب پریدم و نفس نفس زدم.
هرگز نخواهم دانست از وقتی که در خانه تنها بودم، چقدر به مرگ نزدیک بوده ام. اما ترکیب مواد افیونی، خفقان خواب و الکل خطرناک بود. با این حال، من از آن تجربه سپاسگزارم زیرا به من امید میدهد که همسر زیبایم با عیسی مسیح، چشم به راه است تا وقتی زمانش فرا رسید، مرا در مسیر زندگیام همراهی کند.
اطلاعات پیش زمینه
جنسیت: مرد
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 20/04/2025
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟
نامطمئن، اقدام به خودکشی، مصرف بیش از حد مواد مخدر یا دارو، رویداد تهدیدکننده ی زندگی، اما نه مرگ بالینی
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
هم خوشایند و هم ناراحتکننده
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟
من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم.
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، من هنگام ورود به OBE-ی خود، بیش از حد مواد افیونی مصرف کرده و مست الکل بودم و در طول تجربه کاملاً سرعقل و هوشیار بودم.
در چه زمانی از این تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در سراسر OBE وقتی از بدنم خارج بودم.
آیا افکارتان سرعت گرفت؟
سریعتر از حد معمول
آیا به نظر میرسید زمان سرعت میگیرد یا کند میشود؟
به نظر میرسید همه چیز به یکباره اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شده یا تمام معنای خود را از دست داد، در این تجربه هیچ درکی از زمان وجود نداشت.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟
زنده تر از حد معمول
لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بینایی من به طرزی باورنکردنی زنده بود.
لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. به نظر نمیرسید چیز زیادی بشنوم. همه چیز بصری، درک و آگاهی بود.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری میافتد آگاه هستید؟
نه
آیا به درون یا از میان تونلی گذشتید؟
نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم.
آیا با موجودات مرده(یا زنده)ای روبرو شده یا از آنها آگاه شدید؟
بله، همسر مرحوم.
آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شدهاید؟
نه
آیا نوری غیرزمینی دیدی؟
نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهای؟ خیر
چه عواطفی را در طول تجربه احساس کردید؟
در آغاز احساس ترس داشتم، و سپس پس از دیدن عیسی و همسر مرحومم، شادی عظیمی را تجربه کردم.
آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟
آسودگی یا آرامش
آیا یک احساس خوشی داشتید؟
شادی
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان داشتید؟ احساس اتحاد یا یکی شدن با جهان را داشتم.
آیا ناگهان به نظر میرسید همه چیز را درک کردهاید؟
نه
آیا صحنههایی از آینده به ذهنتان آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
خدا، معنویت و دین
دیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟
مسیحی-پروتستان
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ نه
اکنون چه دینی دارید؟
مسیحی-پروتستان
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهایی بود که با باورهای زمینی شما سازگار باشد؟
محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربهتان داشتید، کاملاً سازگار بود. من مسیحی بزرگ شدم اما همیشه شک داشتم که چیزی پس از این زندگی وجود دارد.
آیا به دلیل این تجربه، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟
نه
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی غیرقابل شناسایی شنیدید؟
من با یک موجود مشخص، یا صدایی به وضوح با منشأ عرفانی یا غیرزمینی، عیسی مسیح، مواجه شدم.
آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟
بله، عیسی مسیح.
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟
بله، وقتی از بدنم خارج شدم، احساس اتصال به همه چیز را داشتم.
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
بله، پس از ترک بدنم و دیدن همه چیز در آپارتمانم انگار که بیدار بودم. این اتفاق در حالی افتاد که مست بودم و دچار مصرف بیش از حد مواد مخدر شده بودم. تنها نتیجهای که میتوانم بگیرم این است که چیزهای بیشتری نسبت به فیزیک صرف وجود دارد. همچنین دیدن عیسی و همسر مرحومم.
آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی کسب کردید؟
نه
آیا در طول تجربهتان، در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی اطلاعاتی کسب کردید؟
نه
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد عشق کسب کردید؟ نه
پس از این تجربه چه تغییرات زندگی در زندگی شما رخ داد؟ امیدوارم که دوباره در زندگی پس از مرگ با همسرم متحد شوم. دیگر از مرگ نمیترسم، بلکه از آن استقبال میکنم.
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟
نه
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟
نه
این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده است، چقدر دقیق به یاد میآورید؟
من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم، من معمولاً خوابها را فراموش میکنم، اما این یک تجربه ی کاملاً متفاوت بود؛ به خصوص از آن رو که بدنم در حالت مصرف بیش از حد و مستی بود. با این حال، این تجربه جدی، شفاف و معنادار بود.
آیا پس از تجربهتان، موهبتهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن نداشته اید؟
نه
آیا یک یا چند بخش از تجربهتان وجود دارد که برای شما به طور خاص معنادار یا مهم باشد؟
پس از گوش دادن به تجربه ی نزدیک به مرگ دکتر ابن الکساندر که در آن درباره ی خواهر مرحومش که سوار بر بال پروانهای بود صحبت میکند، به نظر میرسد تجربه ی خروج از بدن من معتبر و بسیار معنادار است. در ابتدا نمیتوانستم آن را توضیح دهم.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیش از تجربهتان از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟
بله، من از تجربههای نزدیک به مرگ اطلاع داشتم، اما این بر تجربه تأثیری نداشت. مطمئن نیستم که آیا این یک تجربه ی خروج از بدن بود یا یک تجربه ی نزدیک به مرگ.
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربهتان داشتید؟
این تجربه احتمالاً واقعی بود، از این زندگی واقعیتر به نظر میرسید.
اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بوده است.
در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟
بله، گوش دادن به روایت دکتر ابن الکساندر از تجربه ی نزدیک به مرگ پس از تأیید آن توسط تجربه ی من.
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟
بله، بله.