ویکتوریا دبلیو. پریمونیشن |
شرح تجربه:
۱۶ نوامبر یک روز عادی بود. من طبق معمول کار میکردم و پسر کوچکم پیش پدربزرگ و مادربزرگش گذاشته شده بود. حدود ساعت ۶:۳۰، رفتم تا پسرم را بردارم. هوا تاریک بود. پسرم را سوار ماشین کرده و از مسیر همیشگی که همیشه برای رسیدن به خانه میرفتم، رانندگی کردیم. چند خانه پایینتر، خانه ی دوست مادرم، لنا، بود. به خانهاش نگاه کردم و احساس کردم چیزی تاریک از آن میآید. سپس صدایی در سرم به من گفت که به مادرم زنگ بزنم و از او بپرسم که آیا فکر میکند پسر دوستش او را خواهد کشت؟ اما این کار را نکردم، چون فکر میکردم فکر میکند دیوانه شدهام. پیشتر هم تجربه ی مشابهی داشتم که یک بار برایش تعریف کرده بودم و او چیزی نگفته بود؛ یک بار دیگر نادیده گرفته شده بودم. بنابراین به خودم گفتم که روز بعد به دیدنش میروم، اما این کار را نکردم. غرق در زندگی خودم شدم.
مادرم دو روز بعد با من تماس گرفت تا بگوید پسر دوستش او را در خانهاش کشته است. سپس به بیمارستان رفت تا همسرش را بکشد و پس از آن تلاش کرده بود خودش را بکشد. او تنها کسی بود که زنده ماند. من چند ماه در شوک بودم و از این که کاری نکرده بودم، پشیمان بودم. هنوز هم پشیمانم، اما دیگر در شوک نیستم.
اطلاعات پیشزمینه
جنسیت:زن
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ 16/11/2024
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟
نه، عادی، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، عادی
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
نه خوشایند و نه ناراحتکننده
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟
نه
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، در آن لحظه میدانستم آنچه را که تجربه میکنم واقعی است، اما همچنین میدانستم که هیچکس حرف مرا باور نخواهد کرد.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در تمام مدت
آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟
نه
آیا به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد؟
در آن لحظه، زمان با هجوم افکار، کند شد.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بودند؟
زنده تر از حد معمول
لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید.
تجربه ی من در آن لحظه نگرانی و تاریکی بود.
لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. فقط سکوت و تاریکی احساس می شد.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟
نه
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟
نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟
نه
آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای روبرو یا از آنها آگاه شدید؟ نه
آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شدهاید؟
نه
آیا نوری غیرزمینی دیدید؟
نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهاید؟
نه
در طول این تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟
نگرانی، فوریت، تاریکی و سردرگمی.
آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟
نه
آیا یک احساس خوشی داشتید؟
نه
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟
نه
آیا ناگهان به نظر رسیدید که همه چیز را درک کردهاید؟
نه
آیا صحنههایی از گذشتهتان به ذهنتان خطور کرد؟
زمانی که دختر عمویم و برادرش فوت کردند.
آیا صحنههایی از آینده به ذهنتان خطور کرد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
خدا، معنویت و دین
پیش از این تجربه چه دینی داشتید؟
مسلمان، من همیشه به خدا اعتقاد داشتم، حتی پیش از این که مسلمان شوم. در مواقع سخت، شبها دعا و فقط با خدا بر روی زانوهایم صحبت میکردم تا احساساتم را التیام بخشد. وقتی خورشید طلوع میکرد، احساس میکردم آدم جدیدی با شروعی تازه هستم. حدود سه سال پیش با اولین همسرم و با اسلام آشنا شدم. این تنها دینی است که تا به حال به آن بازگشتهام، زیرا به نوعی میدانستم که انسان برای اهداف خود، ادیان پیشین را دستکاری کرده است.
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟
نه
دین شما اکنون چیست؟
مسلمان
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهایی سازگار با باورهای زمینی شما بود؟
محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه داشتید کاملاً سازگار بود، هیچ کدام
آیا به دلیل تجربهتان تغییری در ارزشها و باورهایتان داشتید؟
نه
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده یا صدایی ناشناخته شنیدید؟
نه
آیا با موجوداتی روبرو شده یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره؟)
نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟
نامطمئن
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
در طول تجربهتان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟
نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟
نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
نه
آیا اطلاعاتی در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان به دست آوردید؟
نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟
نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟
نه
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربهتان تغییر کرده است؟
نه
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟
بله، مادرم از تجربیات قبلی من خبر داشت، اما همیشه بعد از وقوع آن موقعیت بود. این بار، میتوانستم از قبل به او بگویم، اما این کار را نکردم. حدود یک هفته بعد از اتفاقی که برایم افتاده بود، به او گفتم. طبق معمول، او هرگز پاسخی نداد.
در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع تجربه رخ دادهاند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد میآورید؟
من این تجربه را به همان دقت سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم.
آیا پس از تجربهتان، تواناییهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشتید؟
نامطمئن
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیش از تجربه ی خود، از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟
نه
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟
این تجربه قطعاً واقعی بود.
اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟
این تجربه قطعاً واقعی بود.
در هیچ زمانی از زندگیتان، آیا هیچ چیزی تا به حال بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟
نه
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه ی شما را توصیف کردند؟
بله