< تونیا ال.؛ تجربه احتمالی نزدیک به مرگ NDE احتمالی 33529

تونیا ال.؛ تجربه احتمالی نزدیک به مرگ NDE احتمالی
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

احساس ضعف و ناتوانی زیادی داشتم. احساس می‌کردم دارم از حال می‌روم، بنابراین تصمیم گرفتم چرت بزنم. وقتی ناگهان از بدنم بیرون کشیده شدم، روی تختم دراز کشیده بودم. به پایین نگاه کردم و دیدم که بدنم در رختخواب دراز کشیده است.

به سمت سقف برگشتم و در نوری گرم، روشن و آرامش‌بخش قرار گرفتم. باور نکردنی بود. احساس آرامش، سکون و عشق می‌کردم، بدون هیچ درد یا استرسی. توصیف این حس آسان نیست، زیرا من فقط انرژی بودم و در شکل انسان نبودم.

من به سمت نور کشیده می‌شدم. همان طور که این اتفاق می‌افتاد، صحنه‌هایی از زندگی‌ام مانند تماشای یک فیلم جلوی چشمانم پخش می‌شد. دوستان و عزیزان زیادی را دیدم، چه آنهایی که هنوز روی زمین بودند و چه آنهایی که فوت کرده بودند. هیچ احساسی جز آرامش و عشق نداشتم. هیچ ترسی نداشتم.

من همچنان به سمت نور کشیده می‌شدم. در انتهای تونل یا هر مسیری که در آن بودم، متوقف و خارق‌العاده‌ترین نوری را که تا به حال دیده یا احساس کرده بودم، تجربه کردم. دریافتم که این یک نقطه ی خروج برای من است. در آن لحظه، گفتم: "من هنوز آماده نیستم. من را برگردانید. من آماده نیستم." من نترسیده بودم. فقط کارهای بیشتری برای انجام دادن در زندگی انسانی‌ام داشتم.

یکباره، به بدنم برگشتم و به طور ناگهانی از خواب بیدار، یا به هوشیاری برگشتم. پس از این، به یک متخصص قلب مراجعه کردم. مشکلی در قلب من پیش آمده بود و چند روزی در بیمارستان بستری شدم تا این که وضعیتم پایدار و مرخص شدم تا به خانه برگردم.

جنسیت: زن

تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 08/00/2007

عناصر NDE:

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله من در حال بهبودی از جراحی قلب بودم. حالم خوب نبود و تصمیم گرفتم چرت بزنم. در آن زمان بود که این اتفاق افتاد.

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم. مطمئن نیستم. وقتی به درون نور کشیده شدم و شروع به مرور زندگی‌ام کردم. قبل از این، مدتی بیمار و بسیار ناخوش بودم.

در چه زمانی از این تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حالت عادی به طرزی باورنکردنی سریع

آیا زمان به نظر سریع یا کند می‌آمد؟ به نظر می‌رسید همه چیز به یکباره اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا معنای خود را از دست داد. زمانی وجود نداشت. من نمی‌دانستم این رویداد چقدر طول کشیده است. واقعاً به زمان اهمیتی نمی‌دادم. فقط آرامش و عشق را احساس و از آن لذت می‌بردم. به طرزی باورنکردنی زنده تر لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. هر روز برای دید دور عینک می‌زنم و گاهی اوقات به دلیل آلرژی چشمان تار دارم. این تجربه فراتر از وضوح کریستالی بود. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. شنوایی من به طور معمول بسیار قوی است. من در طول این تجربه چیزی نشنیدم. بیشتر بصری و احساسی بود.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟ نه بله احساس می‌کنم مثل یک تونل بود. یک نور درخشان مرا به بالا کشید.

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم. بله من صحنه‌هایی از زندگی‌ام را از بدو تولد تا آن روز دیدم. دوستان و اقوامی را دیدم که برخی در آن زمان زنده بودند و برخی دیگر فوت کردند.

آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا غیرزمینی بله بسیار روشن، گرم و آرام. توصیفش سخت است. می‌توانستم فوراً آن را حس کنم.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای دیگری شده‌اید؟ قلمرویی به وضوح عرفانی یا غیرزمینی. بسیار روشن و آرام. احساس عشق بی‌قید و شرط. قطعاً زمینی نبود.

در طول تجربه چه عواطفی را داشتید؟ صلح و عشق، رضایتی بسیار فراتر از هر چیز روی زمین. آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی

آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ همه چیز در مورد کیهان احساس کردم با همه کس و همه چیز یکی هستم. تنها چیزی که نیاز داشتم عشق بود. من عشق بودم و هستم. گذشته‌ام به صورت خارج از کنترلی از برابر چشمانم گذشت. مانند تماشای یک فیلم بلند با بازی خودم بود. از تولد تا حال.

آیا مرز به ساختار فیزیکی محدود کننده ای رسیدید؟ نه من به یک تصمیم آگاهانه یا قطعی برای بازگشت به زندگی رسیدم. من تقریباً به انتهای تونل رسیده بودم و دریافتم که این یک نقطه ی خروج برای من است. فقط یک حس داشتم که زمان من نیست. گفتم: "من هنوز آماده نیستم، مرا برگردانید، من آماده نیستم."

خدا، معنویت و دین:

پیش از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟ ادیان دیگر یا چندگانه معنوی، بدون مذهب سازمان‌یافته. لوتری بزرگ شده. نه

اکنون چه دینی دارید؟ ادیان دیگر یا چندگانه همانند موارد فوق. محتوایی که کاملاً با باورهایی که در زمان تجربه‌تان داشتید، سازگار بود. من باوردارم که همه چیز انرژی و عشق است. پس از مرگ انسان به من نشان داده شد که ما فقط به عشق خالص و پرانرژی تبدیل می‌شویم.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله من در باورهایم احساس قوی‌تری داشتم. من از مرگ نمی‌ترسم. اگرچه الان نمی‌خواهم بمیرم چون هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری و انجام دادن دارم. وقتی افرادی که دوستشان دارم می‌میرند، می‌دانم که واقعاً در آرامش هستند، عشق را تجربه و ابراز می‌کنند. لازم نیست دلتنگ عزیزانم باشم. روح آنها با من است. می‌توانم هر زمان با آنها ارتباط برقرار کنم. انرژی آنها را در اطرافم احساس می‌کنم. من با یک موجود مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی دارد، روبرو شدم. نوری بسیار روشن، گرم و آرام، بدون شکل و فرم، همه چیز را در بر گرفته است.

آیا با موجوداتی برخورد کرده‌ یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نامطمئن باز هم، نور غیرزمینی بود.

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد وجود پیش از مرگ به دست آوردید؟ نامطمئن حتم ندارم. بله آن نورِ عاشقانه، درخشان و آرامش‌بخشِ فرازمینی، کیهان (یا خدا یا هر اصطلاح دیگری) بود. کاملاً دانا، کاملاً قدرتمند و کاملاً دوست‌داشتنی بود. این باعث شد احساس کنم که من تکه‌ای از آن موجود هستم. من عشق هستم.

در طول تجربه‌تان، آیا در مورد وجود خدا اطلاعاتی کسب کردید؟ بله آن نورِ عاشقانه، درخشان و آرامش‌بخشِ فرازمینی، کیهان (یا خدا یا هر اصطلاح دیگری) بود. این نورِ عاشقانه، دانا، کاملاً قدرتمند و کاملاً دوست‌داشتنی بود. این باعث شد احساس کنم که من تکه‌ای از آن موجود هستم. در مورد زندگی زمینی‌مان غیر از دین: بله توضیح هرکدام از اینها سخت است. اما من اینجا هستم تا چالش‌هایی را تجربه کنم که باعث می‌شود روحم به عشقی عمیق‌تر تبدیل شود.

در طول تجربه‌تان، آیا در مورد معنای زندگی اطلاعاتی کسب کردید؟ بله همه چیز انرژی است. من عشق هستم. من می‌توانم واقعیت خودم را خلق کنم. بیشترش در مورد عشق بی‌قید و شرط بود و این که باید قلبم را بیشتر باز کنم. بله همه ی ما انرژی هستیم. قوی‌ترین انرژی عشق است. من توانستم تجربه کنم و سپس به بدنم برگردم. بنابراین، می‌دانستم که پس از مرگ جایی برای من وجود دارد و آن یک خلاء بزرگ سیاه نیست.

آیا در مورد نحوه ی گذراندن زندگی های مان  اطلاعاتی کسب کردید؟ نه بله دشواری ها و چالش‌ها، تجربیات یادگیری برای روح هستند. آنها فقط در صورتی موقتی هستند که درس آموخته شود. اگر درس آموخته نشود، چالش‌ها تا زمانی که درس آموخته شود، تکرار می‌شوند. همه اش در (مورد) عشق است.

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد عشق کسب کردید؟ بله تمام پاسخ‌های بالا را ببینید. عشق همه چیز را در بر می‌گیرد. پس از مرگ، روح‌ها عشق خالص هستند. کیهان چیزی جز عشق برای هرکس و هرچیز ندارد. تغییرات بزرگی در زندگی من این تجربه احساسات و افکار قبلی من را تثبیت کرد. این یک اعتبارسنجی بود. هیچ کس نباید از مرگ بترسد. روح همه ی ما در نور و عشق زندگی می‌کند.

آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه‌تان تغییر کرده است؟ نامطمئن عشق و شفقت بیشتر نسبت به مردم، حیوانات خانگی، جهان.

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله هیچ کلمه ی زمینی نمی‌تواند آنچه را که دیدم و احساس کردم توصیف کند. این بیشتر یک تغییر انرژی بود، انگار که تغییر شکل دادم. من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم. همه چیز بسیار واضح و احساسات بسیار قوی بودند. این چیزی است که یک فرد هرگز فراموش نمی‌کند.

آیا پی از تجربه‌تان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا استعدادهای ویژه ی دیگری را دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ بله توانایی بهتر در درک، احساس و به اشتراک گذاشتن انرژی و شفای انرژی. پس از این تجربه، من یک استاد ریکی و همچنین یک متخصص در سایر هنرهای شفای انرژی شدم. من همچنین چیزها و رویدادها را دقیقاً قبل از وقوعشان احساس می کنم. گاهی اوقات این از طریق رویاهای قدسی(prophetic dreams) یا احساسات درونی در حالت بیداری و هوشیاری است. بله همان روزی که اتفاق افتاد، آن را با همسرم در میان گذاشتم. پس از جراحی قلب بسیار بیمار بودم و به مراقبت پزشکی نیاز داشتم. او مجذوب تجربه ی من شد.

آیا پیش از تجربه ی خود، از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله می‌دانستم که وجود دارد، اما در مورد آن تحقیق نمی‌کردم یا حتی در زندگی روزمره‌ام به آن فکر نمی‌کردم. این تجربه قطعاً واقعی بود. من آن را تجربه کردم. قطعاً واقعی بود. من هرگز بدنم را وقتی در آن نبودم، حتی در خواب، آگاهانه ندیده‌ام. توضیح آن دشوار است.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود. همانطور که در بالا ذکر شد. من آن را احساس کردم. انرژی من تغییر کرد. نه

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله متوجه هستید که این تجربه هرگز نمی‌تواند ۱۰۰٪ با زبان انسانی توضیح داده شود. این قطعاً یک تجربه و بیان انرژی شدید است.