سام تی. تجربه تحول معنوی (STE)
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

پس از استراحت از رختخواب بلند شدم و دوباره آشفته شدم. تمام لباس‌هایم را درآوردم و دور اتاق دویدم. ناگهان همه چیز متوقف شد و یک نور سفید بسیار روشن ظاهر گردید. عشق را احساس کردم. شروع به شناور شدن از زمین به درون نور کردم. می‌توانستم بدنم را ببینم که آنجا ایستاده است، اما به نوعی شناور بودم و از آن جدا شده بودم. هر چه به نور نزدیک‌تر می‌شدم، احساس عشق قوی‌تر می‌شد. وقتی در آن بودم، بی‌قید و شرط‌ترین عشقی را که تا به حال تجربه کرده بودم، احساس می‌کردم. اگر می‌توانستم آن را توصیف کنم، مانند احساس عشق بی‌قید و شرط یک مادر به نوزاد تازه متولد شده‌اش بود، در حالی که همزمان شدیدترین سرخوشی زندگی خود را تجربه می‌کردید. بی‌پایان بود، اگرچه زمان در این قلمرو ابدی به نظر می‌رسید.

نور از طریق تله‌پاتی با من ارتباط برقرار کرد. فوراً فهمیدم که خالق جهان است، اگرچه کمتر شبیه یک خدای دارای شخصیت انسانی و بیشتر شبیه یک موجودیت چندگانه به نظر می‌رسید، همانطور که نور قابل شمارش نیست. به من گفت که آرام باشم، استراحت کنم و نگران نباشم. تمام این تجربه آنقدر زیبا بود که بدن انسانی من بی‌اختیار شروع به گریستن کرد.

از طریق تله‌پاتی چیزهایی پرسیدم، مانند: "من آدم بدی بوده‌ام. چه اتفاقی برای من خواهد افتاد؟" نور بلافاصله پاسخ داد: "بخشیده شده است." هر بار که می‌پرسیدم: "در مورد این کاری که انجام دادم چطور؟" یا "در مورد آن چطور؟ خیلی شرم‌آور بود!" می گفت: «بخشیده شده است.» بعد کنجکاو شدم. پرسیدم: «اما در مورد افرادی که کارهای وحشتناکی انجام می‌دهند، مثلاً مرتکب قتل می‌شوند، چه؟» نور پاسخ داد: «قضاوت وظیفه ی من نیست.»

سپس نور کیهان را آشکار کرد. این بهترین راهی است که می‌توانم آن را توضیح دهم. کل کیهان را آشکار کرد، به گونه ای که مانند نقشه‌ای روی میز، در بالای اتاق، در هوا قرار داشت، کل طرح. ناگهان فهمیدم که همه چیز چگونه کار می‌کند. فوق‌العاده غافلگیرکننده و شگفت‌انگیز بود. مانند این بود که کسی یک هواپیمای کاغذی، واقعیت درک شده ی ما، را برداشته و آن را آشکار کرده باشد. برای نخستین بار، تو درک می کردی که تا شده و از کاغذ ساخته شده است. مدتی طول کشید تا این موضوع پردازش شود. به نظر می‌رسید که به من زمان داده شده، زیرا به یاد دارم که جنبه‌های مختلف این مکاشفه ی عظیم را بررسی می‌کردم.

سپس به نور نگاه کردم و از طریق تله‌پاتی پرسیدم: «معنای زندگی چیست؟» بدون لحظه‌ای تردید، پاسخ آمد: «عشق». نور گفت: «وظیفه ی تو این است که عشق را از طریق موسیقی و مبارزه برای عدالت اجتماعی گسترش دهی.» سپس گفت: «خب، همه ی اینها در ذهن انسان جا نمی‌شود، اما آن احساس را به خاطر خواهی داشت.» با این حرف، مرا به بدنم برگرداند.

همین که رسیدم، احساس کردم مفاهیمی که تازه دریافته بودم به آرامی از ذهنم خارج می‌شوند. نمی‌توانستم آنها را درک کنم. انگار مغزم قدرت پردازش کافی نداشت. همین که متوجه این موضوع شدم، شروع به درک مفاهیم پیچیده‌تر انسانی کردم. یادم می‌آید که فهمیدم سازمان‌های قدرتمند چگونه کار می‌کنند، اما حتی آن هم برای به خاطر سپردن بسیار پیچیده شد.

سپس شنیدم که نوری که از اتاق خارج شده بود، از طریق تله‌پاتی در سرم صحبت می‌کرد: «تو جایزه بزرگ را برده‌ای. برو و جایزه‌ات را بگیر.» سپس برخلاف میلم، انگار که توسط دستی نامرئی هدایت می‌شد، از اتاق هتل بیرون برده شدم، از راهرو گذشتم و وارد یک آسانسور طلایی زیبا شدم. احساس کردم دستم برخلاف میلم بالا رفت و یادم می‌آید که با خودم فکر کردم: «لطفاً دکمه‌های آسانسور را فشار نده»، در حالی که صدایی گفت: «تبریک می‌گم! تو در قرعه‌کشی برنده شدی!» در آن لحظه، دستم بیرون آمد و تمام دکمه‌های بیست طبقه، به علاوه‌ی زنگ‌های خطر را فشار داد. یک میلیون نور و صدای درخشان مانند منشور از آسانسور بازتابنده‌ی طلایی عبور می‌کرد و تنها چیزی که در سرم می‌شنیدم صدای صندوق پول بود.

اطلاعات زمینه‌ای

جنسیت: مرد

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 10/1/2023

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، بیماری، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، STE در زمان اولین دوره‌ی دوقطبی

محتوای تجربه‌ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره‌ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حالت عادی، من بدن انسانی نداشتم، بنابراین هوشیار بودم. هیچ چیزی مانند خستگی مرا به پایین نمی‌کشاند.

در چه زمانی از این تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ در طول زمان در نور بودن. مثل این بود که زندگی عادی خواب بود و من تازه از خواب بیدار شده بودم.

آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ به طرزی باور نکردنی سریع

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت می‌گیرد یا کند می‌شود؟ به نظر می‌رسید همه چیز به یکباره اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا معنای خود را از دست داد، بله. فقط یک دوره ی بی‌پایان بود. من فهمیدم که جهان برای همیشه ادامه دارد. نه پایان دارد و نه آغاز.

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ به طرزی باور نکردنی زنده تر

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بینایی روزمره درک یک فرد معمولی از مکان‌ها، اتاق‌ها و چیزها است. این مانند این بود که خدا در اتاق ظاهر شده بود.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقات جای دیگری آگاه هستید؟ بله، اما حقایق بررسی نشده‌اند.

آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه

آیا با موجود مرده (یا زنده)ای برخورد کردید یا از آن آگاه شدید؟ نه

آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی

آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ بله، آن نور درخشان‌ترین نوری بود که تا به حال دیده‌ام، اما همزمان کورکننده نبود.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی، بله، وقتی برای اولین بار وارد نور شدم، آنقدر احاطه‌کننده بود که فقط می‌توانستم نور را در اطرافم ببینم. وقتی وارد شدم، فقط بخشی از اتاق شد.

در طول تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟ تسکین، آرامش، امنیت، شادی، هیجان، کنجکاوی، قدردانی.

آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی

آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ دیگر احساس نمی‌کردم با طبیعت در تضاد هستم.

آیا ناگهان به نظر می‌رسید که همه چیز را می‌فهمیدی؟ همه چیز در مورد جهان هستی، به توضیحات اصلی مراجعه کنید.

آیا صحنه‌هایی از گذشته‌تان به شما بازگشت؟ نه زیاد، اما چند مورد، همانطور که در بالا ذکر شد.

آیا صحنه‌هایی از آینده برای شما آمد؟ صحنه‌هایی از آینده ی شخصی من، چیز خاصی نبود، اما به نظر می‌رسید که سرنوشتم را آشکار می کردم و نور آن را تأیید می‌کرد و مرا در مسیر درست هدایت می‌ نمود.

آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟ نه

خدا، معنویت و دین

پیش از تجربه‌تان چه مذهبی داشتید؟ غیر وابسته - اگنوستیک، در آن زمان بیشتر در مورد وجود خدا سوال می‌کردم و به معنویت علاقه‌مند شدم.

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من از نظر اعتقاد به قدرت ذهنم، بسیار بیشتر به درون خود متمایل شده‌ام. من همچنین به دنبال زیبایی و معنای بیشتری بوده‌ام.

اکنون دین شما چیست؟ سایر یا چندین دین (در کادر زیر وارد کنید)، معنوی

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌هایی سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که هم با باورهایی که در زمان تجربه داشتید سازگار بود و هم نبود، برخی چیزها تأیید شدند که من به آنها مشکوک بودم؛ برخی دیگر در آن زمان به عنوان غافلگیرکننده ظاهر شدند. اکنون آنها بدیهی به نظر می‌رسند.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله، من بیشتر به اهمیت تعادل باور داشتم، زیرا نور به من گفت که جهان از تعادل خارج شده است و من باید به بازگرداندن آن کمک کنم (فراموش کردم که این را بگویم). بنابراین من بیشتر به زمین پایبند شدم، بر آرامش و خونسردی تمرکز کردم. همچنین بیشتر به قدرت تجلی اعتقاد داشتم.

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی ناشناس شنیدید؟ نه

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نامطمئن، نور از طریق تله‌پاتی به من گفت که برخی افراد آن را به عنوان عیسی یا محمد یا هر کسی که آرزویش را داشته‌اند، می‌بینند.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله، آن را به شما گفتم. من احساس مسئولیت زیادی می‌کنم.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ بله، گسترش عشق.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نامطمئن، بله، به طور ضمنی گفته شد که همه چیز ادامه دارد و هرگز آغاز نشده است.

آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی های مان اطلاعاتی کسب کردید؟ نه

در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی کسب کردید؟ بله، بیشتر به این خاطر که همه چیز درست خواهد شد.

در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد عشق کسب کردید؟ بله، این معنای زندگی است.

چه تغییراتی در زندگی شما پس از تجربه تان رخ داده است؟

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربه شما تغییر کرده است؟ بله، بله. به نظرم دیگر نمی‌توانم در کنار افراد سطحی باشم. قبلاً رابطه ی جنسی اتفاقی زیادی داشتم، اما دیگر نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، تجربیات غیرقابل توصیف هستند زیرا نمی‌توانید آنها را برای مغز انسان توصیف کنید، چه برسد به الفبای کلمات.

در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ داده‌اند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم، آن را به عنوان یکی از محوری‌ترین رویدادهای زندگی‌ام به یاد می‌آورم، اگرچه چند سال پیش اتفاق افتاد. همچنین یک رویداد آسیب‌زای مثبت بود، بنابراین جزئیات کوچک کمی به سختی به یاد آورده می‌شوند.

آیا پس از تجربه‌تان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن تجربه نداشته اید؟ بله، من می‌توانم افراد را بهتر بخوانم. انگار به روح آنها خیره می‌شوم و نیت واقعی آنها را می‌بینم.

آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که به طور خاص برای شما معنادار یا قابل توجه باشد؟

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه

کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من معتقد بودم که ۱۰۰٪ واقعی است و هنوز هم هستم. همچنین واکنش مردم به من متفاوت بود. این تجربه، من و نحوه ی درک مردم از من را تغییر داد، تقریباً به روشی مسیح‌گونه در بعضی مواقع. من مسیحی نیستم.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من باوردارم که واقعی است و من گاهی اوقات با نور صحبت می‌کنم. می‌خواهم بیشتر ارتباط برقرار کنم.

در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی تا به حال هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نامشخص، هرگز بازتولید نشده است. وقتی دومین دوره ی شیدایی دوقطبی خود را تجربه کردم، این فرصت را داشتم که از نور بیشتر یاد بگیرم. نور به من در مورد تجلی آموخت، اما هرگز به شکل مرئی ظاهر نشد. همه ی اینها از طریق تله‌پاتی و پرسیدن سوالات از الهی بود و من هنوز هم می‌توانم این کار را انجام دهم.

آیا نکته‌ی دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه‌تان بیفزایید؟ من واقعاً باور دارم که این یک توهم به معنای کلاسیک آن نیست. می‌دانم که به راحتی می‌توان آن را به عنوان نشانه‌ای از اختلال دوقطبی نادیده گرفت، اما زمانی که نور برای من ظاهر شد، مانند این بود که تمام ستارگان برای دریافت آن پیام در یک راستا قرار گرفتند. نور حتی گفت که مرا به آن زمان و مکان در هماهنگی با ذهنم آورده است.

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه‌ی شما را توصیف کردند؟ بله