من مجبور شدم سزارین اورژانسی داشته باشم. در آن زمان، خونریزی من شروع شد و مجبور شدم تحت بیهوشی قرار بگیرم... من در حال دویدن در میان مزرعهای از گلهای فوق العاده قرمز بودم. خودم را در حال دویدن میدیدم. در بدنم نبودم. اما سریع میدویدم. رنگ گلها چنان قرمزِ پُررنگی بود که انگار داشت خودنمایی میکرد. تنها چیزی که میتوانستم ببینم همین بود... احساس میکردم عشقی بدون قید و شرط دارم. مانند عشق یک مادر.
جنسیت: زن
تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 7/8/2019
عناصر NDE:
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله خونریزی در طول سزارین
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ نه در حین بیهوشی
در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری طبیعی نه
آیا به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر شده است؟ به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد. من در حال دویدن در میان مزرعهای از گلهای فوقالعاده قرمز بودم. خودم را در حال دویدن میدیدم. من در بدنم نبودم. اما سریع میدویدم. زنده تر از حد معمول لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. گلها به رنگ قرمز پر جنب و جوشی بودند. آنها تنها چیزی بودند که میتوانستم ببینم. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من چیزی نشنیدم.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟ نه نه
آیا در تجربه خود موجودی را دیدید؟ نه نه
آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آنها احاطه شدهاید؟ نه نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای دیگری شدهاید؟ مکانی ناآشنا و عجیب این مزرعهای وسیع پر از گلهای بسیار قرمز بود.
چه احساساتی را در طول تجربه تجربه کردید؟ احساس کردم که عشقی بدون قید و شرط دارم. مانند عشق یک مادر.
آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آرامش یا لذتی باورنکردنی خوشی باورنکردنی
آیا یک حس هماهنگی یا وحدت با کیهان را تجربه کردید؟ نه نه
آیا صحنههایی از گذشتهتان برایتان تداعی شد؟ نه نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟ نه
پیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟ مسیحی - مسیحی دیگر من به خدا و عیسی مسیح اعتقاد داشتم، اما به کلیسا نمیرفتم یا کتاب مقدس را نمیخواندم. نه
اکنون دین شما چیست؟ مسیحی - مسیحی دیگر محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه داشتید هم سازگار بود و هم نبود. من هرگز از زندگی پس از مرگ مطمئن نبودم، اما مزرعه و عشق فراگیر با آنچه که در زندگی پس از مرگ میخواستم، مطابقت داشت.
آیا به دلیل تجربهتان، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟ نه نه
آیا با موجوداتی روبرو شده یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ نه
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد وجود پیش از مرگ کسب کردید؟ نه نه
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد وجود خدا به دست آوردید؟ نه
آیا در طول تجربهتان، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ نه نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نه نه
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟ نه نه
چه تغییرات سبک زیستنی پس از تجربهتان در زندگیتان رخ داد؟ نامطمئن نه
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه من این تجربه را به همان دقت سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. میتوانم خاطره ی دویدن در مزرعه را به خوبی به یاد بیاورم. رنگها کدرتر هستند، اما به یاد دارم که بسیار پر جنب و جوش بودند.
آیا پس از تجربهتان، تواناییهای روانی، غیرمعمول یا هدایای ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ نه
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله بلافاصله با خانواده. واکنش بیشتر شبیه به یک "خب، جالب است" بود. بله من از آنها خبر داشتم، اما به خوبی در موردشان نمیدانستم. فقط تونل نور و همه ی اینها. نه عشق فراگیر. احساس نمیکنم دانستن در مورد آن بر تجربه ی من تأثیر گذاشته باشد.
کمی بعد (چند روز تا چند هفته) پس از وقوع تجربه، چه باوری در مورد واقعیت آن داشتید؟ تجربه احتمالاً واقعی بود. هم واقعی و هم رویایی به نظر میرسید.
اکنون در مورد واقعیت آن تجربه چه باوری دارید؟ تجربه احتمالاً واقعی بود. هنوز نمیدانم.
در هیچ زمانی از زندگیتان، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه بله
آیا نکتهی دیگری برای اضافه کردن دارید؟ همانطور که گفتم، تحت بیهوشی بودم. مطمئن نیستم که آیا این واقعاً تجربهی نزدیک به مرگ بوده یا نه. اما من از زاویه ی دید سوم شخص در میان مزرعهای از گلهای قرمز می دویدم و عشق و گرمای مطلق را احساس کردم.