< مایکل جی. تجربه نزدیک به مرگ 13314

مایکل جی. تجربه نزدیک به مرگ
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

در بالا، غروب دائمی خورشید بود که به هوا رنگی طلایی می‌داد و همه چیز را با احساسی عجیب، گرم و دوست‌داشتنی پر می‌کرد. چیز بعدی-ای که می دانم، گروهی از بچه‌ها و چند جوان به سمت من دویدند تا جای خود را زیر درخت به من نشان دهند. آنجا آتش و چند چهارپایه داشت.انگار یک روز طول کشید تا به آنجا برسیم. وقتی به آنجا رسیدیم، زن جوانی با موهای مشکی منتظر ما بود. بدون هیچ دلیل مشخصی، همه شروع به خندیدن و بازیگوشی کردیم.

تجربه ی نزدیک به مرگ در ۶ سالگی به دلیل غرق شدن.

شرح تجربه:

والدینم ما را برای آخر هفته ی چهارم جولای به خانه یکی از دوستانشان می‌بردند. چند بچه ی دیگر هم بودند، اما من تنها کسی بودم که شنا بلد نبود. همه ی ما به داخل استخر پریدیم. اگرچه عمق استخر فقط چهار فوت بود، اما زیر آب رفتم. یادم نمی‌آید که زیر آب رفته باشم. چیزی که به خاطر دارم پرواز در تونلی ساخته شده از پرتوهای آبی و نقره‌ای چرخان است. به سمت نوری بسیار روشن و سفید حرکت می‌کردم. با این حال، احساس نمی‌کردم که در حال حرکت هستم. به درون نور رفتم. چیز بعدی-ای که دیدم، یک درخت بسیار بزرگ روی تپه بود. درخت توسط دره‌ای با تپه‌های دیگر احاطه شده بود و در فاصله ی پیاده‌روی قرار داشت. خانه‌های سفیدی وجود داشت که هیچ ویژگی خاصی روی آنها نبود. آنها در دامنه ی هر تپه ای به صورت خوشه‌های سه تایی ایستاده بودند. در دره، بین تپه‌ها و اطراف تپه با درخت، همه جا گل ها بودند. هر گل یا بنفش، آبی، زرد یا نارنجی بود. نهری از یک سو با یک سنگ کوچک جاری بود و پلی پیاده‌روی از روی آن عبور می‌کرد. بالای پل، غروب دائمی خورشید بود که به هوا رنگی طلایی می‌داد و همه چیز را با احساسی عجیب، گرم و دوست‌داشتنی پر می‌کرد. چیز بعدی-ای که می دانم، گروهی از بچه‌ها و چند جوان به سمت من دویدند تا جای خود را زیر درخت به من نشان دهند. آنجا آتش و چند چهارپایه داشت.انگار یک روز طول کشید تا به آنجا برسیم. وقتی به آنجا رسیدیم، زن جوانی با موهای مشکی منتظر ما بود. بدون هیچ دلیل مشخصی، همه شروع به خندیدن و بازیگوشی کردیم. همه لبخندهای بزرگ و شادی داشتند. سپس آن زن مرا به لبه ی تپه، رو به خورشید، برد و مجبورم کرد بنشینم و تماشا کنم. او گفت: "بهترین قسمت تقریباً اینجاست." اما درست زمانی که به نظر می‌رسید خورشید در حال غروب کردن است، صدایی غران و در عین حال آرام را در اطرافم شنیدم و احساس کردم که می‌گفت: "هنوز وقت تو نیست." و چشمانم را بستم.

وقتی دوباره چشمانم را باز کردم، داشتم سوار آمبولانس می‌شدم و از درد وحشتناکی رنج می‌بردم. نمی‌توانستم حرکت کنم، بنابراین شروع به گریه کردم. یک تکنسین شوکه شده ی فوریت‌های پزشکی فریاد زد: "او زنده است!" یک ساعت و چهل و پنج دقیقه از زمانی که زیر آب رفته بودم گذشته بود.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت: مرد

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 6/4/1998

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نامطمئن، تصادف، غرق شدن، مرگ بالینی (قطع تنفس یا عملکرد قلب)

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، احساس می‌کردم که نسبت به قبل دلیل و کنترل بیشتری بر خودم دارم، انگار که پاسخ همه ی سوالاتم را می‌دانستم.

در چه زمانی از این تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ درست زمانی که صدای غرش مانندی به گوش رسید.

آیا افکارتان سرعت گرفتند؟ به طرزی باور نکردنی سریع

آیا زمان به نظر سریع یا کند رسید؟ به نظر می‌رسید زمان سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد، انگار سال‌ها با این افراد دیگر بازی کرده بودم. وقتی به زمین برگشتم، احساس پیری زیادی کردم.

آیا حواس شما از حد معمول زنده تر بود؟ به طرزی باور نکردنی زنده تر

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید.

برخی از قسمت‌های بینایی من تار یا خارج از فوکوس بود. برخی دیگر بسیار دقیق بودند.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید.

من نمی‌توانستم صدای آب، حیوانات یا حشرات را بشنوم. اما می‌توانستم صدای افراد دیگر و وزش هوا را بشنوم.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقات جای دیگری آگاه هستید؟ نه

آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ بله، تونل با خطوط آبی و نقره‌ای راه راه پوشیده شده بود، اما تونل شفاف بود.

آیا در تجربه ی خود موجودی رادیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم.

آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید؟ نه

آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی

آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ بله، سفید بود و با این حال می‌توانستم بدون هیچ مشکلی به آن خیره شوم.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ قلمرویی به وضوح عرفانی یا غیرزمینی. شبیه دره‌ای با چند تپه ی بزرگ و یک درخت بود، اما آسمان هیچ معنایی نداشت.

در طول تجربه چه عواطفی داشتید؟ من شادی خالص و عشقی را احساس کردم که نمی‌توانم با کلمات توصیف کنم.

آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذتی باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی

آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ دیگر احساس تضاد با طبیعت نداشتم.

آیا ناگهان به نظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدی؟ همه چیز را در مورد خودم یا دیگران، بله، اما نیازی به آن نداشتم، زیرا هیچ مشکلی نداشتم.

آیا صحنه‌هایی از گذشته‌ات به یادت آمد؟ به سختی چیزی از زندگی خودم را به یاد آوردم.

آیا صحنه‌هایی از آینده به یادت آمد؟ صحنه‌هایی از آینده ی شخصی من، پس از این اتفاق، شروع به دیدن رویاهایی در مورد رویدادهای آینده کردم. در مورد آن صحبت نمی‌کنم.

آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدی؟ به مانعی رسیدم که اجازه ی عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میلم به آنجا بازگردانده شدم، بله، عبور از نهر. می‌خواستم آن را کشف کنم، اما بچه‌ها التماس می‌کردند که کمی بیشتر صبر کنم.

خدا، معنویت و دین

پیش از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟ مسیحی - سایر مسیحیان

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ نه

هم اکنون چه دینی دارید؟ مسیحی - سایر مسیحیان

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌هایی بود که با باورهای زمینی شما سازگار باشد یا با باورهایی که در زمان تجربه‌تان داشتید، سازگار نبود؟ مکان چمنزار غیرمنتظره بود، اما بخشی که به سختی می‌توانستید زمین را به خاطر بیاورید، قابل انتظار بود.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده‌، یا صدای ناشناسی شنیده‌اید؟ صدایی شنیدم که نمی‌توانستم آن را تشخیص دهم، صدا غرش می‌کرد، به این معنی که از همه جا، حتی از درون من می‌آمد. از آن نترسیدم.

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید پیشتر روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نامطمئن، من نمی‌دانم چه کسی را دیدم. آنها نام خود را به من نگفتند و من هم نپرسیدم.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدفتان به دست آوردید؟ نامطمئن، به نظر می‌رسد هدفی دارم، اما هنوز سعی می‌کنم بفهمم چه چیزی ممکن است باشد. فقط می‌توانم حس کنم که هدفی دارم.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نامطمئن

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نامطمئن

آیا اطلاعاتی در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان به دست آوردید؟ بله، ما باید از نفرین کردن یکدیگر دست بکشیم. منظورم فحش دادن نیست.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ نامطمئن، دیگران صحبت می‌کردند، اما من نمی‌توانم به خاطر بیاورم چه گفته شد.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، عشق در همه کس و همه چیز وجود دارد. وقتی افراد دیگر کاملاً با خودشان در ارتباط هستند، می‌توانید احساس کنید که از آنها می‌آید.

پس از این تجربه چه تغییراتی در زندگی شما رخ داد؟ پس از آن احساس کردم که خیلی پیرتر از اطرافیانم هستم. این موضوع ارتباط برقرار کردن با افراد همسن و سال خودم را بسیار دشوار کرده است.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟ بله، من نمی‌توانم با افراد دیگر ارتباط برقرار کنم مگر این که آنها هم به این موضوع باور داشته باشند.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، به نوعی سنگین است.

این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم.

آیا پس از این تجربه، استعدادهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته‌اید؟ بله، من در خواب رویاهایی می‌بینم که بعداً در زندگی‌ام دقیقاً همانطور که آنها را در خواب می‌بینم، اتفاق می‌افتند. دورترین آنها تاکنون ده سال قبل بوده است.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه

کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من داستان دیگری از یک دختر کوچک شنیدم که برای مدت کوتاهی درگذشت و آنقدر به تجربه ی من نزدیک بود که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله