< میسون سی. تجربه تحول معنوی (STE) STE 33447

میسون سی. تجربه تحول معنوی (STE) STE
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

مثل هر روز کاری دیگری شروع شد. من به تنهایی به سمت محل کارم رانندگی می‌کردم، اما در مورد گزینه‌های شغلی‌ام بسیار ناامید و عصبانی بودم. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، الان دیگر برایم معنی ندارد، اما در آن زمان از آنچه موانع و مشکلات می‌دانستم، کلافه شده بودم.

در حالی که رانندگی می‌کردم، به طور فزاینده‌ای عصبانی می‌شدم. با صدای بلند فکر می کردم و در ماشینم چیزی شبیه به این فریاد زدم: "چه دنیای مزخرفی. چه دنیای کثیفی (خدا) خلق کردی؟ مردم وحشتناک و بدجنس هستند. آنها عمداً به یکدیگر آسیب و یکدیگر را نابود می‌کنند." عصبانی، کلافه و غمگین بودم.

به راهم به سمت محل کار ادامه داده و بقیه ی روز را فراموش کردم، درست مثل هر روز کاری دیگر. بعداً، به خانه، پیش خانواده‌ام، همسرم و فرزند خردسالمان برگشتم. افکارم را برای خودم نگه داشتم و آن شب خوابیدم.

سپس، نیمه شب، حدود ساعت سه ی بامداد، خودم را در مکانی تاریک یا خلأ یافتم. این با توصیف کتاب مقدس از تاریکی بیرونی مطابقت داشت. می‌توانستم به طور مبهم در هر جهتی، چیزی را که به نظر می‌رسید یک پهنه ی بی‌نهایت است، در فاصله ی دور ببینم. کاملاً تنها بودم. تنها منبع نوری که به من اجازه می‌داد به سختی تا دوردست‌ها ببینم، شاید از خودم می‌آمد، اما مطمئن نیستم. تاریکی مانند مهی بسیار تاریک و کم‌عمق مرا احاطه کرده بود. فقط مقدار بسیار کمی نور وجود داشت.

به یاد نمی‌آورم که احساس ترس می‌کردم یا آرامش، اما افکارم روشن بود. پرسیدم: "نور کجاست؟"

ناگهان، در فاصله‌ای نزدیک به سمت چپ بالای سرم، نقطه‌ای کوچک از نور سفید دیدم. به سمت من می‌آمد، یا شاید من به سمت آن حرکت کردم. مطمئن نیستم کدام. نور بزرگتر شد. به یاد نمی‌آورم که نور مرا احاطه کرده باشد. هنوز فکر می‌کنم تاریکی مرا احاطه کرده بود، اما سپس صدای مردی را شنیدم، به وضوح صدای یک زنگ، که تا جایی که به یاد دارم گفت: "تو دنیا را دوست نداری؟ دنیای بدون من همین است."

من کاملاً مطمئنم که این چیزی بود که شنیدم. با این حال، شخصاً باور ندارم که آنقدر خاص هستم که خدا مستقیماً با من صحبت کند. با این حال، این چیزی است که به یاد دارم.

آنجا نیستی بود. تاریکی.

ناگهان احساس کوچکی کردم، مثل بچه‌ای کوچک که روی زانوهای والدینش ایستاده است. احساس شرمندگی می‌کردم، انگار که در دردسر افتاده‌ام و تنبیه می‌شوم. یادم نمی‌آید بعدش چه اتفاقی افتاد. فقط یادم می‌آید که ناگهان از خواب بیدار شده و با وحشت در رختخواب نشستم.

تا هفته‌ها بعد، غم عمیق و ژرفی را احساس می کردم که به سختی می‌شد از آن دست کشید. خیلی ناراحت‌کننده بود.

آیا اکنون بیشتر قدر زندگی را می‌دانم؟ بله.

آیا شخصاً خدا را در همه چیز می‌بینم و معتقدم که همه چیز به هم متصل است؟ بله.

چه این تجربه OBE بوده باشد و چه NDE، مرا عمیقاً تکان داد و هنوز هم هر وقت به آن فکر می‌کنم، این حس را دارم. سعی می‌کنم ایمانم را حفظ کرده و خوش‌بین بمانم. این تجربه را کاملاً منفی نمی‌بینم، اما آن موقع نگرانم کرد و گاهی اوقات هنوز هم نگرانم می‌کند.

در طول سال‌ها، تجربیات OBE دیگری هم داشته‌ام. برخی بسیار مثبت بودند. در یکی، احساس کردم که انگار دارم نگاهی اجمالی به ورودی قلمرو آسمانی می‌اندازم. یادم می‌آید که با اشتیاق با صدای بلند فریاد زدم: "این همان طوری است که تصورش را می‌کردم! روشن و دلربا!" سپس آن رؤیا، یا شاید خاطره، ناگهان محو یا پنهان شد.

در یک مورد دیگر، هنگام بیدار شدن، به وضوح صدایی شنیدم که می‌گفت: «کاری را که برای انجامش به دنیا آمده‌ای انجام بده.»

موارد بیشتری وجود دارد، از جمله تجربیات هوشیاری دوگانه و حس دیدن از طریق چشمان دیگران یا شنیدن حرف‌های دیگران در حالت‌های رویا، اما موارد بسیار زیاد و بسیار متنوع هستند که نمی‌توان در اینجا توصیف کرد.

من معتقدم که همه ی ما یک مأموریت داریم.

جنسیت: مرد

تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 05/05/2010

عناصر NDE:

در زمان تجربه ی شما، آیا یک رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نه

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک و خارج از آن وجود داشتم در خلاء/تاریکی.

در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری طبیعی سریع‌تر از حد معمول

آیا به نظر می‌رسید زمان سریع‌تر یا کندتر شده است؟ نه زنده تر از حد معمول لطفاً بینایی خود را در طول تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه ی قبلی داشتید، مقایسه کنید. همان یا مشابه در مکانی تاریک لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. همان یا مشابه در مکانی تاریک

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه بودید؟ ن نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه

آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شده‌اید؟ نه بله

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای دیگری شده‌اید؟ مکانی ناآشنا و عجیب یک خلاء تاریک که می‌توانستم به تنهایی از هر جهت، تا دوردست‌های وسیع را ببینم.

در طول این تجربه چه عواطفی داشتید؟ نامطمئن، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. اما در تاریکی احساس گیجی و سپس غم کردم. نه

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ نه

آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ نه نه

آیا به یک مرز یا ساختار فیزیکی محدودکننده ای رسیدید؟ نه نه

خدا، معنویت و دین:

پیش از این تجربه، دین شما چه بود؟ مسیحی - پروتستان بله خوب، من بیشتر قدر چیزها را می‌دانم و می‌دانم که همه چیز را نمی‌دانم. اکنون فروتنی بیشتری دارم.

اکنون دین شما چیست؟ مسیحی - پروتستان محتوایی که هم با باورهای شما در زمان تجربه‌تان سازگار بود و هم با آنها سازگار نبود. من همیشه به خدا اعتقاد داشتم و در مورد تاریکی یا خلأ بیرونی خوانده بودم، اما نمی‌دانستم که این به چه معناست یا چگونه به نظر می‌رسد. من همچنین نمی‌دانستم که ما به عنوان انسان ممکن است به خالق الهی متصل باشیم و این که چنین ارتباطی می‌تواند از بین برود.

آیا به دلیل این تجربه، تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله احساس می‌کنم ما باید نسبت به خالق احترام قائل  و بابت همه چیز قدردان باشیم. احساس می‌کنم همه فرزندان خدا هستند و بنابراین باید با همه با احترام و مهربان باشیم. صدایی شنیدم که نمی‌توانستم آن را تشخیص دهم. صدای مردانه‌ای به وضوح صدای زنگ می شنوم.

آیا با موجوداتی روبرو یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد وجود پیش از مرگ کسب کردید؟ نه نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد وجود خدا کسب کردید؟ بله فقط با استنباط از آنچه به من گفته شد، به نظر می‌رسد که یک الوهیت یا قدرت برتر وجود دارد.

در طول تجربه ی خود، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود کسب کردید؟ نه نه

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نه نه

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ نه نه

پس از تجربه ی خود، چه تغییرات سبک زیستنی در زندگی شما رخ داد؟ تغییرات متوسط ​​در زندگی من نه

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده اند، به یاد می‌آورم. این یک تجربه ی زنده بود.

آیا پس از تجربه‌تان، موهبت‌های روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن نداشته اید؟ نامطمئن من در طول دهه‌ها تجربیات یا خواب‌ها یا نگاه‌های اجمالی بی‌شماری داشته‌ام و بسیاری از آنها مرا گیج کرده و بعداً به حقیقت پیوسته‌اند. خانواده‌ام فکر می‌کنند که من به چنین چیزهایی حساس هستم.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله روز بعد با خانواده. آنها گوش دادند. بله مطالعه در اینترنت و کتاب‌ها و غیره. نه، اطلاعات من تاثیری بر تجربه‌ام نداشت زیرا کاملاً متفاوت و غیرمعمول بود.

کمی پس از وقوع (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه‌تان داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. احساس واقعی ترسناکی داشت.

در هیچ زمانی از زندگی‌تان، آیا هیچ چیزی تا به حال هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه بله