تجربه احتمالی نزدیک به مرگ لوری آر |
شرح تجربه:
وقتی برای جراحی بالاخره به اندازه ی کافی به حالت پایدار رسیدم، مدام از هوش میرفتم. در یک اتاق بزرگ با کاشیهای زرد و سفید کمرنگ و دیوارهای زرد کمرنگ بودم. نور بسیار متوسط بود. روشن نبود، اما تاریک هم نبود؛ مثل یک کلاس درس بزرگ بدون چراغ. پسرعمویم آنجا بود. او روی یک صندلی فلزی، مثل صندلی دانشآموزی در مدرسه، نشسته بود. پاهایش را باز کرده، آرنجهایش را روی زانوهایش گذاشته و دستهایش را در هم قلاب کرده بود. او شش ماه قبل در سن ۳۴ سالگی فوت کرده بود، اما از دیدنش در آنجا تعجب نکردم. او برای من بسیار مهم بود. از او پرسیدم که آنجا چه کار میکنیم. او گفت: «فقط باید صبر کنیم.» او متفکر بود، اما غمگین نبود. من از هر اتفاقی که قرار بود بیفتد بسیار راضی بودم. این حس را داشتم که اتفاق واقعاً خوبی آن سوی در است. وقتی روی تخت عمل بودم، به یاد دارم که بسیار آرام بودم و به شوهرم میگفتم که از پسرمان مراقبت کند. من به نوعی در هر دو مکان بودم. طبق گفته ی پزشکان، شوهرم و سوابق پزشکیام، به آنها گفتم که با پسرعمویم در حال صحبت بوده ام و او هم پیش از مرگش متخصص بیهوشی بود. پس از تولد پسرم، فهمیدم که قرار است زنده بمانم. من به طرزی باورنکردنی شاد و کاملاً عاشق فرزندم بودم. تمام پزشکانی که بعداً مرا معاینه کردند، از میزان خوشحالی من به وضوح شگفتزده شدند. من از زنده بودن با نوزادی در آغوشم بسیار خوشحال بودم.
اطلاعات پیشزمینه
جنسیت: زن
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 15/06/2010
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟
بله، مربوط به جراحی، زایمان، مصرف بیش از حد دارو یا مواد مخدر، رویداد تهدیدکننده ی زندگی، اما نه مرگ بالینی
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
نه خوشایند و نه ناراحتکننده
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟
نه
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، من کاملاً احساس حضور و آگاهی از آنچه اتفاق میافتاد را داشتم.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در اتاق انتظار با پسر عمویم.
آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟
نه
آیا به نظر میرسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟
به نظر میرسید همه چیز همزمان اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شده یا معنای خود را از دست داده است، احساس میکردم همزمان با پسرعمویم و در اتاق عمل هستم.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بودند؟
نه
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟
نه
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟
نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم.
آیا با موجود مرده(یا زنده)ای روبرو شدید یا از آن آگاه شدید؟
بله، پسرعموی من که شش ماه پیش فوت کرده بود. او الگوی بزرگی برای من بود. او متخصص بیهوشی بود که تنها در ۳۴ سالگی بر اثر سرطان روده بزرگ درگذشت.
آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شدهاید؟
نه
آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟
نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهاید؟ مکانی ناآشنا و عجیب، میتوانستم بگویم که زمین نبود، اما خیلی متفاوت نبود.
در طول این تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟
آرامش و حس پذیرش خنثی. پذیرش هر اتفاقی که قرار بود بیفتد.
آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟
آسودگی یا آرامش
آیا یک احساس خوشی داشتید؟
نه
آیا احساس هماهنگی یا اتحاد با کیهان را داشتید؟
دیگر احساس نمیکردم که با طبیعت در تضاد هستم.
آیا ناگهان به نظر میرسید که همه چیز را میفهمید؟
نه
آیا صحنههایی از آینده برای شما پیش آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
خدا، معنویت و دین
قبل از این تجربه، دین شما چه بود؟
غیر وابسته - من از یک خانواده ی عمدتاً مسیحی (متدیست متحد) آمدهام. من ادیان زیادی را بررسی کرده بودم، از جمله کلاسهای زیادی در مورد دین در دانشگاه. من همیشه مجذوب دین و معنویت بودم. چیزهای زیادی در مورد بودیسم آموخته بودم و به آن جذب میشدم. با این حال، در سالهای پیش از تجربهام، به خداناباوری روی آورده بودم. من دوران بسیار سخت و آسیبزایی را تجربه کرده بودم و با این ایده که همه چیز فقط "هست" است، آرامش مییافتم. خدایی برای سرزنش یا پرستش وجود نداشت. بشریت و زندگیهای کوچک ما فقط یک لحظه ی گذرا بودند. میتوانیم زیبایی حضور در این جهان را بپذیریم، با دانستن این که همه چیز زودگذر است.
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ بله، من دوباره به چیزی بزرگتر از دنیای مادی اعتقاد پیدا کردم.
هم اکنون دین شما چیست؟
ادیان دیگر - عصر جدید، من نمیگویم که من به دین خاصی اعتقاد دارم. من باور دارم که چیزی فراتر از دنیای فیزیکی وجود دارد و آگاهی بسیار فراتر از بدنهای فیزیکی ما گسترش مییابد.
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهای سازگار با باورهای زمینی شما بود؟
هم سازگار بود و هم نبود، من به این باور عمل میکردم که دنیای مادی تمام چیزی است که وجود دارد. من هرگز از این باور مطمئن نبودم یا کاملاً با آن راحت نبودم، اما به چیز دیگری هم اعتقاد نداشتم. این تجربه به من نشان داد که احتمالاً چیزهای بیشتری از آنچه میتوانیم ببینیم وجود دارد.
آیا به دلیل تجربهتان تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟
بله، من از خداناباور به ندانمگرا تبدیل شدم.
آیا به نظر میرسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی ناشناخته شنیدید؟
نه
آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند(مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟
نه
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
بله، بله، پسر عموی من فوت کرده بود، اما او هنوز آنجا بود. میدانستم که منتظر تصمیمی در مورد این که آیا قرار است بمانم یا به زمین برگردم، هستیم.
آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی کسب کردید؟
نه
در طول تجربه ی خود، آیا در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی اطلاعاتی کسب کردید؟
نه
در طول تجربه ی خود، آیا در مورد عشق اطلاعاتی کسب کردید؟
نه
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربه تان تغییر کرده است؟
نه
بعد از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ خیر
این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده است، چقدر دقیق به یاد میآورید؟ من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. حتی با تولد فرزندم، این تجربه به خودی خود پابرجاست.
آیا بعد از تجربه خود، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا خاص دیگری دارید که قبل از تجربه نداشتید؟ خیر
آیا یک یا چند بخش از تجربه شما وجود دارد که برای شما به طور خاص معنادار یا قابل توجه باشد؟ وضوح دانستن اینکه چیزی پس از مرگ وجود دارد.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا قبل از تجربه خود از تجربه نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ مطمئن نیستم، مطمئنم که در مورد آنها شنیده بودم، اما شک دارم که به آنها اعتقاد داشته باشم.
کمی پس از وقوع تجربه (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت آن داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود، من فقط میدانستم که او را دیدهام.
الان در مورد واقعیت تجربه خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود.
آیا در هر زمانی از زندگی خود، چیزی بخشی از آن تجربه را بازتولید کرده است؟ خیر
آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه خود اضافه کنید؟
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله، این تمام چیزی است که میتوانم بگویم.