لورا دی. تجربه تحول معنوی (STE)
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

تجربه ی من در یک رویا اتفاق افتاد که از شدت آن مرا بیدار کرد. من از عشق شدیدی که احساس می‌کردم در بدنم غیرقابل کنترل است، گریه می‌کردم. در این رویا، داشتم به گروه کوچکی از افراد که روی صندلی‌های تاشو نشسته و به صورت دایره‌ وار چیده شده بودند، ملحق می‌شدم. چند نفر از این افراد در حالی که به سمت آنها می‌رفتم، از من دعوت کردند که به آنها بپیوندم. آنها می‌گفتند: «او اینجاست.» همینطور که نزدیک می‌شدم، مرد جوانی از مرکز این دایره بیرون آمد تا به من خوشامد بگوید، در حالی که من به سمت یک صندلی خالی می‌رفتم. به یاد دارم که او شبیه یک مرد جوان امروزی بود، با موهای تیره، صورت تراشیده و جذاب. او با مهربانی از من استقبال کرد، سپس مرا در آغوش گرفت. این آغوش جایی بود که این تجربه ویژگی‌های ماوراء طبیعی به خود گرفت. من با او در یک نور روشن و فراگیر ادغام شدم. این نور از هر نور خورشید درخشان‌تر بود و سرشار از شدیدترین عشقی که تا به حال احساس کرده بودم. این نور عشق بود، بیش از عشق مادر، پدر، شوهر یا فرزندانم. من فقط می‌توانستم آن را برای لحظه‌ای کوتاه در خود نگه دارم یا تجربه کنم، اما همچنین بی‌زمان بود. این تجربه واقعی‌تر از واقعیت عادی و بسیار آرامش‌بخش بود. حدود ساعت چهار صبح از خواب بیدار شدم. از رختخواب بیرون آمده، روی مبل اتاق نشیمن نشستم و فقط گریه کردم.

من از غم گریه نمی‌کردم، بلکه فقط در این تجربه مستغرق بودم. احساس کردم همانطور که مردم می‌گویند «نور را دیده‌ام». اما تا به امروز، دقیقاً نمی‌دانم که چرا من این را دریافت کردم.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت: زن

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: ۱۹/۱۱/۲۰۰۴

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نه، رویای شدید، از شدت احساسات در حال گریه از خواب بیدار شدم، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، شدیدترین رویایی که تا به کنون تجربه کرده‌ام

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، نه، من خودم بودم؛ در هوشیاری عادی تا زمانی که آغوش این موجود را تجربه کردم. من با او و نور ادغام شدم.

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ این یک رویای شدید بود. در خواب کاملاً خودم و هوشیار بودم.

آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ به نظر می‌رسید همه چیز به یکباره اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا تمام معنای خود را از دست داد، غرق شدن کامل در نوری درخشان و بی‌زمان از عشقی شدید.

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ به طرزی باورنکردنی زنده تر

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. پیش از این، من تقریباً خودِ همیشگی‌ام را تجربه کردم. در طول این رویا، من کاملاً دگرگون و مستغرق بودم.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. شنوایی من مانند حالت بیداری بود زیرا تغییری نکرده بود. من صدایی را درون نور به یاد نمی‌آورم، اگرچه ممکن است بوده باشد.

آیا با موجود مرده(یا زنده)ای برخورد کرده یا از آن آگاه شدید؟ نامطمئن، دوستی که مرا دوست داشت، اما من قبلاً او را ندیده بودم.

آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟ نوری که به وضوح منشأ عرفانی یا ماورایی داشت.

آیا نوری غیرزمینی دیدید؟ بله، نوری درخشان حاوی عشق. نور درخشان اما کاملاً قابل تحمل بود.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ قلمرویی که به وضوح عرفانی یا غیرزمینی بود، نور غیرزمینی بود.

در طول تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟ عشق تقویت شده.

آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی

آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ احساس اتحاد یا یکی بودن با جهان را داشتم

آیا ناگهان به نظر می‌رسید همه چیز را درک کرده‌اید؟ همه چیز در مورد جهان، به نظر من در نگاه به گذشته هیچ چیز به جز این نور مهم نیست.

خدا، معنویت و دین

پیش از تجربه‌تان دین شما چه بود؟ غیر وابسته - اگنوستیک، گرایش به مسیح و مسیحیت

آیا اعمال مذهبی شما از زمان شما تغییر کرده است؟ بله، من بیشتر به مسیحیت گرایش دارم.

اکنون دین شما چیست؟ یهودی، چندین سال را در دهه ی بیست زندگی‌ام در مزرعه ی کارگران کاتولیک گذراندم. یک تجربه برون فکنی داشتم.

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌هایی بود که با باورهای زمینی شما سازگار باشد؟ محتوایی که کاملاً با باورهایی که در زمان تجربه ی خود داشتید سازگار بود، من باور داشتم که این عشق در جایی زنده است، شاید پس از مرگ، اما هرگز فکر نمی‌کردم که آن را تجربه کنم. شدت آن برای خود فانی من تکان دهنده بود. این تجربه همه چیز را در بر می‌گرفت، اما بسیار راحت بود، با آرامش و شادی فراوان. مانند شنا در دریایی ابدی از عشق بود.

آیا به دلیل تجربه ی خود تغییری در ارزش‌ها و باورهای تان داشتید؟ بله، به طرز عجیبی، همه چیز همانطور که باید باشد، هست.

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی غیرقابل شناسایی شنیدید؟ من با یک موجود یا صدایی مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، روبرو شدم، با مرد جوانی روبرو شدم که آغوش گرم و صمیمانه‌اش ما را به درون نوری درخشان برد.

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند(مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نامطمئن، افرادی که در ابتدای خواب گفتند: «او اینجاست.» من این را به معنای عیسی می‌دانم، کسی که مرا به شدت دوست دارد، کسی که آغوشش آرامش، شادی و عشقی را برایم به ارمغان آورد که بی‌نهایت فراتر از تجربه ی انسانی من از چنین چیزهایی بود.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله، احساس کردم که این نور درخشان در زندگی پس از مرگ وجود دارد، که یک واقعیت و قابل دستیابی است.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله، نوری که بسیاری توصیف کرده‌اند. من آن را در خواب تجربه کردم.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نامطمئن، من نمی دانم چرا این بینش به من داده شد. این با زندگی روزمره ی من سازگار نبود و نمی‌دانستم با آن چه کار کنم. من این را به هر اشاره‌ای به نور درخشانی که مردم تجربه کرده‌اند اما در توصیف آن در NDE مشکل دارند، ربط می‌دهم.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، احساس کردم که این نور برای همه قابل دسترسی است. با این حال، این روح یک مرد جوان با آغوش پرمهرش مرا به آن وارد کرد.

آیا اطلاعاتی در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان به دست آوردید؟ نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ بله، تمام نگرانی‌ها، رنج‌ها و نگرانی‌های ما در مقایسه با تجربه ی این نور، بی‌اهمیت به نظر می‌رسند. به همین دلیل است که در گنجاندن آن در تجربیات و آموخته‌های زندگی دیگرم مشکل داشته‌ام. این یک عشق و معنای عمیق فراتر از درک من بود.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، بله، من از ناتوانی در توصیف زیبایی و عشقی که در این نور به عنوان یک انسان تجربه می‌شود، آگاه بودم. تقریباً ناامیدی از ناتوانی در مهار یا تجربه ی آن در بدن یا ذهن در خود زمینی‌ام بود.

چه تغییرات سبک زیستنی پس از تجربه‌تان در زندگی شما رخ داد؟ من به زندگی پس از مرگ باور دارم.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربه‌تان تغییر کرده است؟ نامطمئن، مشکلات من بی‌اهمیت‌تر به نظر می‌رسند.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، بله، فراتر از هر کلمه‌ای بود که بتوانم درجه ی عشقی را که در درونم و در نور احساس کردم، توصیف کنم.

در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده اند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده اند، به یاد می‌آورم. این از هر چیزی در آن زمان یا هر زمان دیگری خاطره‌انگیزتر بود.

آیا بعد از تجربه‌تان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته‌اید؟ نامطمئن، من در طول زندگی‌ام چندین خواب شدید، شاید سه یا چهار خواب، دیده‌ام. یکی که مطمئنم در آن به صورت اختری سفر کرده‌ام. یکی که در آن مکانی بهشتی دیده‌ام. یک بار که در آن آزمونی را که توسط موجودات روحی (ترتیب) داده شده بود، دادم.

آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که برای شما به طور خاص معنادار یا قابل توجه باشد؟ بله، این موارد به من باور به سطح اختری و مکان‌های آسمانی جهانی که دیگران تجربه کرده‌اند را داده است.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله، بیشتر در مورد آنها خوانده‌ام.

کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، فقط می‌توانم بگویم که از واقعیت روزمره واقعی‌تر به نظر می‌رسید.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، احساس می‌کنم این تجربه به عنوان یک هدیه به من داده شده است.

در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی تا به حال هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه

آیا نکته‌ی دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه‌تان بیفزایید؟ اکنون فکر می‌کنم بغل کردن دیگران یکی از بهترین ابراز عشق بی‌قید و شرط است.

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه‌ی شما را توصیف کردند؟ بله، تا جایی که می‌توانستم.