من سپیده دم در حالی که هوا هنوز کاملاً تاریک بود، به سمت محل کار میرفتم. روز قبل به اندازه ی کافی برف باریده بود، به طوری که باید برفروبی جادهها انجام میشد. شرایط رانندگی صاف بود. من با سرعت مجاز ۴۰ مایل در ساعت در امتداد یک جاده ی پر پیچ و خم روستایی رانندگی میکردم.
لحظه ی بعد، به یاد آوردم که درختانی را از پنجره سمت شاگرد دیدم. متوجه شدم که ماشین دارد میچرخد، اما انگار با حرکت آهسته اتفاق میافتد. بعد، جرقههایی از زندگیام را دیدم. تصاویر مثل یک حلقه فیلم قدیمی چشمک میزدند. عکسهایی با خانوادهام از دوران کودکیام وجود داشت و به زمان حال میرفت. به یاد آوردم که با یک یا چند تا از این تصاویر احساس غم و شاید قضاوت میکردم. ممکن بود جرقههایی در آینده وجود داشته باشد، اما نمیتوانستم به خاطر بیاورم. سپس نگاه کردم و دیدم که ماشین در جهت مخالف میچرخد و درختان در پنجره ی مقابل میچرخند. احساس میکردم ماشین و موقعیتم کنترل میشود؛ انگار که روی طنابهای عروسک خیمهشببازی بودم. انگار یک نقطه ی کور ادراکی در واقعیت من بود.
ماشین خیلی آهسته به سمت جدول سمت راست حرکت کرد و متوقف شد. قلبم به شدت میتپید و نمیتوانستم آنچه را که اتفاق افتاده بود پردازش کنم. از ماشین پیاده شدم و دیدم که لاستیک جلویم پنچر شده است. وقتی برگشتم تا به جاده ی پشت سر نگاه کنم، یک تکه ی بزرگ یخ سیاه دیدم که رد ترمز ۳۶۰ درجهای در دو طرف جاده به جا گذاشته بود. چرخیدم و ابتدا گاردریل سمت راست را با چند اینچ فاصله از دست دادم. سپس به سمت چپ پیچیدم و چند اینچ از نردهی محافظ دور شدم.
اتفاقی که باید خیلی سریع افتاده باشد، برای من خیلی آهسته به نظر میرسید. نمیتوانستم آن را هضم کنم و احساس میکردم که در شوک هستم. هیچ راهی برای کنترل فرمان یا ترمز وجود نداشت. گیج، ترسیده و سردرگم بودم. خدا را شکر هیچ ماشین دیگری در جادهی نزدیک من نبود. تا چند هفته بعد، خودم نبودم.
جنسیت: زن
تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 20/02/2006
عناصر NDE:
در زمان تجربهی شما، آیا رویداد تهدیدکنندهی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله من از یک تصادف تقریباً مرگبار نجات یافتم.
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم پیش از تجربه
در چه زمانی در طول تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری طبیعی نه
آیا به نظر میرسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ به نظر میرسید همه چیز به یکباره اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شد یا معنای خود را از دست داد. در حین وقوع رویداد، به نظر میرسید که صحنهها به صورت آهسته اتفاق میافتند. من باوردارم که بیش از چندین صحنه از زندگیام نشان داده شد، اما نمیتوانم جزئیات را به خاطر بیاورم. بعداً هنگام پردازش، فکر کردم که رویداد باید به سرعت اتفاق افتاده باشد. به طرزی باورنکردنی زنده تر لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید. همه چیز به صورت آهسته لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید. به خاطر نمیآورم که چیزی را شنیده باشم.
آیا به نظر میرسید که از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است، آگاه بودید؟ نه نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه
آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شدهاید؟ نه نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای دیگری شدهاید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی برگشت ادراکی زمان معلق و آگاهی زمینی.
در طول تجربه چه عواطفی را داشتید؟ غم و قضاوت نه
آیا یک احساس خوشی داشتید؟ نه نه
آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ نه
آیا صحنههایی از آینده به ذهنتان خطور کرد؟ جزئیات را به خاطر نمیآورم.
آیا به مرز یا ساختار فیزیکی محدودکنندهای رسیدید؟ نامطمئن در حالی که این رویداد رخ می داد، هیچ چیز فیزیکی به نظر نمیرسید. نه
خدا، معنویت و دین:
پیش از این تجربه، دین شما چه بود؟ مسیحی - کاتولیک بله رشد در هر چیزی که خدا برای پادشاهی خود آفریده است.
اکنون دین شما چیست؟ مسیحی - سایر مسیحیان رشد مداوم ایمان به عیسی مسیح، خدای پدر و روح القدس. کتاب مقدس کلام زندگی است. محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه ی خود داشتید، اصلأ سازگار نبود. من به دنبال خدا بودم تا بتوانم او را بشناسم.
آیا به دلیل تجربهتان، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله خدا آنقدر مرا دوست داشت که مرا نجات دهد. نه
آیا با موجوداتی روبرو شده یا از آنها آگاه شدهاید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (به عنوان مثال: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ نه نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت کسب کردید؟ نه نه
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:
آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود کسب کردید؟ نه نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نه نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟ بله برخی از رویدادهای زندگی که نشان داده شد، باعث غم و اندوه و گناه یا شرم من شد. نه
پس از تجربهتان، چه تغییرات سبک زیستنی در زندگی شما رخ داد؟ تغییرات بزرگی در زندگی من میدانستم که فرشتهای از جانب خدا مرا نجات داد. این به من حس ارزشمندی داد که قبلاً هرگز نداشتم. میخواستم تمام خوبیهایی را که میتوانستم در آگاهی داشته باشم به خدا بدهم. بله پردازش آن زمان برد، اما میخواستم همه بدانند که خدا اینجاست.
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله چیزی که نمیتوانستم ببینم و به سختی درک میکردم، مرا از مرگ حتمی نجات داد. نمیدانم یادآوری من از این تجربه در مقایسه با یادآوری من از سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ دادهاند، چگونه است. من در مدت زمان طولانی پردازش بسیار عمیقی از این رویداد داشتم. فکر میکنم دچار آسیب روحی شده بودم. خاطرات دقیقی که ما از حافظه میشناسیم، در من وجود نداشت. این اتفاق باور من را در مورد خدا و دخالت مستقیم او در زندگیام تغییر داد. میدانستم که توسط یک فرشته نجات یافتهام.
آیا پس از این تجربه، موهبتهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن تجربه نداشته اید؟ بله من به دنیای معنویات اعتقاد داشتم.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله بلافاصله وقتی آن روز صبح به محل کار رسیدم. به نظر نمیرسید که آنها خیلی تحت تأثیر شوک من قرار گرفته باشند، متأسفانه. نه
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود. خدا کنترل را در دست داشت. این تجربه قطعاً واقعی بود. پدر آسمانی، از تو به خاطر ارزش قائل شدن برای من و زندگیام سپاسگزارم. بهترینهایم را برایت آرزو میکنم.
در هیچ زمانی از زندگیات، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه بله
آیا چیز دیگری برای افزودن دارید؟ با تک تک سلولهای وجودم سپاسگزارم.