کلی جی. تجربه نزدیک به مرگ |
شرح تجربه:
دو روز پس از جراحی، آمبولی ریوی را تجربه کردم. در خانه بودم و ناگهان احساس سرگیجه، غش و افتادن روی زمین کردم. با اورژانس تماس گرفته شد و با آمبولانس به اورژانس منتقل شدم. در آمبولانس، "کدگذاری" شدم. قلب و تنفسم حدود یک دقیقه متوقف شد و از طریق احیای قلبی ریوی (CPR) به هوش آمدم. وقتی به بیمارستان رسیدم، دوباره به مدت ۳۵ دقیقه کد زدم. به هوش آمدم و به مدت دو روز با لوله ی تنفس به شدت آرام شدم. در ابتدا، در این مدت چیزی به خاطر نمیآوردم.
ماهها بعد، داشتم احساسی را که در این مدت داشتم برای مادرم که هنگام وقوع تجربهام حضور داشت، توصیف میکردم. این احساس خارج شدن از بدنم بود؛ احتمالاً بالاتر از آن، اما من یک شخص یا در شکل یک شخص نبودم. همه جا نور زرد و نارنجی زیبایی بود، بسیار شبیه خورشید اما ملایمتر. احساس میکردم در گرما احاطه شدهام و هیچ حس زمان یا مکانی نداشتم. احساس پذیرش مطلق و عشق بیقید و شرط داشتم. این آزادترین احساسی بود که تا به حال تجربه کرده بودم. این احساس بسیار زیبا بود و هیچ شباهتی به احساسی که میتوانستم روی زمین داشته باشم، نداشت. به مادرم گفتم که حتماً زمانی بوده که مرا روی برانکارد بیرون آوردند و نور خورشید به صورتم میخورد. او به من یادآوری کرد که صبح ابری و باران سیلآسا بوده است. در آن لحظه بود که فهمیدم این یک تجربه ی نزدیک به مرگ است و من از آن طرف دنیا بازدید کردهام. قبلاً ترس عظیم و تقریباً شدیدی از مرگ داشتم. دیگر آن را احساس نمیکنم.
اطلاعات پیشزمینه
جنسیت: زن
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 9/24/2025
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، حمله قلبی، احیای قلبی ریوی (احیای قلبی ریوی)، مرگ بالینی (قطع تنفس یا عملکرد قلب)، آمبولی ریوی که منجر به ایست قلبی شد. من به مدت 35 دقیقه "غایب" بودم.
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟ کاملاً خوشایند
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم.
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، احساس میکنم ناخودآگاهم همان هوشیاری من بود. احساس میکردم میتوانم همه ی چیزهای خوب را از همه در همه جا و به طور همزمان احساس کنم.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ مطمئن نیستم
آیا افکارتان سرعت گرفتند؟ نه
آیا به نظر میرسید زمان سرعت میگیرد یا کند میشود؟ به نظر میرسید همه چیز به یکباره اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شد یا معنای خود را از دست داد، اصلاً حس زمان وجود نداشت.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ زنده تر از حد معمول
لطفاً بینایی خود را در طول تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پسش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. تقریباً مانند داشتن دید محیطی کامل بود و من میتوانستم همه چیز را به وضوح در یک لحظه ببینم.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من هیچ حس شنوایی را در طول تجربهام به یاد نمیآورم.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است، آگاه هستید؟ نه
آیا به درون یا از میان تونلی گذشتید؟ نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه
آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای برخورد کرده یا از آنها آگاه شدید؟ نه
آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی
آیا نوری غیر زمینی را دیدید؟ بله
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیر زمینی دیگری شدهاید؟ قلمرویی به وضوح عرفانی یا غیر زمینی، نوری گرم، دوست داشتنی و روشن.
در طول تجربه چه عواطفی را داشتید؟ من شادی کامل، پذیرش و عشق بی قید و شرط را احساس کردم.
آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذت باورنکردنی
آیا یک احساس شادی داشتید؟ شادی باورنکردنی
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ احساس اتحاد یا یکی بودن با جهان را داشتم.
آیا ناگهان به نظر میرسید همه چیز را درک میکنید؟ همه چیز در مورد جهان، احساس ارتباط با همه کس و همه چیز را داشتم، گویی همه ی ما یکسان بودیم.
آیا صحنههایی از گذشتهتان به شما بازگشت؟
آیا صحنههایی از آینده برای شما آمد؟ نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟ نه
خدا، معنویت و دین
پیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟ مسیحی - کاتولیک
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ بله، متوجه شدهام که مشغول دعا، صحبت با خدا و تلاش برای برقراری ارتباط با عزیزانی هستم که از دنیا رفتهاند.
اکنون دین شما چیست؟ مسیحی - کاتولیک
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهای سازگار با باورهای زمینی شما بود یا با باورهایی که در زمان تجربه داشتید، سازگار نبود؟ من همیشه معتقد بودم که زندگی پس از مرگ وجود دارد، اما آن را بیشتر شبیه زندگی روی زمین، فقط در یک سطح جداگانه تصور میکردم. هیچ شباهتی به زندگی روی زمین نداشت و خیلی بهتر از آن چیزی بود که میتوانستم تصور کنم.
آیا به دلیل تجربهتان، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله، من دیگر برای افراد یا چیزهایی که از بودن در ارتعاش بالاتر جلوگیری میکنند، ارزشی قائل نیستم.
آیا به نظر میرسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید یا صدایی ناشناس شنیدید؟ نه
آیا با موجوداتی روبرو یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ نه
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله، این آگاهی بود که همه ی ما به هم متصل هستیم. اما، اطلاعات خاصی به من داده نشد.
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
در طول تجربهتان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدفتان کسب کردید؟ نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، این آگاهی بود که این یک زندگی مداوم پس از مرگ است، اما اطلاعات خاصی به من داده نشد.
آیا اطلاعاتی در مورد چگونه گذراندن زندگی های مان به دست آوردید؟ نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟ نع
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، این آگاهی از عشق کامل و بیقید و شرط بود، اما اطلاعات خاصی به من داده نشد.
چه تغییرات سبک زیستنی در زندگی شما پس از تجربهتان رخ داد؟ دیگر از مرگ نمیترسم و احساس آرامش بیشتری میکنم. همچنین برای داشتن یک زندگی معنادار و هدفمند، احساس فشار میکنم. من از زمانی که اینجا بودهام بیشتر سپاسگزارم و زیبایی را در همه جا بیشتر مشاهده میکنم.
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟ نه
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، من باور ندارم که هیچ کلمهای بتواند خلاصه کند که چقدر فوقالعاده بود.
در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد میآورید؟ من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. این تنها چیزی است که از زمانی که دچار ایست قلبی شدم به یاد میآورم. من هیچ خاطرهای از چیزی که در آن زمان در اطرافم اتفاق میافتاد، ندارم.
آیا پس از تجربهتان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ نامطمئن، من معتقدم که همه ی ما شهود داریم و اگر به آن اعتقاد داشته باشیم، میتوانیم از این تواناییها استفاده کنیم. من بیشتر پذیرای آن هستم و برای توسعه ی شهود خود تلاش میکنم.
آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که به طور خاص برای شما معنادار یا قابل توجه باشد؟
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیس از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله، من در مورد آن شنیده بودم و داستانهای مردم را باور کرده بودم، اما هرگز احساس نمیکردم که چیزی باشد که بتوانم خودم آن را تجربه کنم.
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ احتمالاً این تجربه واقعی نبود، من فرض میکردم که نور از خورشید است زیرا راه دیگری برای توضیح این حس نداشتم. زمانی که متوجه شدم آن روز خورشیدی وجود نداشت، آن را یک تجربه نزدیک به مرگ در نظر گرفتم، زیرا راه دیگری برای توضیح آنچه دیدم و احساس کردم وجود نداشت.
اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود، هیچ راه زمینی برای توضیح احساس و آنچه دیدم وجود ندارد.
در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی تا به حال هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه
آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه خود بیفزایید؟
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله