کیلی اس. تجربه نزدیک به مرگ
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

احساس کردم دستم را دراز و مکانی از نور، عشق و آرامش عمیق را لمس کردم. احساس کردم حضوری فرازمینی به من گفت که رنج من به خاطر دوجنسگرا بودن در یک خانواده ی مسیحی اصلاً بی‌معنی است، زیرا عشق هدف نهایی زندگی بود. من در تجربه ی لحظه‌ای از ارتباط با این حضور، تسکین و شادی زیادی یافتم. آن موقع، با تمام وجودم، می‌دانستم که باید با تمام وجودمان یکدیگر را دوست داشته باشیم، که دین به معنای سکولار آن عملاً احمقانه است. تا زمانی که با دیگران با مهربانی، مراقبت و درک رفتار کنم، همه چیز خوب است. برای لحظه‌ای، تار عنکبوتی را احساس کردم که تک تک افراد را در زندگی به هم متصل می‌کند، و به من گفته شد که باید با یکدیگر با شفقت رفتار کنیم، حتی اگر یکدیگر را درک نکنیم. همه ی ما بخش‌های منحصر به فرد کیهان هستیم که خود آن را تجربه می‌کنیم. چه چیز زیبایی. وقتی به هوش آمدم، آسودگی‌-ای را احساس کردم که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودم.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت: زن

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 08/22/2008

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نامشخص، بیماری، تروما یا شرایط دیگری که تهدیدکننده ی زندگی محسوب نمی‌شوند.

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم.

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، احساس کردم که به روشی که قبلاً هرگز نمی‌شناختم، به جهان متصل هستم.

در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ پس از این که بیهوش شدم.

آیا افکارتان سرعت گرفت؟ نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ نه

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بودند؟ زنده تر از حد معمول

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بینایی هیچ معنایی نداشت زیرا آنچه حس و احساس می‌کردم چیزهایی بودند که هیچ مقایسه‌ای با زندگی عادی ندارند.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من این کلمات را زنده تر از زندگی واقعی احساس می کردم، زیرا در زندگی واقعی شنوایی وحشتناکی دارم.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟ نه

آیا وارد تونلی شده یا از آن عبور کردید؟ نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه

آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شده‌اید؟ نه

آیا نوری غیرزمینی دیدید؟ نه

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ مکانی ناآشنا و عجیب، من بخشی از خود کیهان بودم، نقطه‌ای در شبکه ی بشریت.

در طول این تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟ آسودگی و ارتباطی فراتر از آنچه قبلاً احساس کرده بودم.

آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آسودگی یا آرامش

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ شادی

آیا یک حس هماهنگی یا وحدت با کیهان را تجربه کردید؟ احساس کردم با جهان یکی یا متحد شده‌ام.

آیا ناگهان به نظر رسید که همه چیز را درک می‌کنید؟ نه

آیا صحنه‌هایی از آینده برای شما پیش آمد؟ نه

آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟ نه

خدا، معنویت و دین

قبل از این تجربه، دین شما چه بود؟ مسیحی - دیگر مسیحیان

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من خودم را از تربیت سختگیرانه مسیحی رها کرده‌ام و پشیمان نیستم.

اکنون دین شما چیست؟ سایر ادیان - توحیدی و دیگر ادیان لیبرال

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌های سازگار با باورهای زمینی شما سازگار بود؟ محتوایی که هم با باورهایی که در زمان تجربه داشتید سازگار بود و هم نبود، احساس کردم خود دین مهم نیست، مادامی که به جهان احترام بگذاریم و تلاش کنیم خوبی و عشق بیشتری به آن ببخشیم. نحوه ی رفتار ما با دیگران بسیار مهم‌تر از این است که کدام خدا را می‌پرستیم، زیرا هر دینی بر جنبه‌های کوچکی از آنچه خدا واقعاً هست تمرکز دارد. چگونه یک دین می‌تواند ادعا کند که یک موجود بی‌نهایت را درک می‌کند؟

آیا به دلیل تجربه‌تان، تغییری در ارزش‌ها و باورهای خود داشته‌اید؟ بله، من تقریباً دین خود را پشت سر گذاشتم و اکنون احساس آزادی می‌کنم. من خدا و جهان هستی را دوست دارم، اما دیگر آن بارها را به دوش نمی‌کشم. مدتی طول کشید تا خودم را از بار دین رها کنم، اما به گذشته نگاه نکرده‌ام.

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده‌، یا صدای ناشناسی شنیده‌اید؟ من با موجودی مشخص، یا صدایی که آشکارا منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، مواجه شدم. انگار با خدا، یا موجودی شبیه به خدا، یا شاید با آگاهی جهانی که خود جهان است، ارتباط برقرار کردم.

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله، همه ی ما بخشی از یک جهان هستیم، در سطحی که هنوز به طور کامل درک نکرده‌ام، به هم متصل هستیم. مهربانی ما با یکدیگر چیزی است که واقعاً مهم است، زیرا در حالی که ما افراد هستیم، همه ی ما بخشی از این جهان هستیم. خوبی‌هایی که به جهان می‌دهیم ادامه می‌یابد و جهان را به مکانی بهتر تبدیل می‌کند. عشق پایدار است.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدفتان کسب کردید؟ نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ مطمئن نیستم، نمی‌دانم ایده ی مهربانی جهانی جدید است یا نه، اما در کتاب مقدس آمده و تنها بخشی است که واقعاً مهم است. خدا از عشق ساخته شده است و جهان هستی همان عشقی است که آشکار شده است.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، ما به خود جهان باز خواهیم گشت، یا شاید اگر انتخاب کنیم، در زندگی دیگری ادامه دهیم. به نظر می‌رسید گزینه‌هایی وجود داشت.

آیا اطلاعاتی در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان به دست آوردید؟ نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ بله، هرج و مرج جهان به این معنی است که اتفاقات بدی رخ خواهد داد، اما پاسخ ما به آنهاست که واقعاً مهم است.

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، منحصر به فرد بودن هر فرد باید دوست داشته شود. اعمال نامهربانی ما قابل بخشش است و حتی اکراه در بخشش قابل درک است. عشق، شکل نهایی خدا، زندگی و چیزی است که باید به آن تبدیل شویم. همه اشتباه می‌کنند، اما ما بیش از آنچه اکثر مردم درک می‌کنند، دوست داشته می‌شویم. خدا یا جهان هستی، ما را با تمام قدرتش دوست دارد و ما آن عشق را هنگام جدایی احساس خواهیم کرد. این دانش هنوز هم مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پس از این تجربه، چه تغییراتی در زندگی شما رخ داده است؟ من قبلاً در زندگی مذهبی‌ام بسیار سخت‌گیر بودم، اما اکنون می‌فهمم که خود دین مهم نیست. آنچه مهم است، شفقت و عشق است. من به تلاش برای درک یکدیگر، حتی کسانی که ممکن است با آنها موافق نباشیم یا دوست نداشته باشیم، اعتقاد دارم. آیا می‌توانیم خوبی بیشتری به جهان اضافه کنیم؟ تظاهر به اهمیت دادن به دیگران اگر با عشق عمل نکنیم، به همان اندازه بد است که هیچ کاری نکنیم.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من سعی می‌کنم با همه مهربان‌تر باشم. می‌خواهم تا حد امکان عشق و خوبی را گسترش دهم و به هر تعداد نفری که می‌توانم کمک کنم. حتی در مواقع سخت، انجام بهترین کار، چیزی بیش از شکوفایی در مواقع خوب است.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه

در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ داده است، این تجربه را چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ داده‌اند، به خاطر می‌آورم. من آنقدر بیمار بودم که به سختی وقایعی را که در آن ترم دانشگاه اتفاق افتاد، به یاد می‌آورم، اما این را خیلی خوب به یاد دارم.

آیا پس از این تجربه، استعدادهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ نه

آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که به طور خاص برای شما معنادار یا قابل توجه باشد؟ این که به من گفته شد که دلبستگی‌های مذهبی، مانند جنسیت، تمایلات جنسی یا مهاجرت، احمقانه و مسخره هستند، مرا آزاد کرد. من زیر بار این نگرانی‌ها کمر خم کرده بودم و اکنون آنها را بی‌معنی می‌بینم. ما عشق هستیم. ما کیهانی هستیم که به ما زندگی و حق انتخاب داده شده است. ما باید این را با شگفتی و عشق در قلب‌هایمان کشف کنیم. زندگی یک معجزه است. هر انسانی یک شگفتی است.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله، می‌دانستم که تجربه‌های نزدیک به مرگ وجود دارند، اما در آن زمان متوجه نبودم که چقدر بیمار هستم. پس از بهبودی، به پزشک مراجعه کردم و متوجه شدم که چقدر جدی بوده است. در ابتدا، فکر می‌کردم که این یک رویای ویژه بود.

در مورد واقعیت تجربه ی خود در مدت کوتاهی (چند روز تا چند هفته) پس از وقوع آن چه باوری داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، در ابتدا فکر می‌کردم که این یک رویای مهم است که توسط خدا به من داده شده است. مطمئن نیستم که چقدر به مرگ نزدیک شدم، اما پس از بهبودی باور دارم اتفاق مهمی رخ داده است.

در مورد واقعیت تجربه ی خود در حال حاضر چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، می‌دانم آنچه تجربه کردم واقعی بود. این فقط یک نگاه اجمالی کوچک از حقیقت جهان بود که توسط خدا یا جهان به من داده شده تا در آینده مرا راهنمایی کند.

آیا تا کنون در زندگیت چیزی بوده که بتواند بخشی از آن تجربه را بازسازی کند؟ مطمئن نیستم، از آن هنگام به بعد ماریجوانا را امتحان کردم، اما حتی سنگین‌ترین سفرهای من هم نمی‌توانند آن حس را بازسازی کنند. بعضی اوقات انگار می‌توانند کوچکترین بخش از آن را لمس کنند - آن عشق و شگفتی.

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه ی شما را توصیف کردند؟ نامشخص، این یک موقعیت چنان شدید و منحصر به فرد است که صادقانه بگویم، نمی‌دانم چه چیز دیگری می‌توانید بپرسید.