< الیزابت بی. تجربه تحول معنوی 13524

الیزابت بی. تجربه تحول معنوی (STE)
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

من با دوستان قدیمی‌ام در ساحل جنوبی گواتمالا بودم. غروب آفتاب بود و من از اقیانوس از روی شن‌ها به سمت آشپزخانه‌ای روباز که در آن آشپزی می‌کردند، برمی‌گشتم. در آن زمان، پس از سال‌ها زندگی در یک ازدواج بسیار خشونت‌آمیز، سعی می‌کردم از اختلال استرس پس از سانحه بهبود یابم. یادم می‌آید که وقتی برمی‌گشتم، احساس تنهایی و غم زیادی داشتم، چون خانواده‌ام از من حمایت نکرده بودند و نمی‌توانستم از دوستانم هم حمایت بگیرم، چون آنها هم دوستان او بودند. احساس خودکشی و گم‌گشتگی می‌کردم.

ناگهان، نوری بزرگ، درخشان و ماوراءالطبیعه ظاهر شد که در آسمان تاریک بالا و سمت چپ من می‌درخشید. از راه رفتن ایستادم و به بالا نگاه کردم. فوراً، غرق در احساسات شدید شادی و آرامش شدم. هرگز نمی‌خواستم این احساسات تمام شوند. قبلاً هرگز چنین دلسوزی-ای برای خودم و دیگران نداشتم. آگاهی از بدنم را از دست دادم. به روشنی دریافتم که آنچه تجربه می‌کردم، واقعیتِ پشتِ سردرگمیِ زندگی بود. عشق عمیقی به همه و همه چیز احساس کردم. فهمیدم که همه ی ما یکسان هستیم. به نظر می‌رسد که همه ی ما درگیر زندگی و نگران چیزهایی هستیم که واقعاً مهم نیستند. انگار حجابی کنار رفته بود و می‌توانستم ببینم که ماهیت واقعی زندگی عشق، شادی و دلسوزی است.

این فقط مدت کوتاهی طول کشید، هرچند برای من یک ساعت به نظر می‌رسید. نور به آرامی محو شد و شروع به گریه کردم. می‌دانستم که آن تجربه را به یاد خواهم آورد، اما احساس شدید شادی و غرق شدن در عشق محو می‌شد و دوباره به سردرگمی فرو می‌رفتم و آنچه اکنون درمی یافتم، یک توهم بود.

پس از این تجربه، به تجربیات دیگران علاقه‌مند شدم. کتاب *انواع تجربه مذهبی* نوشته ویلیام جیمز را خواندم و متوجه شدم که تجربه ی من بسیار شبیه به تجربیات توصیف شده در اثر اوست. متوجه شدم که تجربه ی من را می‌توان مذهبی توصیف کرد، اگرچه من به هیچ دین خاصی اعتقاد ندارم. از نظر مذهبی، می‌توان آن را به عنوان حالتی از لطف توصیف کرد.

من بسیار سپاسگزارم که حتی یک بار در زندگی‌ام عشق، شادی و شفقت مطلق را تجربه کرده‌ام. درسی را که آموختم برداشتم و زندگی‌ام را در آمریکای لاتین و آفریقا گذرانده و در بهداشت عمومی روستایی برای جلوگیری از رنج و مرگ کار کردم. اکنون، با افزایش سن، از مرگ نمی‌ترسم، زیرا می‌دانم که وقتی می‌میریم، همه ی ما به عشق باز می‌گردیم.

جنسیت: زن

تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 08/00/1979

عناصر NDE:

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نه

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم. مردم در اطراف راه می‌رفتند. آنها واقعی بودند. وقتی در نور بودم غرق در شادی، عشق، شفقت

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سریع یا کند می‌شود؟ به نظر می‌رسید همه چیز به طور همزمان اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا معنای خود را از دست داد. وقتی در نور بودم، غرق در احساسات بودم. زمان وجود نداشت. به طرزی باورنکردنی زنده تر لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره‌تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بلافاصله پیش از آن، بینایی من پریشان و کسل‌کننده بود. در طول این تجربه، همه چیز را به وضوح می‌دیدم، انگار که حجابی کنار رفته باشد. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره‌تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من متوجه هیچ تغییری نشدم. هیچ صدایی نبود.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است، آگاه هستید؟ نه نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ حضور آنها را حس کردم نه

آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شده اید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی بله من یک نور بزرگ و درخشان ماورایی را دیدم و احساس کردم

آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگری شده‌اید؟ نه

در طول این تجربه چه عواطفی داشتید؟ آرامش، شادی، سکون، شفقت، در آغوش عشق آرامش یا لذتی باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی احساس وحدت یا یکی بودن با جهان را داشتم.

آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ همه چیز در مورد جهان هستی ناگهان همه چیز را به وضوح دیدم. این که همه چیز بخشی از هر چیز دیگری است. همه چیز عشق است. نه

آیا به مرز یا ساختار فیزیکی محدودکننده‌ای رسیدید؟ نه نه

خدا، معنویت و دین:

پیش از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟ غیرمرتبط - اگنوستیک نه

اکنون دین شما چیست؟ غیرمرتبط - اگنوستیک با باورهایی که در زمان تجربه‌تان داشتید، هم سازگار بود و هم نبود. پیش از تجربه‌ام، باور داشتم که بین همه چیز یک ارتباط عرفانی وجود دارد، اما باور نداشتم که روح بزرگ به ما به عنوان افراد اهمیت می‌دهد یا خود را به من نشان خواهد داد.

آیا به دلیل تجربه‌تان، تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله آن تجربه زندگی من را تغییر داد. اکنون می‌دانم که یک روح دوست‌داشتنی در پشت همه چیز وجود دارد.

آیا با موجوداتی برخورد کرده یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله کاملاً. همه چیز و همه کس با عشق به هم متصل هستند. نامطمئن اطلاعات خاصی ندارم، اما فکر می‌کنم نور، تجلی روحی بود که به ما زندگی می‌بخشد، خدا، روح بزرگ.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:

آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله این که هدف ما عشق ورزیدن و دلسوزی برای همه ی موجودات زنده است. بله من یاد گرفتم که هدف زندگی گسترش شفقت و عشق است.

آیا در طول تجربه‌تان، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نامطمئن اطلاعات خاصی ندارم، اما احساسی دارم که عشقی که احساس کردم همان چیزی است که هنگام مرگ به سراغتان می‌آید. نه

آیا در طول تجربه‌تان، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ بله فهمیدم که همه ی ما در نگرانی در مورد خودمان و چیزهایی که مهم نیستند، غرق شده‌ایم. بله بله، فهمیدم که ماهیت واقعی زندگی عشق است.

چه تغییرات سبک زیستنی پس از تجربه‌تان در زندگی شما رخ داده است؟ تغییرات بزرگی در زندگی من بله امیدوارم مهربان‌تر، فهمیده‌تر و کمتر خودخواه باشم.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله این تجربه، ماورایی و غیرقابل توصیف بود. من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن اتفاق افتاده‌اند، به یاد می‌آورم. من هرگز این تجربه را فراموش نخواهم کرد. من آن را در مقایسه با خاطراتم از سایر رویدادهای آن زمان، به طور زنده به یاد می‌آورم.

آیا پس از این تجربه، توانایی‌های روانی، غیرمعمول یا سایر استعدادهای ویژه‌ای دارید که پیش از آن تجربه نداشته اید؟ نه بله من آن را فوراً به اشتراک گذاشتم و خوش شانس بودم که دوستم بودایی بود، بنابراین او مرا درک کرد. از آن زمان به دیگران گفته‌ام، اما توصیف ماهیت عمیق این تجربه دشوار است. مردم آن را نادیده می‌گیرند.

آیا پیش از تجربه ی خود، از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه این تجربه قطعاً واقعی بود. من آن را عمیق می‌دانستم و آغاز به یادگیری بیشتر کردم.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود. دیدگاه‌های من تغییر نکرده است. این یک تجربه ی فوق‌العاده عمیق و بسیار واقعی بود. بله سال‌ها بعد، تجربه‌ای داشتم. در جنگلی بودم و دوباره حجاب کنار رفت و می‌توانستم درختانی را ببینم که تا آسمان کشیده شده بودند. وقتی به پاهایم نگاه کردم، متوجه شدم که تا جایی که می‌توانستم ببینم، علف‌ها پوشیده از مورچه هستند. نسبت به آنها احساس دلسوزی کردم و از ترس کشتن یکی از آنها نمی‌توانستم حرکت کنم. همه چیز در اطرافم بسیار زنده بود.

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف می‌کرد؟ نه اگر معنویت را به لیست باورهای مذهبی خود اضافه می‌کردید، خوب می‌شد. من معنوی هستم. این با ندانم‌گرایی یکسان نیست.