در حال رانندگی بودم که توسط یک راننده ی مست که تلاش می کرد از چراغ قرمز عبور کند، مورد اصابت ضربه قرار گرفتم. من به همراه دخترم که در آن زمان ۱۴ ساله بود، فوراً مُردم.
من به سرعت از میان آنچه احساس و به عنوان یک نور درخشان میدیدم، گذشتم. اطرافم گرم بود. وقتی چشمانم را باز کردم، در مقابل دخترم و عیسی مسیح ایستاده بودم. او دستانش را روی شانههای دخترم گذاشته بود. جولی گریه میکرد. سعی کردم پاهایم را حرکت دهم، اما نمیتوانستم. جولی شروع به صحبت با من کرد و گفت که چقدر متاسف است که در حالی که می کوشیدم او و برادرش را بزرگ کنم، به من سختی داده است. "خواهش میکنم، لطفا مرا ببخش. من تو را خیلی دوست دارم، اما من باید بمانم و تو باید برگردی." من شروع به گریه کردم و گفتم: "اوه نه، نمیخواهم بدون تو باشم." او به پایین اشاره کرد و گفت: "ببین مامان، من از همیشه خوشحالترم، اما تو باید برگردی."
به جایی که او اشاره میکرد نگاه کردم. میتوانستم خودم را هنوز در ماشین ببینم و کسی تلاش می کرد قلبم را به تپش بیندازد. سپس به جولی نگاه کردم؛ او بال داشت. او برگشت و با عیسی همراه شد!
به معنای واقعی کلمه احساس کردم که دوباره در بدنم هستم. شروع به فریاد زدن کردم: "خواهش میکنم، خواهش میکنم نگذار بمیرم." برگشتم و دخترم را در صندلی عقب دیدم. سپس پسرم را دیدم که در کنارم حرکت میکند. من به مدت ۳ هفته در بیمارستان بودم، آنگاه به مدت ۳ ماه برای توانبخشی به خانه سالمندان منتقل شدم. با این که تجربه ی نزدیک به مرگ من در ۲۵ مه ۱۹۹۶، ۳۰ سال پیش اتفاق افتاد، تمام جزئیات را به یاد می آورم. به من گفته شده که حافظه ی تصویری دارم.
جنسیت: زن
تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: ۲۵/۰۵/۱۹۹۶
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ:
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله من و فرزندانم در یک تصادف مرگبار بودیم که توسط یک راننده ی مست/مخدر با سرعت بالا مورد اصابت قرار گرفتیم.
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک و خارج از آن وجود داشتم وقتی در بهشت بودم. با مهارتهای عالی آشپزی، هنرهای خلاقانه و صنایع دستی و مهارتهای نوشتاری شهودی که قبلاً هرگز نداشتم، به بدنم بازگشتم.
در چه زمانی از این تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول سریعتر از حد معمول
آیا به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر میشود؟ به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد. سرعت از بسیار پرشتاب به حرکت آهسته تبدیل شد.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ زنده تر از حد معمول لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من زندگی را عادی و کسلکننده میدیدم، هیچ آیندهای در چشمانداز نبود. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. همه چیز تشدید شده و حساستر بود. نه
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ بله انگار داشتم در یک راهروی روشن سفر میکردم. من واقعاً آنها را دیدم.
آیا با موجود مردهای برخورد کرده یا از وجودش آگاه شدید؟ بله دخترم منتظر من بود. نوری به صورت غیرمعمول درخشان
آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ بله درخشش نور سفید، انگار که در پتویی پیچیده شده بودم. نه
در طول تجربه چه عواطفی را داشتید؟ اشکها آرامش یا لذتی باورنکردنی
آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی
آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ همه چیز در مورد خودم یا دیگران کم کم متوجه شدم که دخترم از نظر فیزیکی رفته و تبدیل به یک فرشته شده است. نه
آیا به مرز یا ساختار فیزیکی محدودکنندهای رسیدید؟ نع من به یک تصمیم آگاهانهی قطعی برای بازگشت به زندگی رسیدم. متوجه شدم که باید قبل از این که خیلی دیر شود برگردم.
خدا، معنویت و دین:
پیش از تجربهات، چه دینی داشتی؟ سایرادیان - توحیدی و سایر ادیان لیبرال بله شفقت بیشتر، صبر بیشتر.
اکنون دین شما چیست؟ سایر ادیان - توحیدی و سایر ادیان لیبرال من یک درمانگر ریکی، روشنبین، روشنضمیر هستم. محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه ی خود داشتید، اصلأ سازگار نبود. من ایمان کامل نداشتم و گمراه شده بودم.
آیا به دلیل تجربهتان، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله من یک درمانگر ریکی و یک همدل شدم.
آیا با موجوداتی روبرو یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (به عنوان مثال: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ بله عیسی مسیح. نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه بله کاملاً. من در مقابل عیسی ایستادم. با به یاد آوردن تصویر او در خانه ی خانواده ام، میدانستم که او عیسای واقعی بود.
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:
در طول تجربهتان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله من به بدنم بازگشتم با داشتن توانایی شفای دیگران و تواناییهای ویژهای برای به اشتراک گذاشتن با دیگران برای بهبود زندگی آنها. نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نه نه
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟ بله دخترم به من گفت که زندگی من بر روی زمین چالش برانگیز بود و این که با بازگشت به آنجا روابط بهتر و سالمتری خواهم داشت. نه
پس از این تجربه چه تغییراتی در زندگی شما رخ داد؟ تغییرات بزرگ در زندگیم من بسیار سپاسگزار و شهودی هستم. بله من شروع به اعتماد بیشتر به خودم کردم. من هیچ چیز را بدیهی نمیدانم.
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله من هرگز NDE خود را با کسی به اشتراک نگذاشتهام. من این تجربه را به همان دقت سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. من تمام خانوادهام را از دست دادهام. حافظه ی تصویریم به من اجازه نمیدهد که در خاطراتم گزینشی عمل کنم یا هر اتفاقی را که برایم افتاده فراموش کنم. وقتی میگویم سعی کردم فراموش کنم، حرفم را باور کنید. مغز من در آن تصادف تغییر کرد. در کنار جراحات تهدیدکننده ی زندگی، دچار یک زخم باز و یک ضربه ی مغزی شدید شدم.
آیا پس از این تجربه، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا استعدادهای ویژه ی دیگری را دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ بله مهارتهای آشپزی عالی، آثار هنری و یک شعر منتشر شده.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ نه نه
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. تا زمانی که جراحات جسمیم بهبود نیافته بود، نمیتوانستم عمیقتر در تجربهام کاوش کنم.
اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. ایمان من فراتر از باورهای قبلیم بود. نه
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله دیگر احساس تنهایی نمیکنم. احساس خوشبختی میکنم از این که کسی پیدا کردهام که مرا باور خواهد کرد.