< دیلون سی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ NDE احتمالی 33467

دیلون سی. تجربه احتمالی نزدیک به مرگ NDE احتمالی
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

من در ۱۴ سالگی با ATV تصادف کردم. ATV از روی من رد شد و جمجمه‌ام شکست. من با هلیکوپتر لایف‌فلایت به پنساکولا، فلوریدا، به بیمارستان قلب مقدس منتقل شدم. در بخش مراقبت‌های ویژه کودکان بستری شدم. تحت عمل جراحی قرار گرفتم تا جمجمه‌ام برداشته و مغزم متورم شود. به مدت ۳ ماه در کما بودم. این هنگامی بود که من زمان حضورم در بهشت ​​را تجربه کردم.

هنگامی که در کما بودم، در مکانی بودم که وقتی به اطراف نگاه می کردم پر از نور بود. رودخانه‌ای بزرگ، زیبا و با جریان آهسته وجود داشت. بچه‌ها بازی می‌کردند و می‌خندیدند. رنگ‌های زیبایی وجود داشت که قبلاً هرگز ندیده بودم. نگاه کردم و پدربزرگم مورگان و جدم مورگان را دیدم که به سمت من می‌آمدند. پدربزرگم مورگان که در پنج سالگی من فوت کرد، به سمت من آمد و مرا محکم در آغوش گرفت. من هرگز جدم را ندیده بودم، اما او را طوری می‌شناختم که انگار همیشه او را می‌شناخته ام. او پنج سال پیش از تولد من فوت کرده بود. هر دوی آنها به نظر مردان جوانی با موهای تیره و ضخیم بودند. پدربزرگم کمی با من صحبت کرد و گفت که واقعاً آرزو دارد می‌توانست پیامی به مادربزرگم می رساند تا بداند او چقدر دوستش دارد. او همچنین به من گفت که تا جایی که می‌توانستم با او وقت بگذرانم.

کمی در حین صحبت قدم زدیم و سپس من از عیسی مسیح آگاه شدم. او آمد و دست چپم را گرفت و کمی در امتداد رودخانه قدم زدیم. او به سمت من برگشت، هر دو دستم را در دستانش نگهداشت، مرا در آغوش گرفت و از من پرسید که آیا می توانم لطف کوچکی در حق او انجام دهم. به او گفتم: "البته." او گفت: "من نیاز دارم تو به زمین برگردی و به هر کسی که با او در تماس هستی در مورد ملاقاتت با من بگویی، و این که من واقعی هستم و هنوز تا به این روز و زمان زنده‌ام، و همه ی آنها را خیلی دوست دارم و همه فرزندان من هستند. اگر این کار را برای من انجام دهی، قول می‌دهم روزی بینایی‌ات را به تو برگردانم." در آن زمان نمی‌دانستم که نابینا هستم، زیرا آنجا می‌توانستم خیلی خوب ببینم. به او گفتم که این کار را خواهم کرد. من هر فرصتی که پیدا کنم این شهادت را ارائه می‌دهم.

از وقتی از کمایم بیدار شدم، مجبور شدم چیزهای زیادی را دوباره یاد بگیرم. من نابینا و فلج نیمه ی بدن در سمت چپم بودم. با عصا راه می‌روم. از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده و زندگی را به طور کامل زندگی می‌کنم. و من عاشق خداوند هستم و همیشه خواهم بود.

جنسیت: مرد

تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 2008/06/28

عناصر NDE:

در زمان تجربه شما، آیا یک رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله ضربه ی شدید به سر.

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم. وقتی با عیسی بودم. تمام حواس من تقویت شده بود.

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حالت عادی نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ به نظر می‌رسید همه چیز همزمان اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا تمام معنی خود را از دست داد. چیزی که برای من پنج دقیقه بود، بیش از سه ماه روی زمین بود. به طرزی باورنکردنی زنده تر لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. غیرقابل توضیح است که چقدر آنجا زیباتر از اینجا روی زمین است. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پسش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. همه چیز بهتر بود.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگر رخ می‌دهد آگاه هستید؟ نه نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم چندین نفر، پدربزرگم و پدر پدربزرگم.

آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شده‌اید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی بله درخشان‌تر از هر چیزی روی زمین.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای دیگری شده‌اید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی مشخصاً زمینی نبود.

در طول این تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟ عشق، هیجان، و فقط شادتر از همیشه.

آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذتی باورنکردنی خوشی باورنکردنی

آیا یک حس هماهنگی یا وحدت با کیهان را تجربه کردید؟ نه نه

آیا صحنه‌هایی از گذشته‌تان برایتان زنده شد؟ نه نه

آیا به مرز یا نقطه‌ای بی بازگشت رسیدید؟ نه

پیش از این تجربه، دین شما چه بود؟ مسیحی - مورمون نه

اکنون دین شما چیست؟ مسیحی - مورمون محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه داشتید، کاملاً سازگار باشد. می‌دانستم بهشتی وجود دارد و عیسی مسیح آنجا منتظر من است.

آیا به دلیل تجربه‌تان، تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله گواهی دادن من بسیار افزایش یافت. من با یک موجود مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی دارد، روبرو شدم. من عیسی، پدربزرگم و موجودات متعدد را دیدم.

آیا با موجوداتی روبرو شده‌ یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (به عنوان مثال: عیسی، محمد، بودا و غیره) ؟ بله عیسی مسیح. نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه بله من با عیسی مسیح صحبت و راه رفتم.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله عیسی مسیح چیزی را به من داد که باید با هر کسی که با او در تماس بودم به اشتراک می‌گذاشتم. نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله قطعاً زندگی پس از مرگ وجود دارد. نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ نه بله عشق در اطرافم بود. احساسی از عشق عظیم. همه جا بود، به خصوص وقتی عیسی مسیح مرا در آغوش گرفت.

چه تغییرات سبک زیستنی پس از تجربه‌تان در زندگی شما رخ داد؟ تغییرات بزرگ در زندگیم بله تمام روابط من مهم‌تر و قوی‌تر شده‌اند.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم. تجربه ی من بسیار واضح باقی مانده در حالی که سایر تجربیات محو شده‌اند.

آیا پس از تجربه ی خود، توانایی‌های روانی، غیرمعمول یا استعدادهای ویژه ی دیگری را دارید که قبل از تجربه نداشته اید؟ نه

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله به محض این که توانستم صحبت کنم، با والدینم به اشتراک گذاشتم. شاید چند هفته پس از شروع بیرون آمدن از کما. نه

کمی پس از وقوع تجربه‌تان (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت آن داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. برای من کاملاً واقعی به نظر می‌رسید. می‌دانم که پدربزرگ‌هایم و عیسی مسیح را دیدم.

در هیچ زمانی از زندگی‌تان، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از آن تجربه را بازتولید کرده است؟ نه بله من تمام تلاشم را کردم تا پاسخ دهم.