دیو پی. تجربه نزدیک به مرگ
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

تجربه ی من به اندازه ی سایر تجربیاتی که از آنها آگاه هستم، طولانی یا شدید نیست. من به یاد دارم که به اعماق زیر آب هل داده شدم و می‌دانستم که مدت زیادی طول خواهد کشید تا بتوانم برای نفس کشیدن بعدی به سطح آب بیایم. مدت زمان بسیار زیادی از آن گذشته و من واقعاً به یاد نمی‌آورم که برای نفس کشیدن تقلا کرده باشم. به نظر می‌رسید خاطره‌ی تجربه‌ی نزدیک به مرگ، هرگونه مبارزه برای زندگی را تحت الشعاع قرار داده است. دوست دختر سابقم ممکن است نظر متفاوتی داشته باشد، زیرا احتمالاً وقتی به محل اقامت برگشتم به او گفتم. نوعی محاسبه را به یاد دارم. این گذری از تصاویر زندگی من بود. فقط زودگذر بود، بنابراین هنوز مطمئن نیستم که واقعی باشد زیرا خیلی کوتاه بود. توجه داشته باشید، من فقط ۲۶ سال داشتم. به یاد دارم که از یک گوی با نور ملایم در دوردست آگاه بودم. لزوماً در انتهای یک تونل نبود، اما به یاد دارم که به سمت آن حرکت یا به سمت آن کشیده می‌شدم. در اطراف آن تاریک بود، بنابراین تصاویر تونل به نوعی با آن مطابقت داشت. من آگاهی داشتم که همه چیز به هم متصل است، شاید با عشق. مردم، به ویژه، و همچنین گیاهان و حتی زمین، همه یکی هستند. من در حالی که به سمت گوی حرکت می‌کردم، همه ی اینها را تصور، فکر و می‌دانستم. گوی جذاب به نظر می‌رسید و آرامش از آن ساطع می‌شد، گویی اجتناب‌ناپذیر بود که به سمت آن کشیده شوم. سپس به خودم آمدم و نفسی کشیدم و هر آنچه را که تجربه کرده بودم ناپدید شد. حالا که مدتی را صرف مطالعه‌ی این پدیده‌ها کرده‌ام، آن را به عنوان یک آگاهی مشترک می‌شناسم، هرچند دوست ندارم اجازه دهم تجربیات یا آموخته‌های پس از NDE نامی برای این تجربه تعیین یا حتی آن را تفسیر کنند. همانطور که گفتم، مدت‌ها پیش بود. شاید آسیب غرق شدن را فراموش کرده باشم، اما تجربه‌ی NDE با من مانده است. شرم‌آور است که حدود شش سال بعد، در سخنرانی عروسی‌ام به آن اشاره کردم، زیرا آن نزدیک‌ترین چیزی بود که به اوج انسانیتمان تجربه کرده بودم؛ این که همه چیز و همه کس به هم متصل هستند. یادم می‌آید که هنگام صحبت به چهره‌های بی‌تفاوت جمعیت نگاه می‌کردم، بنابراین تسلیم شدم و سال‌ها واقعاً در مورد آن صحبت نکردم. حالا وسوسه می‌شوم که به فیلم عروسی‌مان نگاه کنم تا ببینم در مورد این تجربه چه گفته‌ام.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت:مرد

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 07/04/1991

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، غرق شدن، رویداد تهدیدکننده ی زندگی، اما نه مرگ بالینی

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من آگاهی از بدنم را از دست دادم

بالاترین سطح خودآگاهی وهوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی وهوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی وهوشیاری بیشتر از حد معمول، فکر می‌کنم مرور زندگی آنقدر سریع بود که متوجه شدم «دیدن برق‌آسای زندگی‌تان در مقابل چشمانتان» باید جامع‌تر می‌بود. سپس به سمت گوی نور حرکت می‌کردم. مطمئن نیستم که سطح هوشیاری من بیشتر بوده باشد. فقط متوجه شدم که در آن نقطه، هوشیاری من و اطرافیانم بسیار بیشتر از آن چیزی است که قبلاً انتظار داشتم.

در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی وهوشیاری خود بودید؟ وقتی به سمت نور می‌رفتم.

آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ سریع‌تر از حد معمول

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ به نظر می‌رسید همه چیز به یکباره اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شده یا معنای خود را از دست داد، مطمئن نیستم که زمان چگونه کار می‌کرد. مطمئن نیستم چه مدت در قلمرو دنیای دیگر بودم، اما به نظر می‌رسید همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاده است، حتی اگر شستن دست‌ها برای من بیشتر از چند ثانیه طول کشیده باشد.

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بودند؟ زنده تر از حد معمول

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بینایی من روی جهتی که به سمت آن می‌رفتم متمرکز بود، بنابراین احتمالاً کمی نزدیک‌بین هستم. با این اوصاف، من مرور زندگی یا بخشی از آن را پشت سر گذاشتم و بسیار واضح به نظر می‌رسید.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پسش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. هیچ خاطره‌ای از شنیدن ندارم.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است، آگاه هستید؟ نه

آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ مطمئن نیستم، من به سمت گوی گرم می‌رفتم، بنابراین احتمالاً نزدیک‌بین بودم و روی تونل متمرکز شدم.

آیا در تجربه خود موجودی را دیدید؟ نه

آیا با موجودی مرده (یا زنده)ای برخورد کردید یا از وجود آن آگاه شدید؟ نه

آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شده‌اید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی.

آیا نوری غیرزمینی را دیدی؟ بله، به یاد دارم که در ابتدا دور بود. مانند یک چراغ گرد قدیمی با تابشی کم نور اما گرم بود. هرچه نزدیک‌تر می‌شدم، واضح‌تر می‌شد، اما آنقدر نزدیک نمی‌شدم که درخشان یا کورکننده باشد.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ مکانی ناآشنا و عجیب، حرکت به سمت نور و آرامشی که خشم اقیانوس اطراف بدنم نبود.

در طول تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟ فقط تعجب، مثلاً وای، این شگفت‌انگیز است.

آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آسودگی یا آرامش

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ شادی

آیا یک حس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ احساس یگانگی یا یکی بودن با جهان را داشتم.

آیا صحنه‌هایی از گذشته‌تان به ذهنتان برگشت؟ خیلی زودگذر بود و من از این که اینقدر سریع اتفاق افتاد، شگفت‌زده شدم. احتمالاً دختری آنجا بود که با او ارتباطی داشتم و یک دوست قدیمی دوران دبستان، اما فوراً کسی را نشناختم.

آیا صحنه‌هایی از آینده برای شما پیش آمد؟ نه

آیا به مرز یا نقطه‌ای بی‌بازگشت رسیدید؟ نه

خدا، معنویت و دین

پیش از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟ مسیحی- پروتستان، کاملاً غیرمتصل، نه انجام دهنده ی مناسک هیچ ایمانی. وقتی پرسیده می‌شد، من خودم را مسیحی معرفی می‌کردم.

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ نه

هم اکنون دین شما چیست؟ غیروابسته- هیچ چیز خاص- غیروابسته ی مذهبی

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌های سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه‌تان داشتید، هم سازگار بود و هم نبود، من یک فیزیکالیست جوان بودم، بنابراین واقعاً آنچه را که باور داشتم به چالش کشید.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله، من با موجودات زنده ی بی‌اهمیت بسیار مهربان‌تر هستم. حتی کرم‌ها و حلزون‌هایی که مزاحمشان می‌شوم از تعاملاتشان با من سود می‌برند. من سعی می‌کنم با برخی از انسان‌هایی که مرا ناامید می‌کنند، مهربان باشم، و گاهی اوقات موفق می‌شوم. به همسر و خانواده‌ام نگاه می‌کنم و فقط لبخند می‌زنم. آنها تجسم عشق من هستند.

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده‌، یا صدای ناشناسی شنیده‌اید؟ نه

آیا با موجوداتی روبرو شده‌ یا از آنها آگاه شده‌اید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله، بله، وحدت همه چیز بسیار آشکار شد.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، همین واقعیت که من به جایی می‌رفتم، به نظر می‌رسد تأیید می‌کند که هستی چیزی بیش از این قلمرو است.

آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی کسب کردید؟ نه

در طول تجربه‌تان، آیا در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی اطلاعاتی کسب کردید؟ نه

در طول تجربه‌تان، آیا در مورد عشق اطلاعاتی کسب کردید؟ بله، متوجه شدم که همه ی ما با حس عشق به هم متصل هستیم.

پس از تجربه‌تان چه تغییراتی در زندگی‌تان رخ داد؟ من همیشه این احساس را داشتم که ما در حال عجله برای "بازی کردن" هستیم و من هم همین طور بودم. به عنوان یک شوهر، یک پدر، یک کارمند، اما هرگز با من خوب پیش نمی رفت. من واقعاً سخت تلاش می کردم تا به همه موارد فوق دست یابم، اما اکنون که همه ی آن مشغله‌ها فروکش کرده است، وقت دارم تا تأمل و تحقیق کنم. من تقریباً به سراسر-روان‌شناسی اعتقاد دارم و اکنون فکر می‌کنم که ما در یک شبیه‌سازی زندگی می‌کنیم.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من کمتر تمایل دارم به ورودی‌ها از انسان‌های دیگر "واکنش" نشان دهم.

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، بیان آن دشوار است زیرا در قلمرو دیگری تجربه می‌شود. من معتقدم بیان آن دشوار است زیرا هیچ کس واقعاً نمی‌داند که این اتفاق افتاده است. آنها مشغول زندگی خود هستند، بنابراین من ۳۳ سال سکوت کرده‌ و به زندگی‌ام ادامه داده‌ام. در نتیجه، احتمالاً در بیان یک چنین تجربه‌ای مهارت ندارم.

این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را به همان دقت سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم، نگرانم که با گذشت زمان و کنجکاوی من در تجربیات NDE دیگران تحریف شود.

آیا پس از تجربه ی خود، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشتید؟ مطمئن نیستم، گاهی اوقات تعجب می‌کنم (و همسرم واقعاً باور دارد) که می‌توانم نتایج را خیلی قبل از وقوع پیش‌بینی کنم. او اغلب به من می‌گوید "چرا فقط به من نمی‌گویی تا نگران نباشم"، اما من همیشه فکر کرده ام که همه پیشگویی‌های یکسانی دارند، بنابراین مال من چیزهای خاصی نیستند.

آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که به طور خاص معنادار یا برای شما مهم است؟ بله، من در حال گذراندن چیزی هستم که آلن واتس آن را شب تاریک روح توصیف می‌کند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که به خودم اجازه داده‌ باشم به تجربه ی نزدیک به مرگم باور داشته و در نتیجه تلاش کنم رفتارهایم را تغییر دهم تا وقتی دیگران از نگرانی‌هایشان (که اغلب بی‌اهمیت به نظر می‌رسند) با من صحبت می‌کنند، بیشتر در لحظه ی حال باشم و ببخشم.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ مطمئن نیستم، همیشه فکر می‌کردم اما فرض می‌کردم که هرگز برای من اتفاق نمی‌افتد. بیست و هفت ساله‌ها شکست‌ناپذیرند، درست است؟

کمی پس از وقوع تجربه ی خود (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت آن داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، غیرقابل تصور است که اتفاق نیفتاده باشد و بسیار شبیه به بسیاری از تجربه‌های نزدیک به مرگ دیگر است.

در هیچ زمانی از زندگی‌تان، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه

آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه‌تان بیفزایید؟ نه

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه ی شما را توصیف کردند؟ بله، به نظر می‌رسید که آنها تمام تجربه ی زودگذر من را توضیح می‌دهند.