دیو بی. تجربه تحول معنوی (STE) |
شرح تجربه:
تقریباً ۴۵ سال پیش، با خدا آشنا شدم. پسرم مرده بود و من نمیتوانستم با آن کنار بیایم. من نمردم، اما خواب هم نبودم. در رختخواب دراز کشیده و بدنم را ترک کردم و به سرعت به مکانی از نور سفید، گرم و درخشان رسیدم که به چشمانم آسیب نمیرساند. احساس کردم به خانه برگشتهام. من تعلق داشتم. من خدا را دیدم. عشق او بیقید و شرط بود. او در وسط این فضا بود، هرچند واقعاً یک اتاق نبود. او غولپیکر بود و ردایی سفید و آبی پوشیده بود. بدون هیچ کلامی، به من گفت که مرا دوست دارد و همه چیز همان طور که باید باشد، هست. چهرهاش مبهم بود. او گفت که من کارهای بیشتری روی زمین دارم. من مطلقاً نمیخواستم آنجا را ترک کنم، اما او به هر حال مرا برگرداند. به یاد دارم که وقتی به آنجا برگشتم، بدنم چقدر سنگین بود. به نظر میرسید پاها و بازوهایم وزن زیادی دارند. تصاویر و احساسات این تجربه برای دههها کاملاً واضح باقی مانده اند. تا هفتهها بعد آرزوی بازگشت به بهشت را داشتم. اکنون ۷۰ ساله ام و هنوز هم آن را به یاد دارم. روزی، نه چندان دور، باز خواهم گشت. وقتی این اتفاق افتاد مذهبی نبودم، اما اکنون هستم. خدا مرا دوست دارد!
اطلاعات پیش زمینه
جنسیت:مرد
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 01/09/1982
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟
افسردگی شدید، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، افسرده
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
کاملاً خوشایند
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم.
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، همه چیز زنده تر و واقعیتر بود.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در حالی که در حضور خدا بودم
آیا افکار شما سرعت گرفت؟
به طرزی باورنکردنی سریع
آیا به نظر میرسید زمان سرعت میگیرد یا کند میشود؟
به نظر میرسید همه چیز به یکباره اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف میشود یا تمام معنای خود را از دست داد، بدون هیچ درکی از زمان زیرا نیازی به آن نبود.
آیا حواس شما زنده تر از معمول بود؟
به طرزی باورنکردنی زنده تر
لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمرهتان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید.
پسرم فوت کرده بود. نمیتوانستم ادامه دهم. به شدت افسرده بودم. خدا برای مدتی مرا به خانه برد. او به من اطمینان داد که همه چیز همانطور که باید باشد پیش میرود و او مرا دوست دارد.
لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمرهتان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید.
شنیدن کلمه ی صحیحی نیست، مگر این که برای موسیقی باشد. خدا مستقیماً با ذهن من صحبت کرد.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری میافتاد آگاه بودید؟
نه
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟
نامطمئن، هم رفتن و هم آمدن سفری بسیار سریع بود. وقتی برگشتم، بدنم بسیار سنگین بود.
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟
خیر
آیا با موجود مرده(یا زنده)ای برخورد کردید یا از وجود آن آگاه شدید؟
نه
آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شدهاید؟
نوری به وضوح منشأ عرفانی یا دیگر جهانی.
آیا نوری غیرزمینی دیدید؟
بله، من نور سفید درخشان دیدم که به چشمانم آسیبی نمی رساند.
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهاید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی، من در یک اتاق بزرگ بدون دیوار بودم. خیلی موجودات دیگری آنجا بودند. آنجا خیلی یک اتاق نبود، بلکه فضایی با دیوارها و سقف بود که واقعاً آنجا نبودند. توضیح آن دشوار است.
در طول تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟
احساس پذیرش، تعلق و عشق کردم. به خانه رفتم!
آیا احساس آرامش یا لذت داشتید؟
آرامش یا لذت باورنکردنی
آیا یک احساس شادی داشتید؟
شادی باورنکردنی
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ احساس اتحاد یا یکی شدن با جهان را داشتم.
آیا به نظر میرسید ناگهان همه چیز را میفهمید؟
همه چیز در مورد کیهان، پاسخ با خداست.
آیا صحنههایی از آینده برای شما آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
خدا، معنویت و دین
پیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟
غیر وابسته - آتئیست
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ بله، وقتی سالم بودم، به کلیسا میرفتم.
اکنون دین شما چیست؟
مسیحی - کاتولیک
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهای سازگار با باورهای زمینی شما بود؟
محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربهتان داشتید، اصلا سازگار نبود، خدا واقعی است.
آیا به دلیل این تجربه، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟
بله، من باور کردم.
آیا به نظر میرسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی ناشناخته شنیدید؟
من با یک موجود مشخص یا صدایی روبرو شدم که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، خود خدا بود!
آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟
بله، خدا خالق ماست. او همه کارها را انجام داد!
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
آیا در طول تجربه تان، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه تان، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟
بله، ما اینجا هستیم تا بالغ شویم.
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
بله، ما قطعا به زندگی ادامه خواهیم داد. زمین فقط برای مدتی است. بهشت جایی است که به آن تعلق داریم و خانه ی واقعی ماست.
آیا در مورد نحوه ی گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی کسب کردید؟
بله، همه چیز همان گونه لست که باید باشد.
آیا در طول تجربه خود، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟
بله، ما از آنها یاد میگیریم.
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟
بله، خدا عشق است. عشق همه چیز است.
پس از این تجربه چه تغییراتی در زندگی شما رخ داد؟
من از ترسیدن از مرگ دست کشیدم زیرا دوباره به خانه باز خواهم گشت. من بدون قید و شرط دوست داشته خواهم شد. خدا واقعی است. من نمیخواهم هدیه ی زندگی را هدر دهم.
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟
بله، من آنها را میپذیرم.
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟
بله، من احساس خوشی و تعلق مطلق داشتم. به خانه رفتم. درخشش، عشق، لطف. عشق فراوان. بسیار زیاد از همه چیز، اما توصیف آن دشوار است.
در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده اند، این تجربه را چقدر دقیق به خاطر میآورید؟
من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده اند، به خاطر میآورم. این تجربه برای دههها به صورت کریستالی واضح بود.
آیا پس از تجربهتان، موهبتهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن نداشته اید؟
نه
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیش از تجربهتان از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟
نه
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) در مورد واقعیت تجربهتان چه باوری داشتید؟
این تجربه قطعاً واقعی بود، بسیار واقعی بود و من میخواستم برگردم. نمیخواستم بهشت را ترک کنم، اما خدا گفت که کارهای بیشتری برای انجام دادن داشتم.
در حال حاضر در مورد واقعیت تجربهتان چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من الان پیر هستم. چشم براهم. گاهی اوقات پدربزرگ و مادرم را با خودم حس میکنم.
در هیچ زمانی از زندگیتان، آیا هیچ چیزی تا به حال هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟
بله، من تطابق هایی(coincidences) میبینم. میتوانم در ذهنم به آن رویداد برگردم.
آیا نکتهی دیگری هست که بخواهید در مورد تجربهتان بیفزایید؟
زندگی هدیهای است که خداوند به ما داده و باید قدرش را دانست.
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربهی شما را توصیف کردند؟
بله، تمام تلاشم را کردم.