کالین اس. تجربه نزدیک به مرگ
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

نور همه چیز بود و بیش از آن چیزی بود که بتوانم توصیف کنم. مانند عشق خالص و درک کامل به طور همزمان احساس می‌شد. من اصلاً نترسیده بودم. این آرام‌ترین چیزی بود که تا به حال احساس کرده بودم. صدایی شنیدم، اما صدایی نبود که با گوش‌هایتان بشنوید. بیشتر شبیه فکری بود که مستقیماً در ذهنم نقش بسته بود. از من پرسید که آیا آماده رفتن هستم و من گفتم نمی‌دانم. به من گفت که وقت من نیست. ناگهان، به عقب کشیده شدم و این اتفاق به طرزی باورنکردنی سریع افتاد. چیزی که بعد از آن به ذهنم رسید، صدای بوق بلندی بود که شنیدم و دوباره به بدنم در اتاق بیمارستان برگشتم. احساس آن آرامش از آن زمان تاکنون با من مانده است. قبلاً خیلی می‌ترسیدم، اما دیگر نه. می‌دانم که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

اطلاعات پیش‌زمینه >

جنسیت: مرد

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 01/01/2002

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، اقدام به خودکشی، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، تا آنجا که من می‌دانم، من برای مدت زمان نامشخصی مرده بودم (هیچ حضور فیزیکی قابل تشخیصی از زندگی وجود نداشت).

محتوای تجربه‌تان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدنتان را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول این تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره‌تان مقایسه شد؟ فکر می‌کنم خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول بود، احساس رضایت داشتم. در عین حال از آنچه می‌دیدم مات و مبهوت بودم، به یاد رویدادی که در اقدام به خودکشی رخ داده بود افتادم، اما انگار همه چیز را مشاهده می‌کردم و می‌دانستم که قرار است آن را مشاهده کنم و در حالتی بودم که قرار بود باشم. مطمئن نیستم که به اندازه ی کافی خوب منتقل می‌کنم یا نه.

در چه زمانی از این تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ در پایان توصیف «صفحه ی ولوم:volume dial» از تجربه‌ام، در بقیه ی مدت تجربه کاملاً آگاه، هوشیار و کاملاً خودم بودم.

آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ سریع‌تر از حد معمول

آیا به نظر می‌رسید زمان سریع‌تر یا کندتر شده است؟ نه

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بودند؟ زنده تر از حد معمول

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره‌تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بیان دقیق این که سطح بینایی یا شنوایی من چقدر متفاوت بود، دشوار است. مطمئن نیستم که آیا این نتیجه ی تلاش ذهنم برای پردازش این واقعیت بود که من هنوز وجود داشتم، شاید کمی سرعت داشتم، یا نه. همان طور که قبلاً گفتم، می‌توانم کل تجربه را با جزئیات واضح به یاد بیاورم، انگار که فقط لحظاتی پیش اتفاق افتاده، و اگرچه حافظه ی بهتری دارم، اما تجربیات زندگی‌ام که به این وضوح به یاد آورده می‌شوند، بسیار محدودند، اگر نگوییم در این مورد منحصر به فرد.

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره‌تان که بلافاصله پسش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من همان حرف بالا را می‌زنم، اگرچه واقعاً به یاد نمی‌آورم که در کل تجربه هیچ صدای خاصی شنیده باشم. این به این معنی نیست که صدایی وجود نداشته است، فقط به این معنی است که هیچ چیز مهمی به چشم نمی‌آید. برای مثال، ممکن است باد یا نسیمی بوده باشد، اما من آن را به یاد نمی‌آورم. در طول این تجربه هیچ چیز مهمی در رابطه با صدا رخ نداد.

آیا به نظر می‌رسید که از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن بود، آگاه بودید؟ نه

آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ نامطمئن، برخی ممکن است نوری را که دیدم، که در نهایت مرا در بر گرفت، به عنوان یک تونل توصیف کنند. من این گونه فکر نمی‌کنم. بیشتر شبیه یک نقطه ی نورانی بود که، همانطور که گفتم، مرا در بر گرفت. یا من به سمت آن حرکت کردم، یا آن به سمت من، با سرعتی باورنکردنی. دقیقاً نمی‌توانم مطمئن باشم.

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم.

آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای برخورد کرده یا از آنها آگاه شدید؟ بله، مردی که روبروی من ایستاده بود، همانطور که در روایت من از NDE توصیف شده است. نمی‌دانم که آیا قرار است او نیز شامل شود یا نه. نمی‌دانم که او مرده بود یا زنده، اما به نظر می‌رسید که در آن زمان زنده بود، متحرک بود و غیره، اگرچه نمی‌دانم زنده بودن یا مرده بودن در چنین مکانی به چه معناست.

آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که در محاصره آن هستید؟ نوری که به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی

آیا نوری غیرزمینی دیدید؟ بله، مطمئن نیستم که لزوماً آن نور را به خودی خود غیرزمینی توصیف کنم، اما ویژگی‌های رشد آن و چگونگی احاطه شدن من مانند هیچ چیز دیگری نبود که قبلاً یا از آن زمان تجربه کرده باشم. نکته‌ی دیگری که فکر می‌کنم در این تکرار از توصیف خود تجربه جا انداختم این است که همه چیز در مکانی که مه بود، ته رنگ آبی داشت.. مطمئن نیستم که آیا این رنگ، رنگ نوری بود که از میان و روی همه چیز نفوذ می‌کرد، یا این که همه چیز آبی رنگ بود، اما حدس می‌زنم که رنگ آبی بود. نوری که از جایی که بدن من باید می‌بود، ساطع می‌شد، قطعاً رنگ یا خاصیتی غیرزمینی داشت. آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی، همانطور که در روایت اصلی من از تجربه شرح داده شده است: خلأ، مکانی با مه و نور آبی یا رنگ آبی که قبلاً توصیف نشده بود. مکانی ظاهراً ساخته شده از مه، با نوری در حال تابش ظاهراً به صورت آبی رنگ که همه چیز را با رنگ آبی کم‌رنگ روشن رنگ‌آمیزی می‌کرد، و پیش از آن، گستره‌ای به ظاهر بی‌پایان از نیستی، یک خلأ کامل و مطلق، تا زمان ظهور یا کشف پیکسل نور. من همچنین حالت گذار بین دو مکان فوق‌الذکر را نیز در نظر می‌گیرم.

آدر طول این تجربه چه عواطفی را تجربه کردید؟ آرامش، شگفتی، بهت، رضایت، گیجی وسردرگمی و حیرت، و احتمالاً حس هدفمندی، به این معنی که من در حال انجام کاری بودم که قرار بود انجام دهم، همانطور که قبلاً توضیح داده شد.

آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آسودگی یا آرامش

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ شادی

آیا احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ دیگر احساس نمی‌کردم با طبیعت در تضاد هستم.

آیا ناگهان به نظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدی؟ نه

آیا صحنه‌هایی از آینده به ذهنت خطور کرد؟ نه

آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدی؟ به مانعی رسیدم که اجازه ی عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میل خودم به عقب فرستاده شدم، من کنترلی بر روند بازیابی هوشیاری یا بیدار شدن در کف اتاق خوابم نداشتم. یا مرا هل می‌دادند، هدایت می‌کردند یا به من نشان می‌دادند؛ من آزادانه راه خودم را در این فرآیند پیدا نکردم. وقتی مرد برگشت و به من نگاه کرد و من روی زمین از خواب بیدار شدم، هیچ صدای ووش یا تغییری وجود نداشت. یک لحظه در مکانی با مه بودم و سپس فوراً دیگر آنجا نبودم؛ روی کف اتاق خوابم بودم که از خواب بیدار می‌شدم.

خدا، معنویت و دین

پیش از این تجربه، دین شما چه بود؟ غیر وابسته - اگنوستیک، در حالی که از نظر فنی اگنوستیک بودم، خودم را از طریق آنچه منطقی می‌دانستم متقاعد کرده بودم که پس از این زندگی چیزی وجود ندارد. مدت زیادی از آن ناامید بودم.

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، زیرا برخی از جنبه‌های آنچه دیدم با تفکر عرفانی یا توصیف قلمروهای خاص، همانطور که آنها را درک کرده‌ام، همسوست. به طور خاص توصیف سطوح یا قلمروهایی که توبه و اقامت نامیده می‌شوند.

اکنون دین شما چیست؟ سایر یا چندین دین، در حال حاضر بیشتر به سمت عرفانی (شیثی) گرایش دارم اما هنوز تا حد زیادی اگنوستیک هستم.

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌هایی سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که اصلاً با باورهایی که در زمان تجربه داشتید، سازگار نبود. من به شدت می‌خواستم که زندگی معنا داشته باشد، دارای مفهوم باشد و هستی پس از مرگ ادامه یابد. اما به طرق مختلف خودم را متقاعد کرده بودم که هیچ چیز پس از مرگ وجود ندارد. مدت زیادی از آن ناامید شدم، حتی پس از تجربه‌ام، زیرا مدتی به واقعی بودن آن شک کرده بودم، اگرچه در آن زمان بسیار واقعی به نظر می‌رسید. من اجازه داده بودم که شک و تردیدهای خزنده‌ای در مورد مرگ مغزی به ذهنم وارد شود. آنچه در تجربه‌ام با آن مواجه شدم با هیچ چیزی که در آن زمان به آن اعتقاد، یا قبلاً به آن باور داشتم، یا تصویری که از آن در ذهنم بود، همسو نبود.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله، امیدوارم قبل از ترک این جا تا حد امکان آسیب کمتری وارد کنم. نمی‌توانم این را بگویم که قبلاً امیدوار بودم آسیبی وارد کنم، اما قطعاً خیلی به آن اهمیت نمی‌دادم، و قطعاً مواردی وجود داشت که پیشتر می‌خواستم به افراد خاصی به دلیل بی‌عدالتی‌هایی که علیه من از آنها دریافت شده بود ، آسیب برسانم. آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده‌، یا صدایی ناشناخته شنیده‌اید؟ من با یک موجود مشخص، یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، روبرو شدم. مردی که من با او روبرو شدم، ظاهر یا ویژگی‌های غیرزمینی از خود نشان نداد، جز این که در مکانی با توصیفات غیرزمینی ظاهر شد. او در هوا معلق نبود، نور نمی‌تاباند و شبح مانند نبود. هیچ چیز از این قبیل. اما به هر حال او را به دلیل شرایطی که در آن حضور داشت، در این فهرست قرار دادم.

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

در طول تجربه ی خود، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ نه

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نه

در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، تمام اطلاعات شرح داده شده ی قبلی مرا به این باور رساند که هستی وقتی شکل فیزیکی ما اینجا در دنیای مادی می‌میرد پایان نمی‌یابد. من اطلاعات هدایت‌شده‌ی خاصی مانند «این زندگی پس از مرگ است» دریافت نکردم. من از طریق فرآیند ذکر شده دوباره خودم شدم و به مکان‌های متعددی رسیدم: خلأ و مه.

آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی کسب کردید؟ نه

آیا در طول تجربه‌تان، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی کسب کردید؟ نه

آیا در طول تجربه‌تان، اطلاعاتی در مورد عشق کسب کردید؟ نه

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه‌ی تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من سعی می‌کنم مهربان‌تر باشم، اگرچه معمولاً تلاش می‌کنم از مردم دوری کنم، اما مورد دوم به دلیل تجربه‌ی NDE من نیست.

بعد از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نامطمئن، به نظر می‌رسد کلماتی که استفاده می‌کنم در برخی از قسمت‌ها در توصیف دقیق این که تجربه چگونه بود کمبود دارند. به عنوان مثال، وضعیت عاطفی من در طول تجربه، احساس «مات و مبهوت بودن در حد بند آمدن زبان » یا داشتن یک حس بهت و حیرت اما همزمان احساس آرامش یا رضایت است. در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع تجربه رخ داده‌اند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم. تقریباً می‌توانم تمام جزئیات تجربه را به وضوح به یاد بیاورم، واضح‌تر از هر چیز دیگری که در زمان وقوع آن، قبل یا بعد از آن به ذهنم می‌رسد، به استثنای چیزهای عادی مانند کاری که ده ثانیه پیش انجام می‌دادم. بدیهی است که تنها چیزی که می‌توانم به خاطر بیاورم، چیزهایی است که به خاطر دارم. اگر جنبه‌هایی از این تجربه وجود دارند که (شاید)فراموش کرده باشم، نمی‌دانم.

آیا پس از تجربه‌تان، استعدادهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ نه

آیا یک یا چند بخش از تجربه شما وجود دارند که برای شما به طور خاص معنادار یا قابل توجه باشند؟ کل تجربه معنادار است. این احتمالاً مهم‌ترین تجربه ی معنوی-ای است که تا به حال داشته‌ام و آن را گرامی می‌دارم.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود، از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله، من اصطلاح NDE را می‌دانستم و در مورد تجربیات دیگران خوانده بودم یا اطلاعاتی در مورد آنها، مثلاً در برنامه‌های تلویزیونی، به صورت بسیار محدود دیده بودم. تا آنجا که می‌دانم، هیچ چیزی که در مورد آن شنیده یا خوانده بودم، بر من یا نحوه ی تجربه‌ام از آنچه پس از ترک دنیای مادی اتفاق افتاد، تأثیری نداشت.

کمی پس از وقوع (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود، من متقاعد شده بودم که یک تجربه واقعی و زیسته است. در مورد دلیل آن، چون به نظر می‌رسید که واقعاً واقعی است. من در طول تجربه به همان اندازه خودم بودم، که اکنون دارم این را تایپ می‌کنم، و در مقابل من بسیار محکم به نظر می‌رسید. این تجربه به معنای ذهنی کلمه، جهت‌دار بود، تحریف شده یا مبهم نبود.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود، دقیقاً همانطور که در بالا گفته شد، و اکنون نیز به دلیل این که چقدر واضح می‌توانم آن را به یاد بیاورم.

در هیچ زمانی از زندگی‌ شما، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه

آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه‌تان بیفزایید؟ نه.

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه ی شما را توصیف کردند؟ بله، همینطور است. با توجه به پاسخ داده شده ام، مطمئن نیستم که چگونه به این سوال پاسخ دهم.