ما داشتیم در رودخانهای آمریکایی که به آن ساوت فورک(South Fork) می گفتند پس از آب شدن یخهای بهاری کوهستان، قایقسواری میکردیم. رودخانه خروشان بود.
قرار نبود به بخش خاصی برخورد کنیم، اما این کار را کردیم و قایق ما به بالا و کنار چرخید. من در سمت چپ قایق بودم و یکراست به داخل جریان تند اصلی پرتاب شدم که مرا به زیر خود کشید. با عجله بالا آمده و باردیگر به پایین کشیده شدم. سپس توسط نوعی گرداب پایین نگهداشته شدم. تقلا میکردم، کاری که نباید میکردم. وقتی متوجه شدم که دارم غرق میشوم، وحشت کردم.
یک تجربه ی خروج از بدن داشتم. داشتم به خودم در آب زلال، یاقوتی و جوشان نگاه میکردم، خیلی لذتبخش بود، و به خودم گفتم ولش کن، تمام شد. داشتم به معنای واقعی کلمه به خودم نگاه میکردم و تقریباً ۱۸ دقیقه بعد، وقتی شوهرم داشت احیای قلبی ریوی نجاتبخش را انجام میداد، در ساحل از خواب بیدار شدم.
سپس با یک هلیکوپتر از ساحل دورافتاده ی رودخانه به بیمارستان ساتر(Sutter Hospital) در شهرستان ال دورادو(El Dorado) منتقل شدم. پس از تثبیت وضعیتم به بیمارستان کایزر(Kaiser) منتقل شدم.
باید اعتراف کنم که از زمان آن تجربه، دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به زندگی دارم. مرگ مانند خیلیهای دیگر مرا نمیترساند. به نظر میرسد از آن اضطراب رها شده و تلاش میکنم آن را به بهترین شکلی که میتوانم یا میدانم به مردم منتقل کنم.
جنسیت: مرد
تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 00/00/2009
عناصر NDE:
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله بله، من در حال غرق شدن بوده و در گردابی گرفتار شده بودم و تنها زمانی که مرده و لنگ بودم، رها شدم.
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک و خارج از آن وجود داشتم. درست زمانی که مُردم و تجربه ی خروج از بدن را داشتم. همه چیز آرام و صلحآمیز پیش رفت. من یک شغل ساختمانی نسبتاً پرمشغله داشتم. من شیشهبر بودم و این موضوع همیشه مرا مضطرب نگه میداشت. پس از این تجربه، به نظر میرسد احساس آرامش بیشتری دارم.
در چه زمانی از این تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول نه
آیا به نظر میرسید زمان سریعتر یا کندتر شده است؟ نه زنده تر از حد معمول لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. چیزی که من در طول تجربه ی خروج از بدن میدیدم، آب به صورت حباب، در حال سوسوزدن و آب یاقوتی شفاف بود. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من چیزی نشنیدم زیرا زیر آب بودم. فقط بدون کلمات درک میشد.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری میافتاد آگاه هستید؟ نه نه
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه نه
آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شدهاید؟ نه نه
آیا به نظر میرسید وارد دنیای دیگری شدهاید؟ نه آرام، انگار همه چیز از روی شانههایم برداشته شد.
آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذتی باورنکردنی نه
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟ دیگر احساس نمیکردم با طبیعت در تضاد هستم. نه
آیا صحنههایی از گذشتهتان دوباره زنده شدند؟ نه نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟ نه
پیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟ ادیان دیگر یا متعدد دگراندیش(کسی که باورهای مذهبی غیر از باورهای ادیان اصلی یا شناختهشده دارد) نه
اکنون دین شما چیست؟ ادیان دیگر یا متعدد هنوز دگراندیش(کسی که باورهای مذهبی غیر از باورهای ادیان اصلی یا شناختهشده دارد) هستم. محتوایی که کاملاً با باورهایی که در زمان تجربهتان داشتید، سازگار بود. من قبلاً تجربیات خروج از بدن داشتهام. برخی آنها را برونافکنی اختری مینامند. همیشه یک تجربه ی خوشایند بوده است و من باوردارم وقتی غرق شدم دقیقاً همین اتفاق برای من افتاد. من داشتم برای همیشه آنجا را ترک میکردم، اما توسط شوهرم که پرستار بود و احیای قلبی ریوی انجام داد، به خانه برگردانده شدم.
آیا به دلیل این تجربه، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟ نه نه
آیا با موجوداتی روبرو یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند، و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (به عنوان مثال: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه نه
در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت کسب کردید؟ نه نه
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:
در طول تجربه ی خود، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود کسب کردید؟ نه نه
در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ کسب کردید؟ نه نه
در طول تجربه ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی کسب کردید؟ نه نه
پس از تجربه تان چه تغییرات سبک زیستنی در زندگی شما رخ داد؟ هیچ تغییری در زندگی من ایجاد نشد فقط از مرگ نترسید زیرا میدانم چیزهای بیشتری در انتظار انرژی من هستند. نه
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. موقعیت بسیار شدیدی بود و من آن را طوری به یاد میآورم که انگار دیروز اتفاق افتاده است!
آیا پس از تجربهتان، استعدادهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ نه
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله روز بعد در اتاق بیمارستان. شوهرم وحشتزده تر از آن بود که واقعاً گوش دهد و بعداً در مورد آن صحبت کردیم. او خیلی شوکه نشد زیرا او به نوعی میداند من که هستم، یا بهتر است بگویم ذهن من چگونه کار میکند. از آن زمان به دیگران گفتهام. پیش از این که شروع به تعریف کردنش کنم، باید فضا را بشناسم تا فکر نکنم کارم خیلی سخت باشد. بله دربارهاش خواندم.
کمی بعد (چند روز تا چند هفته) پس از وقوعش، چه باوری درباره ی واقعیت تجربهتان داشتید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. میدانستم چه اتفاقی برایم افتاد، زیرا اتفاق مشابهی برای تجربههای خروج از بدنم افتاده بود. بسیار آشنا، آرام و آرامشبخش بود.
اکنون درباره ی واقعیت تجربهتان چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. واقعی درست به اندازه ی روزی که اتفاق افتاد. من به مدت ۱۸ دقیقه مُردم و دوباره زنده شدم. در آن مدت، خودم یا روحم را که از بدنم جدا شده بود دیدم که در سرم با من صحبت میکرد. اما خودم را رو در رو دیدم. وحشی.
آیا تا به حال در زندگیتان هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازسازی کرده است؟ بله من هنوز فردی بسیار قوی و خوب هستم، اما وقتی واقعاً مهم باشد، آرامتر هستم. وقتی واقعاً مهم باشد، دلسوزتر. بله همه چیز دقیقاً همانطور که توضیح دادم اتفاق افتاد. من اضافه نکردم که شوهرم دایم از کل تجربه ی مرگ و سپس بازگشت من ناراحت است.
آیا چیز دیگری برای اضافه کردن دارید؟ به نظر میرسد تجربه ی من با بسیاری از تجربیاتی که خواندهام متفاوت است. تجربه ی من شامل تونلهای درخشان، فرشتگان و غیره نیست. من باور دارم انرژی من در حال جدا شدن و آماده شدن برای پیوستن مجدد به کیهان، به اصطلاح برای جذب مجدد بود.