تجربه نزدیک به مرگ احتمالی کیت پی
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

من در نوامبر ۲۰۱۶ پسران دوقلویم را باردار شدم. بارداری سختی بود و زایمان در هفته سی-ام بارداری آغاز شد. دوقلوها سرانجام در اول ژوئیه ۲۰۱۷، پس از سی و پنج هفته و دو روز بارداری به دنیا آمدند.

یک هفته پس از تولد دوقلوها، احساس ناخوشی شدیدی داشتم و با فکر این که ورم پستان دارم، به اورژانس رفتم. پزشک سونوگرافی ترتیبی داد که در آن مشخص شد که من محصول بارداری را حفظ کرده‌ام. در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۷، کورتاژ تشخیصی (D&C) ترتیب داده شده و تکمیل شد. این عمل به راحتی انجام شد و من برای بهبودی از بیمارستان به خانه فرستاده شدم.

در خانه، در حال استراحت و بهبودی بودم که برای برداشتن چیزی برخاستم. بلافاصله، خون از بین پاهایم شروع به فوران کرد. به یاد دارم که پیش از رسیدن امدادگران به خانه ام تا حدود نیم ساعت بعد، شش حوله را خیس کرده بودم.

در بیمارستان، پزشکان نتوانستند خونریزی را متوقف کنند. خونریزی تا صبح روز بعد ادامه داشت. می‌دانستم که دارم می‌میرم؛ می‌توانستم احساس کنم که مرگ به درون بدنم خزیده است. در درونم می‌دانستم که زندگی‌ام در حال از دست رفتن است. خیلی ترسیده بودم. آن شب خواب آرامی داشتم، به این امید که داروها و تزریق خون کار خود را انجام دهند.

اما این اتفاق نیفتاد.

صبح، روی تخت بیمارستان دراز کشیده بودم و هنوز این احساس اجتناب‌ناپذیر مرگ را احساس می کردم.

از پرستارم پرسیدم: "آیا من خواهم مرد؟" او به من نگاه کرد و گفت: "ما در حال انجام هر کاری هستیم که از دستمان بر می آید." در آن لحظه که متوجه شدم ممکن است زنده نمانم، سه هاله بالای سرم دیدم. سه هاله ی زیبا و روشن. فوراً فهمیدم که آنها از جانب خدا هستند. در آن لحظه می‌دانستم که زنده خواهم ماند و نخواهم مرد. هاله‌ها برای چند لحظه بالای سرم معلق بودند، سپس از دیوار عبور کرده و ناپدید شدند. از آن زمان، نور این هاله‌ها در درون من بوده است و روشنایی آنها مسیر من را روشن می‌کند.

کمی بعد، برای هیسترکتومی اورژانسی به اتاق عمل برده شدم. در حالی که روی تخت عمل بودم، از نظر بالینی مرده بودم و با فرآورده‌های خونی احیا می شدم. به یاد دارم که بالای بدنم معلق بودم، به اطراف اتاق نگاه می‌کردم و سپس به بدنم برمی‌گشتم. این برای من غیرمعمول نبود زیرا قبلاً، در سال ۲۰۱۶، در حالی که در اتاق عمل برای یک کورتاژ جداگانه بودم، این کار را انجام داده بودم.

می‌دانستم که وقت من نیست.

از آن روز، تشنه ی دانش معنوی بوده‌ام. معنی هاله‌ها چه بود؟ چرا سه تا؟ آیا به دلیل پیشینه ی کاتولیکم بود که آنها را از جانب خدا

می‌دانستم؟ این رویداد مسیر زندگی مرا تغییر داد. اکنون می‌توانم هاله‌ها را ببینم، انرژی را حس، روح را برای شفا هدایت و صدای افرادی که فوت کرده‌اند را بشنوم. از جمله چیزهای دیگر، می‌توانم به آینده نگاه و راهنمایانم را هدایت کنم. من به آرامی این بخش معنوی خودم را توسعه می‌دهم و از آن برای ایجاد عشق، نور و ارتباط با اطرافیانم استفاده می‌کنم.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت: زن

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: 07/11/2017

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ب زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، زایمان، سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، در حال مرگ فعال، تجربه ی معنوی، مرگ بالینی، احیا

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، عشق، گرما، وضوح و اطمینان تزلزل‌ناپذیر، غیرقابل توضیح و غیرقابل تبیینی را احساس کردم.

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ وقتی هاله‌ها ظاهر شدند.

آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ نه

آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ نه

لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. نه

لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. بدون تغییر در شنوایی، اما من اکنون روشن‌بین هستم.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است آگاه هستید؟ نه

آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ نع

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ نه

آیا با موجود مرده (یا زنده)ای برخورد کردید یا از آن آگاه شدید؟ نه

آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شده‌اید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا ماورایی

آیا نوری غیرزمینی دیدید؟ بله، برای این پاسخ به صفحه ی قبل مراجعه کنید.

آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ نه

چه عواطفی را در طول این تجربه احساس کردید؟ عشق بی‌قید و شرط

آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟ آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی

آیا احساس هماهنگی یا اتحاد با کیهان را داشتید؟ احساس وحدت یا یکی بودن با جهان را داشتم.

آیا ناگهان به نظر می‌رسید همه چیز را درک کرده‌اید؟ نه

آیا صحنه‌هایی از آینده برایتان پیش آمد؟ نه

آیا به مرز یا نقطه‌ای بی بازگشت رسیدید؟ نه

خدا، معنویت و دین

پیش از این تجربه چه دینی داشتید؟ غیرمرتبط - هیچ چیز خاص - سکولار غیرمرتبط، من کاتولیک بزرگ شدم اما به سمت الحاد گرایش داشتم. وقتی جوان‌تر بودم چیزهایی دیده بودم، مانند مجسمه ی مریم که در کلیسا گریه، یا فرشتگان را هدایت می‌کرد، اما اهمیت این وقایع را تشخیص نمی‌دادم.

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله،

هم اکنون دین شما چیست؟ سایر یا چندین دین، معتقد به معنویت

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌های سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه داشتید اصلأ سازگار نبود.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان ایجاد شد؟ بله، من از یک اگنوستیک/ملحد به یک معتقد به معنویت تغییر کردم.

آیا به نظر می‌رسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی ناشناس شنیدید؟ نه

آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ خیر

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله، من توانستم پس از این تجربه به روشن‌بینی‌ها دسترسی پیدا کنم.

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، من در آن تاریخ نمی‌مردم. من با نورها همراه نمی‌شدم.

آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ < نه

آیا در طول تجربه خود، اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، خدا عشق است.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، چگونه توضیح می‌دهید چه چیزی رنگ سبز را ایجاد می‌کند؟ می‌توانیم آبی و زرد را با هم جمع کنیم، اما آبی و زرد چه هستند؟ آنها رنگ هستند. اما چگونه آبی و زرد را برای کسی که کوررنگ است توصیف می‌کنید؟ احتمالاً غیرممکن است. همین امر در مورد تجربه ی من نیز صادق است. چگونه عشق بی‌قید و شرط را در قالب کلمات بیان می‌کنید؟ احتمالاً غیرممکن است.

این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم.

آیا پس از تجربه‌تان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشته اید؟ بله، من همه ی آنها را دارم.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه

کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، گیج‌کننده بود، اما من تشنه ی درک بودم. همچنین احساس می‌کردم که در محاصره ی عشق هستم.

اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود.

در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه

آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، تجربه ی شما را به طور دقیق و جامع توصیف کردند؟ بله