کارول ای. تجربه تحول معنوی (STE) |
شرح تجربه:
من توسط دو موجود از بدنم به تاریکی وسیعی هدایت شدم. به خاطر حضور اطمینانبخش آنها از گذرگاه نمیترسیدم. از این که بدنم را ترک میکردم و با آنها میرفتم، احساس امنیت و رضایت داشتم. آنها مرد به نظر میرسیدند، لباسهای سفید براق پوشیده بودند، بیشتر به شکل انسان بودند اما نه به محکمی انسانهای اینجا. هر دو رفتاری آرام و مهربان داشتند. آنها مرا به اتاقی شبیه اتاق انتظار هدایت کردند. میتوانستم انبوهی از ارواح و موسیقی الهی را که به سمت نوری عظیم در منطقه ی دیگری جریان داشت، تشخیص دهم، اما آن منطقه برای من مسدود شده بود. با این حال، میتوانستم موسیقی مغناطیسی-ای را بشنوم که تا به حال نشنیده بودم. به نظر میرسید سهبعدی و جهتدار است و به سمت چیزی که من فرض میکردم خالق است، جریان دارد. کنجکاو بودم اما میدانستم که آن منطقه بخشی از دلیل حضور من در آنجا نیست. راهنماهای من بلافاصله کنجکاوی مرا درک و در حالی که توجه مرا به اتاقی که در آن بودیم معطوف میکردند، سرگرمی ملایمی به من دادند. در این اتاق، احساس شگفتی میکردم.
اتاقی بود با تکنولوژی بالا و ساده، با دیوارهایی مانند بلوک شیشهای مات. سفیدی آرامشبخشی وجود داشت که نور ملایمی از خود ساطع میکرد. به نظر میرسید که همراهان روحی من به من اختصاص داده شده بودند و مرا از نزدیک میشناختند. احساس میکردم که آنها همیشه با من بودهاند، حداقل از زمان تولدم روی زمین. یکی از راهنماها مسنتر به نظر میرسید و بیشتر با من ارتباط برقرار میکرد. هیچ کلامی وجود نداشت، اما شواهدی از درک روشن، حتی از سوالات خودجوش. پاسخ اصلی ارائه شده، دیدگاهی خداپسندانه در مورد مسئله ی شر بود. من با این سوال دست و پنجه نرم میکردم: "اگر خدا مهربان است، چگونه میتواند اجازه ی چنین وحشتهایی را بدهد؟" به من اجازه داده شد تا به یک سیستم زمان و تاریخ پیشرفته و چند کشویی نگاه کنم. به هزاران لایه که نمایانگر فواصل زمانی بودند، نگاه کردم. لایهها با هم تعامل داشتند و با نگاه من زنده میشدند. میتوانستم لایههای منفرد و پیامدهای عمودی آنها را از گذشته تا حال ببینم. همه چیز عمداً به هم بافته شده بود و از بالا یک پردهی نگارین سهبعدی زیبا را تشکیل میداد. رویدادهایی که انسانها آنها را غمانگیز میدانند، رنگهای تیرهتری داشتند، اما زیبایی کلی را خراب نمیکردند، زیرا این رویدادها بخش کوچکی از کمال زمان بودند. با دیدن تداوم وقایعی که معمولاً فراتر از درک انسان بودند، پذیرفتم که هر آنچه اتفاق میافتد بخشی از یک پردهی نگارین پیچیده است که در طول اعصار بافته شده است.
احساس کردم که خدا از رنج من آگاه است و این راهنماها را فرستاده تا به ناامیدی من از بیرحمی انسان و ظاهراً عدم مداخله ی خدا کمک کنند. در آن اتاق، ذهن من هیچ محدودیت انسانی نداشت. من اطلاعات را با درک کامل جذب میکردم. کاش میتوانستم آن توانایی را دوباره به دست بیاورم. همچنین کاش نام راهنماهایم را پرسیده بودم، اما این کار را نکردم زیرا در آن زمان بسیار آشنا به نظر میرسیدند. در طول سالها، گاهی اوقات آنها را در مواقع پریشانی در کنار خود احساس کردهام. این تجربه به من نشان داد که ما دوست داشته شده و تحت مراقب هستیم. خدا از هر فکر و عمل ما آگاه است. اکنون به فرشتگان شخصی اعتقاد دارم. پیش از این تجربه، فکر میکردم این مزخرف است.
اطلاعات پیش زمینه
جنسیت: زن
تاریخ وقوع تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی: 15/08/1982
عناصر تجربه ی دگرگون کننده ی معنوی:
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟
نه، من از نظر عاطفی پریشان بودم و به شدت دعا میکردم. سایر (به طور خلاصه مشخص کنید)، من از نظر جسمی آسیب ندیده بودم.
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
نه خوشایند و نه ناراحتکننده
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟
من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول این تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟
خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، من کاملاً خودم بودم. شخصیت من تغییر نکرده بود، اما به من ظرفیت ذهنی برای جذب حجم عظیمی از تاریخ و تمام پیامدهای آن اعطا شده بود.
در چه زمانی از این تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟
هنگام تعامل با راهنماها در اتاق بایگانی تاریخ و هنگام مشاهده ی بایگانیها.
آیا افکار شما سرعت گرفت؟
به طرزی باورنکردنی سریع
آیا به نظر میرسید زمان سرعت میگیرد یا کند میشود؟
به نظر میرسید همه چیز به طور همزمان اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شد یا همه ی معنای خود را از دست داد، من هیچ درکی از گذشت زمان نداشتم. ممکن است یک ثانیه یا نیم ساعت بوده باشد.
آیا حواس شما از حد معمول زنده تر بود؟
زنده تر از حد معمول
لطفاً بینایی خود در طول این تجربه با بینایی روزمرهتان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید.
شاید کلمه ی «تقویتشده» بهترین توصیف برای آن باشد. از زمان رؤیای من، شنیدهام که مردم آن را فراواقعی مینامند، که درست است. مه و پرده ی وجود انسان از بین رفت و وضوح زیادی از فکر و ادراک باقی ماند.
لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمرهتان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید.
من ارتباط فکر با فکر را از یک ذهن به ذهن دیگر میشنیدم. صدا ابعاد مختلفی به خود گرفت. راهنمای ارشد من مهربانترین صدا را داشت، اگرچه با صدای بلند صحبت نمیکرد.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری میافتاد آگاه بودید؟
نه
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟
نامطمئن، قبل از رسیدن به تالار آسمانی، تونل نبود، بلکه تاریکی وسیع و بیسابقهای بود.
آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟
حضور آنها را حس کردم.
آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید؟
نه
آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که در محاصره ی آن هستید؟
نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی
آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟
بله، نور، مانند موسیقی، ویژگیهایی داشت که بر خلاف هر چیز دیگری در زمین بود.
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهاید؟ قلمرویی که پیشتر آن را توصیف کردهام، قلمرویی به وضوح عرفانی یا غیرزمینی.
در طول تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟
من احساس آرامش، شیفتگی، کنجکاوی، شگفتی، درک، مهربانی و حس کاملاً درک شدن را داشتم.
آیا یک احساس آرامش یا لذت را داشتید؟
آسودگی یا آرامش
آیا یک احساس خوشی داشتید؟
شادی
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان را داشتید؟
من با جهان احساس وحدت یا یکی بودن می کردم.
آیا ناگهان به نظر رسیدید که همه چیز را درک میکنید؟
همه چیز در مورد خودم یا دیگران، همه چیز در مورد زندگی اینجا بر روی زمین که با هم جور در میآیند، اما نه در مورد جهان یا خودم.
آیا صحنههایی از گذشتهتان به ذهنتان خطور کرد؟
این یک مرور زندگی متمرکز بر زندگی من نبود. میتوانستم زندگیام را در پیوند با تمام زندگی ببینم، همان گونه که بایگانیهای تاریخ پیشرفته را کاوش میکردم.
آیا صحنههایی از آینده به ذهنتان خطور کرد؟
صحنههایی از آینده ی جهان، من برخی از آنچه را که در آینده ی نزدیک با آن روبرو خواهیم شد، دیدم، اما به نظر میرسید که آگاهی از آن چیزها پس از بازگشت به بدنم از حافظهام پاک شده است. فقط میتوانم صدای شک و تردید شکاکان را بشنوم، اما این چیزی است که اتفاق افتاده است.
آیا به مرز یا نقطه ی بیبازگشت رسیدید؟
من به یک تصمیم آگاهانه ی قطعی برای بازگشت به زندگی رسیدم، هرگز سوالی در ذهنم نبود. راهنماهای من روشن کردند که من فقط برای بینش و آموزش آنجا بودم و این یک بازدید محدود بود.
خدا، معنویت و دین
پیش از این تجربه، چه دینی داشتید؟
مسیحی- پروتستان، من در وجود خدا شک نداشتم، اما در دوران پراسترس و بسیار سختی بودم.
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ نامشخص، تجزیه و تحلیل این موضوع دشوار است زیرا من این تجربه را داشتم و نمیدانم اگر آن را نداشتم چه احساسی داشتم.
اکنون دین شما چیست؟
مسیحی- پروتستان، من از نظر معنوی به اراده و هدف خدا در زندگیام حساس هستم.
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهای سازگار با باورهای زمینی شما بود؟
محتوایی که هم با باورهایی که در زمان تجربهتان داشتید سازگار بود و هم نبود، من هیچ تصوری از ارتباط پیچیده ی همه ی چیزهای حال، گذشته و آینده نداشتم.
آیا به دلیل تجربهتان، تغییری در ارزشها و باورهایتان ایجاد شد؟
بله، همانطور که قبلاً بیان شد.
آیا به نظر میرسید که با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شدید، یا صدایی غیرقابل شناسایی شنیدید؟
من با یک موجود مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، روبرو شدم. این دو موجود، راهنماهایی بودند که پیشتر به آنها اشاره کردم.
آیا با موجوداتی برخورد کردید یا از آنها آگاه شدید که پیشتر روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شدهاند (مثلاً: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟
نامطمئن، من به وضوح تمام ارتباطات افقی و عمودی تمام اعمال بشر را که بافت کلی زندگی بر روی زمین را ایجاد میکنند، درک کردم.
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
آیا در طول تجربه ی خود، دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟
بله، همانطور که قبلاً توضیح داده شد - مربوط به ارتباط متقابل اعمال و رویدادها در طول زمان برای ایجاد یک پرده ی نگارین زیبا.
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
نه
آیا در مورد چگونگی گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی به دست آوردید؟
بله، من این را در بالا توضیح دادم. من شروع به خسته شدن کردهام.
آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟
نامشخص، این یک مشاهده ی کلی است نه یک مشاهده خاص. تمام فضا و هر آنچه که اتفاق میافتد، سرشار از عشق است. عشق در همه چیز نفوذ میکند.
پس از این تجربه، چه تغییر سبک زیستنی در زندگیتان رخ داده است؟
این تجربه طاقتفرسا بوده است. احساس میکنم از درون زیر و رو شدهام.
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟
بله، هر چیزی که تجربه میکنیم، شخصیت ما را تغییر میدهد و شخصیت ما اساس روابط ماست، بنابراین این یک امر بدیهی است.
پس از تجربه نزدیک به مرگ:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟
بله، هیچ شباهتی به زمین نداشت. مواد، جو، رنگها، نور، موسیقی، تلهپاتی و آرامش غیرقابل توصیف بودند. مانند این است که بخواهید سیاره ی دیگری را بدون واژگان مناسب توصیف کنید.
این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، چقدر دقیق به یاد میآورید؟
من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به خاطر میآورم. به نظر میرسد که در ذهنم حک شده است. اما شاید به این دلیل است که من آن را بارها در ذهنم مرور کردهام تا آرامش پیدا کنم.
آیا بعد از تجربهتان، موهبتهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از آن نداشته اید؟
نه
آیا یک یا چند بخش از تجربهتان وجود دارد که برای شما به طور خاص معنادار یا مهم باشد؟
همان طور که قبلاً گفته شد.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیش از تجربهتان از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟
بله، من کتابهای R. Moody و E. Kübler-Ross را در نوجوانی خوانده بودم.
کمی بعد (چند روز تا چند هفته) پس از وقوع تجربهتان، در مورد واقعیت آن چه باوری داشتید؟
این تجربه قطعاً واقعی بود، همانطور که شنیده ام دیگران میگویند، از این زندگی واقعیتر بود. من این گونه احساس کردم.
اکنون در مورد واقعیت تجربهتان چه باوری دارید؟
این تجربه احتمالاً واقعی بود، من در مورد این چیزها یک شکاک هستم. آیا می توانسته است همه ی اینها در ذهن من بوده باشد؟ شاید؟ این گونه به نظر نمیرسید و نمیرسد، اما...؟
در هیچ زمانی از زندگی شما، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟
نه
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه شما را توصیف کردند؟
بله، به طور جامع و کامل.