< تجربه احتمالی نزدیک به مرگ دختر لیسانس 33400

تجربه احتمالی نزدیک به مرگ دختر لیسانس
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید

شرح تجربه:

پیش از شنیدن عجیب‌ترین داستانی که کسی تا به حال برایم تعریف کرده، هرگز کتابی در مورد تجربیات نزدیک به مرگ نخوانده بودم و علاقه ی زیادی به این موضوع نداشتم. آنچه بعداً از دخترم شنیدم، این موضوع را کاملاً تغییر داد. این موضوع کنجکاوی عمیقی را برانگیخت و در طول سال‌ها، بسیاری از کتاب‌های شناخته‌شده در مورد تجربیات نزدیک به مرگ و پدیده‌های مرتبط را خوانده‌ام. گاهی اوقات ماه‌ها در این موضوع غرق می‌شوم؛ و گاهی اوقات آن را برای مدت طولانی کنار می‌گذارم.

در حال حاضر مشغول خواندن کتاب «بهشت چگونه است» هستم. پس از آشنایی با این وب‌سایت از طریق آن کتاب، تصمیم گرفتم داستان دخترم را بنویسم. دوست دارم دیگران هم از آنچه برای او اتفاق افتاده است، بشنوند.

اکنون ده سال از وقوع این رویدادها می‌گذرد، اما داستان هنوز هم هر از گاهی به ذهنم خطور می‌کند. این وقایع در تالین، استونی، رخ داده اند.

وقتی دخترم حدود سه سال و نیم داشت، به شدت بیمار شد و تب بسیار شدیدی داشت. وقتی آمبولانس رسید، دمای بدنش ۴۱ درجه سانتیگراد (۱۰۵.۸ درجه فارنهایت) بود. مدتی پس از بهبودی، شروع به گفتن این کرد که در حالی که بیمار بوده، مردی را در اتاقش دیده که او را با خود برده است. در ابتدا، توجه زیادی به داستان نکردم. تنها سال‌ها بعد، وقتی حدود شش ساله بود و دوباره آن را مطرح کرد، متوجه شدم که چقدر واضح آن را به یاد می‌آورد.

او به من گفت که آنچه تجربه کرده، شبیه خواب نبوده است. به گفته ی خودش، واقعاً اتفاق افتاده بود.

در حالی که در رختخواب دراز کشیده بود، ابتدا چشم‌هایی را دید که روی دیوار ظاهر می‌شدند. سپس دهانی کاملاً باز دید. به تدریج، به نظر می‌رسید صورت مردی از دیوار بیرون می‌آید و به دنبال آن بدنی که به آرامی شکل می‌گرفت. به زودی، یک چهره ی کامل در کنار تخت او ایستاده بود. مرد با صدایی آرام، ملایم و اطمینان‌بخش صحبت و از او دعوت کرد که همراهش برود. او خود را "نگهبان ارواح" معرفی کرد.

دخترم گفت که مرد به او کمک کرد تا از شانه‌هایش بالا برود. او به یاد آورد که در حالت جمع شده آنجا نشسته بود، در حالی که بازوها، سر و یک پایش از شانه‌های او آویزان بود. آنها با هم به سمت پنجره حرکت و سپس به سمت خانه ی مرد "پرواز" کردند.

او آن را خانه‌ای کوچک و قرمز با سقفی مسطح توصیف کرد که با حصاری احاطه شده بود. درون محوطه حصارکشی‌شده، تخته‌سنگ‌های زیادی وجود داشت که هر کدام با نمادی از دست‌های ضربدری مشخص شده بودند، که به گفته ی او «نشان خانوادگی‌شان» بود. درون خانه اشیاء جالب زیادی از جمله کتاب‌های قطور و شمع‌ها وجود داشت - دقیقاً از آن نوع چیزهایی که اکثر کودکان شش ساله معمولاً جذاب می‌دانند.

او محیط بیرون را کم‌نور و سایه‌دار توصیف کرد، اما به هیچ وجه ترسناک نبود. افراد زیادی آنجا بودند - مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، همانطور که او آنها را صدا می‌زد. همه ی آنها با او مهربان بودند و به نظر می‌رسید که او را می‌شناسند. به گفته ی او، آنها اسم‌های عجیبی داشتند، بدون هیچ شباهتی به اسم‌هایی که ما به شنیدنشان عادت داریم. او گفت که آنها رنگ مشخصی ندارند و صرفاً «نور» هستند. همه کمی بالاتر از سطح زمین حرکت می‌کردند تا اینکه روی آن راه بروند.

از سفر بازگشت، او فقط یک چیز را به یاد داشت: راهنمایش به او گفته بود: «باید همین حالا برگردی.»

کل این تجربه، به ویژه در ارتباط با مردی که او را همراهی کرده بود، حس گرما، آرامش و راحتی زیادی را در او ایجاد کرد.

تا جایی که من می‌دانم، هیچ کس دیگری در خانواده ی ما، تا جایی که من از نسل‌های گذشته می‌دانم، هرگز مورد مشابهی را گزارش نکرده است.

جنسیت: زن

تاریخ تجربه ی نزدیک به مرگ: 2016/06/26

عناصر NDE:

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نامطمئن نمی‌دانم که آیا دخترم در آن زمان واقعاً در شرایط تهدیدکننده ی زندگی بود یا نه. با این حال، وقتی آمبولانس رسید، تب او تقریباً ۴۱ درجه سانتیگراد (105.8 درجه فارنهایت) بود، بنابراین مطمئناً بسیار بالا بود.

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ نه نه

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح هوشیاری خود بودید؟ خودآگاهی و هوشیاری کمتر از حد معمول نه

آیا به نظر می‌رسید زمان سریع‌تر یا کندتر شده است؟ نه نه لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. از آنجا که ده سال گذشته است، کودک دیگر نمی‌تواند این تجربه را آنطور که در ابتدا بود به یاد بیاورد. لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. من بارها از کودک پرسیدم و همچنین موضوع را در سال ۲۰۲۰ مستند کردم. در حال حاضر، حافظه ی او آنقدر محو شده است که احتمالاً چیزهایی که در آن زمان پرسیده نشده بودند، دیگر قابل تعیین نیستند. بنابراین من فقط باید این سوالات را به عنوان نه یا نامطمئن رها کنم. برخی از پرسش هاو غیره، در مورد احساسات، تونل و نور، عمداً پاسخ داده شده‌اند زیرا هنوز به خوبی به در خاطر مانده اند.

آیا به نظر می‌رسید از اتفاقاتی که در جای دیگری در حال رخ دادن است، آگاه بودید؟ نه نه

آیا در تجربه ی خود موجودی را دیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم نامطمئن افرادی بودند که این احساس را به شما می‌دادند که در زمان حال با ما روی زمین زندگی نمی‌کنند.

آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که با آن احاطه شده‌اید؟ نه نه

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای دیگری شده‌اید؟ مکانی ناآشنا و عجیب این خانه ی کوچک قرمز با حیاطش.

در طول این تجربه چه عواطفی داشتید؟ رضایت. شادی. آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا یک احساس خوشی داشتید؟ خوشی باورنکردنی نه

آیا ناگهان همه چیز را فهمیدید؟ نه نه

آیا به مرز یا ساختار فیزیکی محدودکننده‌ای رسیدید؟ نامطمئن به یاد نمی‌آورد. به مانعی رسیدم که اجازه ی عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میلم به عقب فرستاده شدم. مردی که او را راهنمایی می کرد گفت که اکنون باید برگردد.

خدا، معنویت و دین:

پیش از این تجربه، مذهب شما چه بود؟ غیر وابسته - هیچ چیز خاصی - غیر وابسته ی مذهبی نامطمئن

اکنون مذهب شما چیست؟ غیر وابسته - هیچ چیز خاصی - غیر وابسته ی مذهبی محتوایی که با باورهایی که در زمان تجربه داشتید، اصلأ سازگار نبود. کودک دیگر جزئیات تجربه را به خاطر نمی‌آورد و بنابراین قادر به تعیین این که آیا محتوا با باورهایی که در زمان تجربه داشتید، سازگار بود یا ناسازگار نبود، نیست. در نتیجه، ارائه پاسخ دقیقی به این سوال امکان‌پذیر نیست.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ نامطمئن من با یک موجود مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، روبرو شدم. افرادی که شفاف و به جای راه رفتن، شناور بودند.

آیا با موجوداتی روبرو شده یا از آنها آگاه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (به عنوان مثال: عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ نه نه

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین:

در طول تجربه‌تان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ نه نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ نه نه

در طول تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی در مورد دشواری ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ نه نه

پس از تجربه‌تان، چه تغییرات زندگی در زندگی شما رخ داده است؟ نامطمئن نامطمئن

پس از NDE:

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه من این تجربه را با دقت کمتری نسبت به سایر رویدادهای زندگی که در زمان وقوع آن اتفاق افتاده‌اند، به یاد می‌آورم. از آنجا که کودک در آن زمان فقط سه سال داشت، برخی از خاطرات آن دوره حفظ شده‌، در حالی که سایر رویدادها و جزئیات کاملاً فراموش شده‌اند.

آیا پس از این تجربه، توانایی‌های روانی، غیرمعمول یا دیگر استعدادهای ویژه را تجربه کرده‌اید که قبل از آن تجربه نداشته اید؟ نامطمئن نمی‌دانم که آیا به دلیل این تجربه بوده یا این که به هر حال اتفاق می‌افتاده است، اما فرزند من دو بار یک موجود روحی را دیده است. بار اول سه سال بعد و بار دوم، به گمانم، حدود شش سال پس از وقوع آن بود. از آن زمان، او هیچ چیز غیرمعمولی ندیده یا تجربه نکرده است. بله فرزندم سعی کرد نسبتاً کمی پس از وقوع آن، در مورد آن به من بگوید، اما من در آن زمان توجه زیادی نکردم زیرا او خیلی کوچک بود. وقتی او آن را مطرح کرد،چند سال بعد، با علاقه‌ی زیادی گوش دادم و عمداً انواع سوالات را پرسیدم. مطمئن نیستم که این تجربه چه تاثیری بر فرزندم گذاشته یا چگونه ممکن است در آینده بر او تأثیر بگذارد، زیرا او هنوز تنها ۱۳ سال دارد. با این حال، می‌توانم بگویم که شخصاً تأثیر عمیقی بر من گذاشت. اگر فقط در جایی در مورد تجربیات نزدیک به مرگ خوانده بودم، بدون این که مستقیماً از فرزند خودم چنین تجربه‌ای را شنیده باشم، هرگز آنها را باور نمی‌کردم. من هرگز حتی یک بار هم شک نکردم که آیا واقعاً برای او اتفاق افتاده است یا نه، زیرا تا زمان تجربه، هر روز را با او گذرانده بودم و دقیقاً هر کارتون یا فیلمی را که دیده بود، و همچنین هر مکالمه‌ای را که با بزرگسالان دیگر داشته است، می‌دانستم. تا آن زمان، او هیچ الگو یا منبع الهامی نداشت که بتواند او را به اختراع یا خیال‌پردازی چیزی شبیه به این سوق دهد. من کاملاً متقاعد شده‌ام که چیزی پس از مرگ وجود دارد، و اکنون معتقدم که در نتیجه، خدا نیز باید وجود داشته باشد.

آیا پیش از تجربه‌تان از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه تجربه قطعاً واقعی بود. به یاد دارم که در آن دوره، فرزندم بارها به من گفت: «قسم می‌خورم که خواب نبود - واقعاً اتفاق افتاد.»

اکنون در مورد واقعیت تجربه‌تان چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود. او ممکن است دیگر همه ی چیزهایی را که اتفاق افتاده با جزئیات به خاطر نیاورد، اما هنوز حس آرامش و رفاه فراوان را به خاطر دارد. برای یک کودک خردسال، احساس چنین چیزی هنگام رفتن با یک «مرد غریبه» بسیار عجیب است.

در هیچ زمانی از زندگی‌تان، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه بله امیدوارم همینطور باشد.