آویناش جی. تجربه نزدیک به مرگ |
شرح تجربه:
ر شب ۱۵ ژانویه ی ۲۰۰۲، زمانی که ۱۴ ساله بودم، خانهام مورد حمله ی سارقان قرار گرفت. در ابتدا با آنها درگیر شدم، اما آنها بر من غلبه و مرا به شدت مجروح کردند. دچار آسیب سر شدم که باعث لخته شدن خون داخلی در خارج از مغز شد. دو ساعت بعد، به بیمارستان منتقل شدم. پزشک کشیک شدت آسیب سر را تشخیص داد. در مدت کوتاهی برای یک عمل اورژانسی آماده شدم. در طول عمل، خودم را خارج از بدنم یافتم و از سقف اتاق عمل، کل مراحل را تماشا میکردم. میتوانستم پزشکانی را که روی سر و بدنم کار میکردند، ببینم. هیچ ترسی نداشتم زیرا فقط یک آگاهی مشاهدهگر داشتم. در سه روز بعد، بارها از بدنم خارج شدم. یکی از آن زمانها به واضحترین و عمیقترین تجربه ی زندگی من تبدیل شد. در همان لحظه ی اول، دیدگاه چشم سوم خدای هندو، شیوا، را تجربه کردم. دید من به یک نمای ۳۶۰ درجه تبدیل شد که میتوانستم همه چیز را در اطرافم به طور همزمان ببینم. احساس می کردم که بالای بدن فیزیکیام شناور هستم. سپس، فوراً متوجه شدم که بدن را خالی کرده و به راحتی به سمت بالا صعود کردهام. احساس آرامش کامل، وضوح و بدون هیچ حس فیزیکی داشتم. خودم را در قلمرو دیگری یافتم، در صفی بزرگ در میان بسیاری دیگر ایستاده بودم. در مقابل من موجودی ایستاده بود که او را فرشته میدانم. آن موجود یک کتاب بزرگ، زرد طلایی و درخشان در دست داشت. آن موجود از من یک سؤال مستقیم پرسید: "میخواهی بمانی یا بروی؟" بدون تردید پاسخ دادم: "من به زمین برمیگردم، زیرا چند احساس و چند درس برای تکمیل کردن دارم." سپس آن موجود جنبههایی از آینده ی من را پیشبینی کرد. پرسیدم: "تضمین پیشبینی شما چیست؟" به محض این که در مورد اثبات پرسیدم، آن موجود مرا، صرفاً از طریق حرکت فکر، به مکان دیگری منتقل کرد. در آنجا، آن موجود سه رویداد آینده را که روی زمین رخ میداد، به من نشان داد. دو رویداد اول را به وضوح به خاطر نمیآورم، اما آنها مسابقات تنیس زنده ی مردان و زنان بر روی زمین بودند. در حالی که آنها را به من نشان میداد، آن وجود از من پرسید که چه کسی در مسابقات مربوطه برنده میشود و بعداً برنده را نشان داد. در تمام این مدت، ما آن دو مسابقه را از سه زاویه ی مختلف تماشا کردیم، بدون هیچ حرکت فیزیکی، بلکه صرفاً از سه جهت و فقط از طریق ظاهر. اما رویداد سوم کاملاً واضح بود: تصویر یک تصادف قطار در جنگلی که به یک فاجعه ی طبیعی مرتبط بود، به من نشان داده شد. تقریباً دو سال و یازده ماه بعد، در دسامبر ۲۰۰۴، سونامی-ای مرگبار در اندونزی رخ داد که سریلانکا را نیز در بر گرفت. این باعث شد دقیقاً همان تصادف قطاری که به من نشان داده شد، رخ دهد. همان تصویر در روزنامهها ظاهر گردید، دقیقاً همانطور که در طول تجربه ی نزدیک به مرگ به من نشان داده شد. آن لحظه هر آنچه را که تجربه کرده بودم تأیید کرد. پس از رؤیاها، ناگهان به بدن فیزیکیام برگشتم. به آرامی قدرت خود را بازیافتم و بهبودی و شفای من ادامه یافت. تجربه ی نزدیک به مرگ من عمیقاً دیدگاه مرا تغییر داد. من در تحصیل و زندگی عملکرد بهتری داشتم. معنای تجربه ی من تنها سالها بعد مشخص شد. اما درک عمیقتر زمانی حاصل شد که کتاب «مردن برای من بودن» نوشته ی آنیتا مورجانی را در سال ۲۰۲۰ و در دوران قرنطینه کووید خواندم. داستان او به شدت در من طنینانداز گردید، جدای از این که متوجه شدم عناصر دیگری مانند چشمانداز آینده دارم که در روایت او وجود نداشت. این تجربه به من کمک کرد تا بالاخره بفهمم در ۱۴ سالگی چه چیزی را تجربه کردهام.
اطلاعات زمینهای
جنسیت: مرد
تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ: ۱۵/۰۱/۲۰۰۲
عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ
در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نامشخص، حمله ی جنایی، رویداد تهدیدکننده ی زندگی، اما نه مرگ بالینی
محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی میکنید؟ کاملاً خوشایند
آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کرده و خارج از آن وجود داشتم
بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حد معمول، من از هر آنچه که اتفاق میافتاد آگاه بودم و هیچ چیز عجیب یا غریبی احساس نمیکردم. این فقط یک روند روتین به نظر میرسید.
در طول این تجربه، در چه زمانی در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ تمام این تجربه را تحت الشعاع قرار داد. من بسیار هوشیار و آگاه از همه چیز بودم؛ با آنچه قبلاً روی زمین بودم، متفاوت بود.
آیا افکارتان سرعت گرفته بودند؟ به طرزی باورنکردنی سریع
آیا زمان به نظر سریع یا کند میرسید؟ به نظر میرسید همه چیز به یکباره اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شده یا تمام معنای خود را از دست داد، احساس میکردید که زمان تمام معنای خود را از دست داده و هیچ حرکتی وجود ندارد.
آیا حواس شما زنده تر از حد معمول بود؟ به طرزی باورنکردنی زنده تر
لطفاً بینایی خود را در طول این تجربه با بینایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید. بینایی NDE-ی من زندهتر از زندگی روی زمین بود. نکته ی مهم این است که پس از بازگشت به زمین، با وجود فلج شدن پای راست، با اراده ی قوی و فیزیوتراپی توانستم در عرض 35 روز به طور کامل بهبود یافته و به زندگی عادی برگردم. به طرز شگفتآوری، من از نظر تحصیلی بهتر از قبل از حادثه عمل کردم و زندگی نیز بهتر شد. چیزی در درون من تغییر کرد. من در قلبم آرام شدم.
لطفاً شنوایی خود را در طول این تجربه با شنوایی روزمره تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید، مقایسه کنید. شنوایی من قبل و بعد از NDE خوب بود، اما در طول تجربه بیشتر شبیه ارتباط تلهپاتی بود تا صدامحور.
آیا به نظر میرسید از اتفاقاتی که در جای دیگری میافتاد آگاه بودید؟ بله، و حقایق بررسی شدهاند.
آیا وارد تونلی شده یا از آن گذشتید؟ نامطمئن، من چنین چیزی را به یاد نمیآورم.
آیا در تجربه ی خود موجوداتی را دیدید؟ من واقعاً آنها را دیدم.
آیا با موجودات مرده (یا زنده)ای روبرو شده یا از آنها آگاه شدید؟ نه
آیا نوری درخشان را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شدهاید؟ نه
آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ نامطمئن، من چنین چیزی را به یاد نمیآورم.
آیا به نظر میرسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شدهاید؟ قلمرویی آشکارا عرفانی یا غیرزمینی. پس از برخاستن از بدنم، به یاد دارم که در قلمرویی آشکارا عرفانی و غیرزمینی بودم. در صفی طولانی، با صبر و حوصله منتظر وقت ملاقات با فرشته بودم که کتابی بزرگ و درخشان به رنگ زرد طلایی در دستش بود که اطلاعاتی در مورد همه ی انسانها داشت. کتابی بسیار عظیم و زیبا، فراتر از هر چیزی که میتوانیم روی زمین ببینیم.
در طول این تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟ بیشتر آرامش، سطحی از آرامش که نمیتوانیم روی زمین پیدا کنیم. فقط یک بار هنگام درخواست مدرک از فرشته در مورد مطالعه ی آیندهام، پرخاشگر شدم.
آیا یک احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آرامش یا لذتی باورنکردنی
آیا یک احساس خوشی داشتید؟ شادی
آیا یک احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان داشتید؟ احساس وحدت یا یکی شدن با جهان را داشتم.
آیا ناگهان به نظر میرسید که همه چیز را میفهمیدی؟ همه چیز را در مورد خودم یا دیگران، بله. من فهمیدم که آگاهی و طرح روح در طول مکالمه با فرشته باقی میماند، همانطور که گفتم برای تکمیل کارم به زمین باز خواهم گشت.
آیا صحنههایی از آینده برای شما پیش آمد؟ صحنههایی از آینده جهان، فرشته سه رویداد آینده را که روی زمین اتفاق میافتند به من نشان داد. دو مورد اول مربوط به مسابقات تنیس مردان و زنان بود و پس از پرسیدن نظر من توضیح داد که چه کسی برنده خواهد شد. سومی یک تصادف بزرگ قطار در یک جنگل بود که صحنه اطراف آن حاکی از یک فاجعه طبیعی بود. همان تصویری که در طول تجربه نزدیک به مرگم به من نشان داده شد، بعداً در یک روزنامه هندی به عنوان یک تصادف قطار که به دلیل سونامی در سریلانکا در 26 دسامبر 2004 اتفاق افتاده بود، دیدم.
آیا به مرز یا نقطه بازگشتی رسیدید؟ من به یک تصمیم آگاهانه قطعی برای بازگشت به زندگی رسیدم، وقتی فرشته روبرو از من پرسید که آیا میخواهم بمانم یا برگردم، پاسخ دادم که میخواهم به زمین برگردم زیرا چند احساس و چند درس برای تکمیل باقی مانده است.
خدا، معنویت و دین
پیش از تجربهتان چه دینی داشتید؟ هندو
آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟ بله، من از همیشه بازتر هستم و با گذشت زمان به معنویت گرایش پیدا کرده ام. این بدان معنا نیست که من ادیان را نادیده میگیرم، اما ترجیحاتم را آگاهانه انتخاب میکنم.
اکنون دین شما چیست؟ هندو
آیا تجربه ی شما شامل ویژگیهای سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که هم با باورهایی که در زمان تجربه داشتید سازگار بود و هم نبود. هر چیزی که اتفاق افتاد با باورهای من در آن زمان به عنوان فردی که در هندوئیسم متولد شده بودم سازگار نبود، اما تجربه ی زندگی پس از مرگ/NDE غیرمعمول به نظر نمیرسید زیرا آن جنبه کاملاً طبیعی به نظر میرسید.
آیا به دلیل تجربهتان تغییری در ارزشها و باورهایتان داشتید؟ بله، بله، در طول یک دوره ی زمانی. با فروکش کردن خشم و طبیعت پرخاشگرانهام، آرام و صلحطلب شدم.
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی روبرو شده، یا صدایی ناشناخته شنیدهاید؟ من با یک موجود مشخص یا صدایی که به وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت، روبرو شدم. توصیف آن دشوار است. شبیه یک مخروط معکوس با چشم بود. این در صف جلوی فرشته بود، اما نه در حالت اولیه ی NDE.
آیا در طول تجربهتان، اطلاعاتی در مورد ارتباط جهانی یا وحدت به دست آوردید؟ بله، بله، از طریق دید چشم سوم شیوا و دید ۳۶۰ درجه، احساس کردم که منبع، یا خدا، و ما یکی هستیم. این منبع در همه ی ما وجود دارد و ما آن را آگاهانه فقط در لحظه ی اولیه ی مرگ تجربه میکنیم
در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین
در طول تجربهتان، آیا دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله، بله، پاسخی که به فرشته دادم این بود: "چند احساس و چند درس زندگی برای تکمیل روی زمین برجای مانده است."
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ بله، بله، آگاهی از NDE-ی من باقی میماند. از پاسخ من به فرشته، زندگی در مورد تجربه ی احساسات است، یادگیری درسهایی از موقعیتها و شرایط زندگی برای فراتر رفتن از آنهاست. درسهای ناآموخته یا ناتمام ما را به سطح زمین متصل میکنند و به ما اجازه نمیدهند که در سطح روح رشد کنیم یا به جلو حرکت کنیم.
در طول تجربهتان، آیا اطلاعاتی در مورد یک زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، بله، در طول تجربه ی نزدیک به مرگم، وقتی در صف بودم، زن و مرد جلوییام هر دو تصمیم گرفتند آنجا بمانند، که حدس میزنم نشان دهنده ی زندگی پس از مرگ است.
آیا در مورد چگونه گذراندن زندگی هایمان اطلاعاتی به دست آوردید؟ مطمئن نیستم، تلاش کردم آنچه را که به یاد دارم به اشتراک بگذارم.
در طول تجربهتان، آیا در مورد دشواری ها، چالشها و سختیهای زندگی اطلاعاتی به دست آوردید؟ بله، بله، فرشته پس از گوش دادن به پاسخ من مبنی بر این که میخواهم به زمین برگردم، به یک کتاب بسیار بزرگ، طلایی و درخشان که در هر دو دستش بود نگاه کرد و به من گفت که هر کاری که در زندگیام انجام دهم به فاجعه تبدیل خواهد شد. با این حال، تنها کاری که قبل از مرگم انجام میدهم نه تنها بسیار موفق خواهد بود، بلکه نوعی تاریخ روی زمین ایجاد میکند و بر زندگی مردم تأثیر مثبت میگذارد و مسیر را تغییر میدهد. وقتی از او ضمانت خواستم، سه رویداد آینده را در مکانهای مختلف بدون حرکت فیزیکی به من نشان داد.
آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟ بله، بله، به سمت بهتر شدن. من همچنین یاد گرفتم که با نیت و طرز فکر مثبت، فضا ایجاد کنم تا تکامل اتفاق بیفتد و همه ی ما بتوانیم با سرعت دلخواه خود رشد کنیم.
پس از NDE:
آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ بله، بله، اما من تمام تلاشم را میکنم تا آن را با کلمات بیان کنم.
در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، این تجربه چقدر دقیق به یاد میآورید؟ من این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ دادهاند، به یاد میآورم. قطعاً به دلیل تجربه ی منحصر به فرد و شگفتانگیز آن، بهتر از سایر رویدادهای زندگی به یاد میآورم.
آیا پس از این تجربه، استعدادهای روحی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشتید؟ بله، بله، پس از NDE تواناییهای روحی پیدا کردم که یکی از آنها بسیار دردناک است زیرا میتوانستم مرگ کسی را از قبل پیشبینی کنم یا بدانم. شهود افزایش یافته، شنیدن صدای الهی و دیدن رؤیاهای الهی.
آیا یک یا چند بخش از تجربه ی شما وجود دارد که برای شما به طور خاص معنادار یا قابل توجه باشد؟ چندین بخش، همانطور که تجربه ی عملی از خودآگاهی یگانگی، معنای زندگی و سفر روح و وجود یک واقعیت بزرگتر را کسب کردم.
آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟ بله
آیا پیش از تجربه ی خود از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ نه
کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه ی خود داشتید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من تا دو ماه اول به آن فکر نکرده بودم. اما هرگز آن را انکار نکردم.
اکنون در مورد واقعیت تجربه ی خود چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، این تجربه ی من است و اتفاقات پس از NDE که در زندگی من رخ میدهد، در مجموع همه چیز پس از دو جلسه PLR، دوره ی SGLA و تجربیات مراقبهای که داوطلبانه و بدون این که من به دنبال آنها باشم، به سراغم آمدند، منطقیتر شد.
در هیچ زمانی از زندگیتان، آیا هیچ چیزی هیچ بخشی از این تجربه را بازتولید کرده است؟ نه
آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربهتان بیفزایید؟ چیزی که مرا شگفتزده کرد این بود که وقتی از فرشته خواستم مدرکی به من نشان دهد، هر دو به مکانی دیگر منتقل شدیم و او رویدادهای آینده ی روی زمین را به من نشان داد.
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه دادید، به طور دقیق و جامع تجربه ی شما را توصیف کردند؟ بله، بله، تقریباً. هر آنچه را که به خاطر دارم، صادقانه اینجا به اشتراک گذاشتهام تا این تحقیق بتواند به درک بشریت از خود و جهان هستی کمک کند.