آنا آر. تجربه خروج از بدن (OBE)
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

یک شب، با خفقان(apnea) خواب تشخیص داده شده‌ام خوابیده بودم که احساس کردم از بدنم خارج و از سرم بیرون می‌پرم. این حس نرم و بدون درد بود، انگار که پوسته‌ای را روی زمین رها می‌کنم. این نخستین باری نبود که این اتفاق برایم می‌افتاد. بار اول، آن هم در حالی که خواب بودم، احساس کردم از سرم خارج می‌شوم، بدنم را روی زمین دیدم و پس از چند ثانیه برگشتم. بار دوم، کاملاً خارج نشدم؛ در نیمه ی راه گیر کرده بودم و بلافاصله به بدنم برگشتم. بنابراین، وقتی در آن بار سوم بالای سرم شناور شدم، نه تعجب کردم و نه ترسیدم. با این حال، ناگهان وارد چیزی شبیه به یک تونل تاریک شده و با سرعتی باورنکردنی شروع به حرکت در آن کردم. در ابتدا فکر کردم، چقدر عجیب است، این با دفعات دیگر متفاوت است. احساس کنجکاوی زیادی داشتم، همراه با آرامش و سکون درونی که توصیف آن دشوار است. یادم می‌آید که فکر می‌کردم، دارم می‌میرم، مانند یک یقین بود. همچنین به یاد دارم که این عبارت در ذهنم شکل گرفت: باید می‌آمد، و آمد. برای مدتی که نمی‌توانستم کمیت آن را تعیین کنم، با سرعت بالا در آن تونل تاریک قیرگون به حرکت ادامه دادم، اگرچه آن احساس پذیرش، کنجکاوی و آرامش عمیقی که پیشتر هرگز در زندگی‌ام احساس نکرده بودم، همچنان با من همراه بود. ناگهان، شروع به دیدن نوری بسیار بسیار ضعیف در دوردست کردم. مثل یک درخشش دوردست بود. نوری که هر چه نزدیک‌تر می‌شدم، شدیدتر می‌شد. کنجکاوی‌ام اوج گرفت و مطمئن شدم که اگر به آن برسم، دیگر راه برگشتی نیست، این همان نوری است که در موردش شنیده بودم و مرگ اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بعد یادم می‌آید که فکر کردم، اما چطور ممکن است من در حال مرگ باشم؟ راه‌های ممکن برای مردن یک دختر ۲۰ ساله را مرور کردم. هیچ‌کدام با شرایط من جور در نمی‌آمد؛ نمی‌توانست یک تصادف باشد چون کاملاً یادم بود که به خواب رفته بودم و مثل هر شب با یک "فردا می‌بینمت" و یک بوسه به پدر و مادرم شب بخیر گفته بودم. در همان لحظه، در حالی که داشتم فکر می‌کردم چطور ممکن است در چنین شرایط سختی باشم (آن موقع نمی‌دانستم که آپنه خواب دارم)، احساس کردم که انگار یک طناب نامرئی هر دو پایم را گرفت و با نیروی عظیمی به پایین کشید. و با ضربان غیرقابل کنترل قلبم در حالی که در رختخوابم نشسته بودم، از خواب بیدار شدم. جالب اینجاست که بازگشت آنی بود، با ملاحظه ی این که کل سفر به آنجا، به نظر من، مدت زمان بسیار زیادی طول کشیده بود.

اطلاعات پیش‌زمینه

جنسیت زن

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک به مرگ ۲۸/۱۱/۱۹۸۶

عناصر تجربه ی نزدیک به مرگ

در زمان تجربه ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ بله، کمبود اکسیژن به دلیل خفقان خواب، رویداد تهدیدکننده ی زندگی، اما نه مرگ بالینی

محتوای تجربه ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً خوشایند

آیا یک احساس جدایی از بدن خود را داشتید؟ من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری عادی روزمره ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری عادی

در چه زمانی از تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ من در تمام مدت همان سطح هوشیاری را حفظ کردم

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت گرفته یا کند شده است؟ به نظر می‌رسید زمان سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد، سرعتی که من در حال حرکت بودم آنقدر چشمگیر بود که نمی‌توان به وضوح تخمین زد که سفر به سمت نور چقدر طول کشیده است. با این حال، بازگشت آنی بود، که باعث می‌شود فکر کنم زمان خطی نبوده و تغییر کرده است.

آیا به درون یا از داخل یک تونل گذشتید؟ بله، لحظاتی پس از ترک بدنم، تقریباً بلافاصله، وارد یک تونل تاریک شدم و با سرعت بسیار زیادی از آن عبور کردم.

آیا نوری درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شده‌اید؟ نوری به وضوح با منشأ عرفانی یا دیگر جهانی

آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ بله، من نوری را در انتهای تونل دیدم که هر چه به آن نزدیک تر می‌شدم شدت گرفت.

آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگری، غیرزمینی، شده‌اید؟ یک مکان ناآشنا و عجیب و غریب، تونلی که در انتهای آن نوری بود، به دلیل احساساتی که در من ایجاد کرد، به نظر من مکانی کاملاً عجیب و غریب بود.

در طول این تجربه چه عواطفی را احساس کردید؟ حس آرامش درونی و کنجکاوی زیاد

آیا به مرز یا نقطه‌ای بی‌بازگشت رسیدید؟ من به مانعی رسیدم که اجازه ی عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میلم به عقب فرستاده شدم، احساس کردم که نوعی طناب به پاهایم بسته شده و نیرویی باورنکردنی، که باعث درد من نمی‌شد، و فقط در کمال شگفتی، مرا به سمت پایین می‌کشید و مجبور به بازگشت می‌کرد.

خدا، معنویت و دین

پیش از این تجربه چه دینی داشتید؟ مسیحی- کاتولیک، مسیحی از نظر تربیت، اما نه عمل

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ بله، من به مباحث معنوی بسیار بیشتر علاقه دارم. من به اعتقادات مذهبی دیگران احترام بیشتری می‌گذارم، حتی اگر آنها را به اشتراک نگذارم.

اکنون دین شما چیست؟ مسیحی- کاتولیک، مسیحی از نظر تربیت، اما نه عمل

آیا تجربه ی شما شامل ویژگی‌هایی سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که کاملاً با باورهایی که در زمان تجربه ی خود داشتید سازگار بود. به دلیل تربیت مسیحی من و آنچه در مورد امکان تداوم آگاهی پس از مرگ خوانده بودم، همه چیز کاملاً با تجربه ی من سازگار بود.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله، تغییرات عمده در زندگی من زمانی آغاز شد که آن را با دیگران به اشتراک گذاشتم. تا آن زمان، تغییر نسبی بود.

در مورد زندگی زمینی ما غیر از دین

آیا در طول تجربه ی خود، اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، به نوعی مطمئن بودم که زندگی پس از مرگ ادامه می‌یابد.

پس از NDE:

پس از تجربه تان، چه تغییرات سبک زیستنی در زندگی شما رخ داد؟ من بیشتر بر زندگی معنوی خود تمرکز می‌کنم و ارتباط بسیار بیشتری با اطرافیانم احساس می‌کنم. احساس همدلی، تأمل و شهود بیشتری می‌کنم.

آیا روابط شما به طور خاص در نتیجه ی این تجربه تغییر کرده است؟ بله، من معمولاً راحت‌تر می‌بخشم و خودم را جای طرف مقابل می‌گذارم. دیگر از مرگ نمی‌ترسم.

آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه

در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، این تجربه را چقدر دقیق به یاد می‌آورید؟ من این تجربه را دقیق‌تر از سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده‌اند، به یاد می‌آورم، با وجود گذشت ۴۰ سال از آن زمان، آن تجربه را با وضوح کامل به یاد می‌آورم.

آیا پس از تجربه‌تان، استعدادهای روانی، غیرمعمول یا ویژه ی دیگری دارید که پیش از تجربه نداشتید؟ بله، من رویاها و شهودهایی داشته‌ام که به دلیل احتمال کم آنها را پیشگویی می‌دانم.

آیا یک یا چند بخش از تجربه شما وجود دارد که به طور خاص برای شما معنادار یا قابل توجه باشد؟ بله، احساس آرامش بی‌نهایت. من هرگز چنین احساسی نداشته‌ام. وقتی می‌خواهم آرام شوم، سعی می‌کنم به آن حالت برگردم، هرچند موفق نشده‌ام.

آیا تا به حال این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه‌تان از تجربه ی نزدیک به مرگ (NDE) اطلاعی داشتید؟ بله، کتاب ریموند مودی را خوانده بودم.

کمی پس از وقوع آن (چند روز تا چند هفته) چه باوری در مورد واقعیت تجربه‌تان داشتید؟ احتمالاً این تجربه واقعی بود، من در مورد آنچه واقعاً اتفاق افتاده بود، شک و تردیدهای زیادی داشتم.

اکنون در مورد واقعیت تجربه‌تان چه باوری دارید؟ این تجربه قطعاً واقعی بود، من آن را به چند دلیل بسیار واقعی می‌بینم: زیرا خاطره ی آن در طول سال‌ها تغییر نکرده است، زیرا من آن را با تجربیات افراد دیگر در طول زمان و جهان و از طریق گفتگو با پزشکان و متخصصان آگاهی مقایسه کرده‌ام.

آیا چیز دیگری هست که بخواهید در مورد تجربه‌تان بیفزایید؟ من از سرعت حرکتم و این که بازگشت فوری بود، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. من زیاد در مورد فیزیک این رویداد فکر کرده‌ام، بدون درک آن. همچنین می‌خواهم تأکید کنم که من نه به تصمیم خودم یا به این دلیل که کسی به من گفته بود، بلکه وقتی برگشتم که دیگر نمی‌توانستم دلیل مرگم را برای خودم توضیح دهم. من این جزئیات را در تجربه ی هیچ شخص دیگری نخوانده‌ام.