ایمی ال. ارتباطات پس از مرگ (ADC)
خانه NDERF متداول NDE NDE خود را با ما در میان بگذارید




شرح تجربه:

پدرم که به شدت با او صمیمی بودم، در اواخر ژانویه ی ۲۰۲۳ بر اثر خودکشی درگذشت. آن شب پیامک او را از دست دادم که به من می‌گفت به گاراژ می‌رود. گوشی من روی حالت "مزاحم نشوید" بود، بنابراین تا زمانی که به رختخواب می رفتم پیام را ندیدم. یک اعلان به من نشان داد که روی آن نوشته شده بود "در حالی که در حالت فوکوس بودید" و من پیامی از پدرم دیدم. همانطور که در هفته های منتهی به مرگ او با هم بحث می کردیم، پیام را عجیب دیدم. آن را خواندم و بلافاصله با پلیس تماس گرفتم تا معاینه ی بهزیستی انجام دهد. آمبولانس هم اعزام شد. این خبر را زمانی دریافت کردم که ساعتی بعد دو مامور پلیس به خانه ام آمدند. من هر روز گریه می کردم. نیمه های شب از خواب بیدار می شدم و گریه می کردم. من کاملاً تسلی ناپذیر بودم. سپس در طول چند هفته سه خواب جداگانه دیدم. بزرگترین سوال من این بود که چقدر طول کشید تا او بمیرد، زیرا تنها چیزی که می‌توانستم تصویر کنم این بود که او از درد آویزان بود و از انتخاب خود پشیمان. هیچ کس نمی توانست پاسخ قطعی به من بدهد و اطلاعات متناقضی در فضای مجازی وجود داشت. از پلیس، پزشکان و روانشناسان پرسیدم و همه چیزهای مختلفی گفتند.

نخستین رویای من این بود که داشتم پدرم را تماشا می کردم. دقیقاً همان نقطه ای بود که می دانیم او این کار را انجام داد، دقیقاً روی میله. او رو به درب گاراژ شروع کرد که برای من عجیب بود. او با پیراهن و لباس زیر بود که من بعداً تأیید کردم. او با سرعت به دور خود چرخید و در واقع بلافاصله دچار حمله ی قلبی شد. پزشکی قانونی کالبد شکافی کامل انجام نداد، بنابراین نمی توان تایید کرد. وقتی چرخیدن متوقف شد، دوباره رو به درب گاراژ بود که بعداً نیز تأیید شد. دقیقاً می‌توانستم ببینم که طناب کجاست و سرش در یک زاویه قرار داشت. من سرانجام این موضوع را تایید کردم که هشت ماه بعد گزارش کامل پزشکی قانونی را دریافت کردیم. خواب بعدی کوتاه و عجیب بود. او مرا به معنای واقعی کلمه از تختم بیرون آورد، به بیرون به پیاده رو برد و رهایم کرد. درست در زمانی که می خواستم به سنگفرش سخت برخورد کنم، مرا به سمت بالا برد تا نجاتم دهد. من نمی دانم معنی آن چیست. سومین و عمیق ترین رویا: او در واقع آمد و دوباره مرا گرفت و به جایی که در زندگی پس از مرگ بود برد. هر دوی ما توپ هایی از نور شدید، رنگ های متفاوتی بودیم که تا به حال ندیده بودم. دور و اطراف می چرخیدیم و از طریق تله پاتی ارتباط برقرار می کردیم. خیلی خوب بود؛ همه اش عشق بود. در آرامش کامل بودم. می‌توانستم ببینم جایی که او اکنون بود، جای بسیار بهتری از زمین است. فقط زمان وجود نداشت. او با تله پاتی به من گفت که چقدر مسخره می شوم که هر روز گریه می کنم، زیرا قرار است به همین زودی یکدیگر را ببینیم. زمانی که آنجا بودم می دانستم این درست است.

چنین احساس می‌کنم زمانی که پیش از آمدن به اینجا در دنیای پس از مرگ بوده‌ام، به من «یادآوری» شد که ۸۰ سال در آنجا مثل پنج ثانیه است. بنابراین با یادآوری این که زمان خیلی سریع می گذرد و ما به این زودی با هم باز خواهیم گشت، آرام گرفتم، جایی که من نیز خوشحال تر خواهم بود زیرا آنجا هستم. برای نخستین بار پس از آن خواب یک هفته گریه نکردم. من از آن زمان فقط چند رویا در مورد او داشتم. او در موارد بسیاری نشانه هایی از زندگی پس از مرگ را به من نشان داده است. اما این رویا مانند یک تجربه ی نزدیک به مرگ بدون هیچ مشکل پزشکی بود.

اطلاعات پس‌زمینه جنسیت زن

تاریخ وقوع تجربه‌ی نزدیک به مرگ 03/18/2023

عناصر تجربه‌ی نزدیک به مرگ در زمان تجربه‌ی شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ی زندگی مرتبطی وجود داشت؟ نه، پدرم که در ژانویه‌ی ۲۰۲۳ خودکشی کرده بود، در خواب به سراغ من آمد؛ دیگر (به‌طور خلاصه مشخص کنید): اندوه عمیق و احساس گناه.

محتوای تجربه‌ی خود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کاملاً دلپذیر

آیا احساس کردید از بدنتان جدا شده‌اید؟ من به‌وضوح بدنم را ترک کردم و بیرون از آن وجود داشتم.

بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با خودآگاهی و هوشیاری عادی روزمره‌ی شما مقایسه شد؟ خودآگاهی و هوشیاری بیشتر از حالت عادی بود؛ فقط این واقعیت که همه‌ی این‌ها در زمانی که در زندگی پس از مرگ بودم به من بازگشت. آن را به یاد آوردم.

در چه زمانی در طول تجربه در بالاترین سطح خودآگاهی و هوشیاری خود بودید؟ در زندگی پس از مرگ

آیا افکار شما تسریع شده بودند؟ به‌طرزی باورنکردنی سریع

آیا به نظر می‌رسید زمان سرعت می‌گیرد یا کند می‌شود؟ به نظر می‌رسید همه چیز یک‌باره اتفاق می‌افتد. یا زمان متوقف شده بود یا معنای خود را از دست داده بود؛ زمان وجود نداشت. با نگاه کردن به زمین، به من نشان داده شد، احتمالاً مربوط به زندگی قبلی‌ام. همه چیز در رویا به‌سرعت اتفاق افتاد.

آیا حواس شما زنده‌تر از حد معمول بودند؟ به‌طرزی باورنکردنی زنده‌تر

لطفاً بینایی خود را در طول تجربه با دید روزمره‌ی خود که بلافاصله پیش از تجربه داشتید مقایسه کنید. بینایی خوب است، بنابراین بدون تفاوت

لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره‌تان که بلافاصله پیش از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید. می‌توانم خوب بشنوم، اما هیچ کلمه‌ای در رویا گفته نشد یا صدایی ساخته نشد. ارتباط تله‌پاتیک بود.

آیا به نظر می‌رسید از چیزهایی که در جاهای دیگر می‌گذرد آگاه بودید؟ نه

آیا به درون یا از میان یک تونل عبور کردید؟ نامطمئن؛ او به‌نوعی مرا به دام انداخت و ما فقط شلیک کردیم و آنجا بودیم.

آیا در تجربه‌ی خود موجوداتی را دیدید؟ من واقعاً آن‌ها را دیدم.

آیا با موجود مرده (یا زنده) برخورد کردید یا از آن‌ها آگاه شدید؟ بله، او پدرم بود، اما او یک گوی نور بود، همان‌طور که من بودم. ما ترکیبی از رنگ‌های زنده بودیم که دور هم می‌چرخیدیم.

آیا نور درخشانی را دیدید یا احساس کردید که توسط آن احاطه شده‌اید؟ نوری که به‌وضوح منشأ عرفانی یا غیرزمینی داشت.

آیا نوری غیرزمینی را دیدید؟ بله، رنگ‌ها از هر چیزی که تا به حال دیده‌ام زنده‌تر بودند.

آیا به نظر می‌رسید وارد دنیای غیرزمینی دیگری شده‌اید؟ یک قلمرو آشکارا عرفانی یا غیرزمینی؛ می‌دانستم که این دنیای پس از مرگ است.

چه عواطفی را در طول تجربه احساس کردید؟ وقتی آنجا هستید، همه چیز عشق، امنیت و شادی است. من آن را احساس کردم و اگر می‌توانستم، می‌ماندم.

آیا احساس آرامش یا لذت داشتید؟ آرامش یا لذت باورنکردنی

آیا احساس خوشی داشتید؟ خوشی باور نکردنی

آیا احساس هماهنگی یا وحدت با کیهان داشتید؟ من دیگر احساس نمی‌کردم که با طبیعت در تضاد هستم.

آیا ناگهان به نظر می‌رسید که همه چیز را درک می‌کنید؟ همه چیز در مورد کیهان؛ فهمیدم که بارها و بارها از کجا می‌آییم و به آن بازمی‌گردیم، و این‌که مردم آنجا منتظر می‌مانند تا همه دوباره پیش از زندگی بعدی با هم بازگردیم.

آیا صحنه‌هایی از گذشته‌تان به سراغتان آمد؟ آیا صحنه‌هایی از آینده برای شما پیش آمد؟ نه

آیا به مرز یا نقطه‌ی بی‌بازگشت رسیدید؟ من به سدی رسیدم که اجازه‌ی عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میلم برگردانده شدم. می‌دانستم یا از طریق تله‌پاتی به من گفته شد که این یک رویداد یک‌باره بود، فقط برای این‌که به من نشان دهد یا یادآوری کند، چون هر روز گریه می‌کردم. تقریباً انگار قرار نبود مرا به آنجا ببرد، اما احساس می‌شد که ناچار است.

خدا، معنویت و دین پیش از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟ غیروابسته – آگنوستیک. هیچ چیز، جز این‌که قبلاً به زندگی پس از مرگ اعتقاد نداشتم.

آیا اعمال مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟ نامطمئن

در حال حاضر دین شما چیست؟ ادیان دیگر یا چند دین (در کادر زیر وارد کنید): معنوی

آیا تجربه‌ی شما دارای ویژگی‌هایی سازگار با باورهای زمینی شما بود؟ محتوایی که هم سازگار بود و هم با باورهایی که در زمان تجربه داشتم همخوانی نداشت. تصور می‌کردم همه‌چیز طلایی و چراغ‌های سفید است. نمی‌دانستم رنگ‌ها زنده‌اند و نمی‌دانستم زمان وجود ندارد. آموختم که وقتی می‌میریم، به عقب نگاه می‌کنیم و می‌گوییم «خیلی سریع بود»، و به همین دلیل است که دوباره برمی‌گردیم.

آیا به دلیل تجربه‌تان تغییری در ارزش‌ها و باورهایتان داشتید؟ بله، همان‌طور که قبلاً گفته‌ام، من مدیتیشن را نیز شروع کردم؛ کاری که هرگز فکر نمی‌کردم انجام دهم.

آیا به نظر می‌رسید با وجود یا حضوری عرفانی مواجه شده‌اید یا صدایی غیرقابل شناسایی شنیده‌اید؟ آیا با موجوداتی برخورد کرده‌اید یا از آن‌ها آگاه شده‌اید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با ذکر نام توصیف شده‌اند (مانند عیسی، محمد، بودا و غیره)؟ نه

آیا در طول تجربه‌ی خود اطلاعاتی در مورد اتصال جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟ نه

در مورد زندگی زمینی ما، غیر از دین آیا در طول تجربه‌ی خود دانش یا اطلاعات خاصی در مورد هدف خود به دست آوردید؟ بله، همان‌گونه که قبلاً گفته شد.

آیا در طول تجربه‌ی خود اطلاعاتی در مورد معنای زندگی به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه‌تان اطلاعاتی در مورد زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟ بله، من در زندگی پس از مرگ بودم و آن را به خاطر آوردم.

آیا اطلاعاتی در مورد نحوه‌ی گذراندن زندگی‌هایمان به دست آوردید؟ نه

آیا در طول تجربه‌ی خود اطلاعاتی در مورد دشواری‌ها، چالش‌ها و سختی‌های زندگی به دست آوردید؟ بله، فقط این‌که این دشواری‌ها اینجا وجود دارند، نه آنجا.

در طول تجربه‌ی خود، آیا اطلاعاتی در مورد عشق به دست آوردید؟ بله، همه‌چیز در آنجا عشق است. شگفت‌انگیز است.

پس از تجربه‌تان چه تغییراتی در زندگی شما رخ داد؟ چند ماه بعد، شوهرم را پس از ۱۶ سال زندگی مشترک ترک کردم، زیرا واقعاً معتقدم که ما مدت زیادی اینجا نیستیم و او مرا بدبخت می‌کرد. دوباره به سر کار برگشتم. به مسائل خیلی کمتر اهمیت می‌دهم. هیچ ابایی از قطع ارتباط با مادر سمی‌ام ندارم، اما برای او آرزوی سلامتی دارم. برای همه آرزوی آرامش و شادی دارم. اکنون هر کاری از دستم برمی‌آید انجام می‌دهم تا خودم و فرزندانم به خوشبختی برسیم.

آیا روابط شما به‌طور خاص در نتیجه‌ی تجربه‌ی شما تغییر کرده است؟ بله، من شوهرم را ترک کردم و اکنون با مردی فوق‌العاده هستم و هرگز خوشحال‌تر نبوده‌ام. فرزندانم نیز شادتر هستند.

پس از NDE آیا بیان این تجربه با کلمات دشوار بود؟ نه

این تجربه را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در حول‌وحوش این تجربه رخ داده‌اند، چقدر دقیق به خاطر می‌آورید؟ من پیش از آن از نظر احساسی بسیار به‌هم‌ریخته بودم.

آیا پس از تجربه‌ی خود هدیه‌ی روانی، غیرمعمول یا ویژه‌ی دیگری دارید که پیش از آن نداشته‌اید؟ بله، همه فکر می‌کنند من روانی هستم؛ من فقط می‌دانم چگونه از آن استفاده کنم.

آیا یک یا چند بخش از تجربه‌ی شما وجود دارند که به‌خصوص برای شما معنادار یا قابل توجه باشند؟ این‌که می‌دانم پدرم در زندگی بعدی با من خواهد بود و او چشم‌به‌راه من است.

آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟ بله

آیا پیش از تجربه‌ی خود اطلاعاتی در مورد تجربه‌ی نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟ بله، درباره‌ی آن‌ها شنیده بودم، اما بر تجربه‌ی من تأثیری نداشت. در واقع معتقدم که از بسیاری فراتر رفتم، زیرا واقعاً در قلمرویی بودم که ارواح در آن حضور دارند.

در مورد واقعیت تجربه‌ی خود در مدت کوتاهی (روزها تا هفته‌ها) پس از وقوع آن چه باوری داشتید؟ من فقط می‌دانم که این تجربه قطعاً واقعی بود. راه دیگری برای بیان آن وجود ندارد.

اکنون در مورد واقعیت تجربه‌ی خود چه باوری دارید؟ تجربه قطعاً واقعی بود.

آیا در هیچ زمانی از زندگی شما، چیزی توانسته است بخشی از این تجربه را بازتولید کند؟ نامطمئن

آیا چیز دیگری وجود دارد که بخواهید در مورد تجربه‌ی خود اضافه کنید؟ آیا سؤالات پرسیده‌شده و اطلاعاتی که ارائه کردید به‌طور دقیق و جامع تجربه‌ی شما را تشریح کردند؟ بله